ه بعد از او مي آيد مژده مي دهد، به خلاف دروغگويان که آن ها به شدت با پيامبران مخالف هستند و در اوصاف و اخلاق و امر و نهي با آن ها مخالف اند.
« فَلَمَّا جَاءهُم» وقتي محّمد(ص) که عيسي به آمدن او مژده داده بود« بِالْبَيِّنَاتِ» با معجزات و دلايل روشن نزد آن ها آمد که دلالت مي نمود او همان کسي است که عيسي آمدنش را مژده داده و پيامبر بر حقّ خداست، « قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ» با حقّ مخالفت کردند و آن را تکذيب کردند و گفتند اين جادويي آشکار است . و خيلي عجيب است پيامبري که رسالتش واضح است و از خورشيد روشن تر است جادوگر قرار داده مي شود. 
آيا ذلتي بالاتر از اين هست؟ و آيا اتهام و دروغي بزرگتر از اين وجود دارد؟ رسالت پيامبر را که مشخص و معلوم نبود نفي کردند و چيزي را به او نسبت دادند که از همه مرد از آن چيز دورتر است.
« وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ» و کيست ستمکارتر از کسي که بر خدا دروغ بندد؟ چه اين دروغ را بر او ببندد يا دروغي ديگر را، در حالي که عذري نداشته و حجّتي ندارد، چون  او « يُدْعَى إِلَى الْإِسْلَامِ» به  اسلام فراخوانده مي شود و دلايل حقانيت اسلام برايش روشن گرديده است. « وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ» و خداوند گروه ستمکاران را هدايت نمي کند؛ آن هايي که همواره بر ستمگري خود قرار دارند و هيچ اندرزي آن ها را از ستمشان دور نمي کند، و هيچ روشنگري و دليلي آن ها را از ستم کردن باز نمي دارد. به خصوص ستمگراني که در مقابل حقّ ايستاده اند تا آن را کنار بزنند و باطل را ياري کنند. بنابراين درباره آنها فرمود:« يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ» اين ها با گفته هاي پوچشان مي خواهند حقّ را رد کنند و نور خدا را خاموش نمايند، حال آن که اين سخنان حقيقت ندارد، و کسي که داراي بينش است به روشني مي داند که آن ها بر باطل هستند.
« وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ» و خداوند ياري کردن دينش را بر عهده گرفته و ضامن آن است، و نيز حقي که پيامبران را به همراه آن فرستاده است کامل خواهد کرد و نور خويش را در همه سرزمين ها به اتمام خواهد رساند هرچند کافران دوست داشته باشند ، و چون دوست ندارند همه ي توانايي هاي خود را براي خاموش کردن آن به کار مي برند، امّا بايد بدانند که آن  ها مغلوب و شکست خورده خواهند بود.
مثال آن ها مثال کسي است که خورشيد را با دهان فوت مي کند تا آن را خاموش نمايد. پس کافران به هدفشان رسيدند و نه عقل و خردشان از نقص و ايراد سالم ماند. سپس سبب پيروزي و غلبه ي حسّي و معنوي دين اسلام را بيان کرد و فرمود:« هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ» او پيغمبرش را با هدايت و دين حقّ فرستاد . يعني با علم مفيد و عمل شايسته فرستاد.
با علم و دانشي که به سوي خدا و به سراي بهشت هدايت مي کند و انسان را به بهترين سخن اعمال و اخلاق و به سوي منافع دنيا و آخرت رهنمون مي سازد. « وَدِينِ الْحَقِّ» و با دين حقّ فرستاد. 
يعني ديني که بايد فرامين و نواهي آن را گردن نهاد و براساس آن پروردگار جهانيان پرستش شود. ديني که حقّ و صدق  است و عيبي در آن نيست و هيچ خللي بدان وارد نمي شود بلکه فرمان هاي آن غذاي دل ها و ارواح و مايه راحتي جسم و تن است . و ترک کردن آن چه از آن نهي کرده است باعث در امان ماندن از شرّ و فسا د مي شود. پس هدايت و دين حقي که پيامبر(ص) به همراه آن مبعوث شده بزرگترين دليل و برهان بر راستگوي اوست و اين دليلي است که تا جهان باقي است باقي و پايدار است و هرچند عاقل در آن بيش تر بينديشد بينش او بيش تر مي گردد.
« لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ» تا آن را بر همه اديان چيره بگرداند. يعني تا اين دين را به وسيله حجّت و دليل بر همه اديان چيره بگرداند و اهل اين دين را به وسيله شمشير بر ديگران پيروز نمايد. پس دين در همه اوقات چيره و برتر است و امکان ندارد چيزي آن را شکست دهد و بر آن چيره شود. 
امّا اهل دين اگر آن را انجام دهند و در پرتو ن ور آن حرکت  کنند و براي جلب منافع ديني و دنيوي خود از رهنمودهاي آن پيروي نمايند هيچ کس در مقابل آن ها نمي تواند بايستد و آن ها بر اهل همه اديان چيره خواهند گشت. 
اما هرگاه دين را ضايع کنند و فقط به اين اکتفا نمايند که منتسب به دين  اسلام باشند اين برايشان فايده اي نخواهد داشت و بي توجّهي آنان به دين اسلام سبب خواهد شد تا دشمنان بر آن ها مسلط شوند. و هرکس اوضاع و حالات  مسلمانان صدر اسلام و مسلمانان بعدي را بررسي کند به اين امر پي خواهد برد.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنجِيكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ اي  کساني  که  ايمان  آورده  ايد ، آيا شما را به  تجارتي  که  از عذاب   دردآوررهاييتان  دهد راه  بنمايم  ?
تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ به  خدا و پيامبرش  ايمان  بياوريد ، و در راه  خدا با مال  و جان  خويش   جهاد کنيد  و اين  براي  شما بهتر است  ، اگر دانا باشيد.
يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَيُدْخِلْكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ گناهان  شما را مي  آمرزد و به  بهشتهايي  که  درونش  نهرها جاري  است  و، نيزخانه  هايي  خوش  و پاکيزه  در بهشتهاي  جاويد داخل  مي  کند ، و اين   پيروزي  بزرگي  است.
وَأُخْرَى تُحِبُّونَهَا نَصْرٌ مِّنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ و نعمتي  ديگر که  دوستش  داريد : نصرتي  است  از جانب  خداوند و فتحي   نزديک  ، و مؤمنان  را بشارت  ده.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا كُونوا أَنصَارَ اللَّهِ كَمَا قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوَارِيِّينَ مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللَّهِ فَآَمَنَت طَّائِفَةٌ مِّن بَنِي إِسْرَائِيلَ وَكَفَرَت طَّائِفَةٌ فَأَيَّدْنَا الَّذِينَ آَمَنُوا عَلَى عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظَاهِرِينَ  اي  کساني  که  ايمان  آورده  ايد ، ياران  خدا باشيد ، همچنان  که  عيسي  بن   مريم  به  حواريان  گفت  : چه  کساني  مرا در راه  خدا ياري  مي  کنند ? حواريان   گفتند : ما ياران  خدا هستيم   پس  گروهي  از بني  اسرائيل  ايمان  آوردند و  گروهي  کافر شدند  ما کساني  را که  ايمان  آورده  بودند بر ضد دشمنانشان   مدد کرديم  تا پيروز شدند.
اين توصيه و راهنمايي است از جانب مهربان ترين مهربانان به بندگان مومنش و آن ها را به بزرگترين تجارت راهنمايي مي کند؛ تجارت و هدفي که به بالاترين هدف است و به وسيله آن مي توان از عذاب دردناک نجات يافت و به نعمت هاي پايدار و هميشگي دست پيدا کرد. مطلب را به صورت «پيشنهاد» «هَل» بيان داشت که دال بر ا