َا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ » امروز شما را مژده باد به باغ هايي که رودبارها از زير کاخ هاي آن جاري است و در آن جا جاودانه ايد. اين است رستگاري بزرگ.
سوگند به خدا که اين مژده براي آن ها بسيار شيرين و لذّت بخش است چون تمامي خواسته هاي آن ها تحّقق يافته و هر امر ناگوار و نامطلوبي از آن ها دور شده است.
وقتي منافقان، مومنان را مي بينند که به وسيله نورشان راه مي روند و منافقان نورشان خاموش مي گردد و در تاريکي ها حيران مي مانند به مومنان مي گويند:« انظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِكُمْ» به ما مهلت و فرصت دهيد تا از نور شما برگرديم و به وسيله آن حرکت  کنيم تا از نور شما برگيريم و به وسيله آن حرکت کنيم تا از عذاب نجات يابيم.« قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا» به آن ها گفته مي شود:« به پشت سرتان و به دنيا برگرديد و نوري بجوييد». يعني اگر خواسته شما ممکن است پس به عقب برگرديد، حال آن که بازگشت به دنيا محال است و امکان ندارد.
« فَضُرِبَ بَيْنَهُم بِسُورٍ» پس ميان مومنان و منافقان ديوار و دژ محکمي زده مي شود. « لَّهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِن قِبَلِهِ الْعَذَابُ» داخل آن که رو به مومنان است رحمت مي باشد و خارج آن که رو به منافقان است عذاب است. منافقان مومنان را صدا مي زنند و با تضّرع و زاري مي گويند:« أَلَمْ نَكُن مَّعَكُمْ» آيا در دنيا ما با شما نبوديم و نمي گفتيم« لا اله الا الله » و نماز نمي خوانديم و روزه نمي گرفتيم و جهاد نمي کرديم و همان کاري که شما انجام مي داديد انجام نمي داديم؟!« قَالُوا بَلَى» مي گويند:« بلي! شما در دنيا با ما بوديد و در ظاهر همان کاري را که ما انجام مي داديم مي کرديد، ولي اعمال شما منافقانه بود و بدون ايمان و بدون نيت درست انجام مي شد. 
« وَلَكِنَّكُمْ فَتَنتُمْ أَنفُسَكُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ» ولي شما خود را گرفتار فتنه و بلا نموديد و چشم به راه مانديد و در خبر خداوند که جاي شک و ترديدي در آن نيست شک کرديد. « وَغَرَّتْكُمُ الْأَمَانِيُّ» و آرزوهاي باطل شما را گول زد، يعني گمان برديد و آرزو کرديد که آن چه مومنان به دست مي آورند شما هم به دست خواهيد آورد، حال آن که شما يقين و باور نداريد.
« حَتَّى جَاء أَمْرُ اللَّهِ» تا اين که مرگ به سراغ شما آمد و شما در آن حالت زشت قرار گرفتيد. « وَغَرَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ» و فريبنده شما را فريفت. و فريبنده شيطان است که کفر و شک را براي شما آراست و آن گاه شما به آن اطمينان پيدا کرديد و به وعده آن  اعتماد نموديد و خبرش را تصديق کرديد.
« فَالْيَوْمَ لَا يُؤْخَذُ مِنكُمْ فِدْيَةٌ وَلَا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا» پس امروز هم از شما و هم از کافرا هيچ بلاگرداني پذيرفته نمي شود. پس اگر به اندازه اي دو برابر زمين طلا را به عنوان فديه بپردازيد از شما پذيرفته نمي شود، « مَأْوَاكُمُ النَّارُ» جايگاه شما آتش دوزخ است. « هِيَ مَوْلَاكُمْ» آتش که ياور و سرپرست شماست و شما را به آغوش مي گيرد. « ْ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ» و آتشِ دوزخ چه بد سرنوشتي است!
خداوند متعال مي فرمايد:« وَأَمَّا مَن خَفَّت مَوَزِينُهُ؛ فَأُمُّهُ هَاوِيةُ ؛ و مَآ أَدرئَکَ مَا هِيه، نَارُ حَامِيةُ» پس امّا هرکس که کفهّ ي نيکي هاي او سبک باشد بداند که بازگشتگاهش دوزخ است. و تو از کجا مي داني که آن چيست! آتشي زبانه زن است.أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ آيا مؤمنان  را وقت  آن  نرسيده  است  که  دلهايشان  در برابر ياد خدا و آن ، سخن  حق  که  نازل  شده  است  ، خاشع  شود ? همانند آن  مردمي  نباشند که  پيش   ازاين  کتابشان  داديم  و چون  مدتي  بر آمد دلهايشان  سخت  شد و بسياري   نافرمان شدند
اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ بدانيد که  خدا زمين  را پس  از مردنش  زنده  مي  کند  ما آيات  را  برايتان به  روشني  بيان  کرديم  ، باشد که  به  عقل  دريابيد.
وقتي حالت زنان و مردان مومن و زنان و مردان منافق را در جهان آخرت بيان کرد امري که دل ها را به کرنش و خشوع براي پروردگار فرا مي خواند، مومنان را سرزنش کرد که چرا دل هايشان فروتن نمي شود و فرمود:« أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ» آيا وقت آن فرا نرسيده که دل هاي مومنان در برابر ذکر خدا که قرآن است بلرزد و کرنش يابد و مطيع فرمان هاي الهي شود و از آن چه از حقّ نازل شده و محمّد(ص) آن را آورده است پيروي نمايند؟ 
در اين جا آدمي به تلاش براي فروتني و کرنش قلب براي خداوند و خضوع يافتن آن در برابر کتاب و حکمتي که خداوند نازل کرده است تشويق شده است. و به اين ترغيب شده که مومنان بايد مواعظ الهي و احکام شرعي را در هر وقت به ياد بياورند و خود را محاسبه کنند. 
« وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ» و مانند کساني نباشند که خداوند کتاب را براي آن ها نازل فرمود تا دل هايشان خشوع يابد و کاملا فرمانبردار باشند امّا آن ها پايدار نماندند بلکه روزگار بر آنان به درازا  کشيده و غفلت و بي خبري شان ادامه يافت و آن گاه  ايما نو باورشان از بين رفت.
« فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ» سپس سنگدل شدند و بسياري از آن ها بدکارند. دل ها در هر وقت به اين نياز دارند که آن چه را خداوند نازل کرده است يادآوري نمايند و حکمت را تکرار کنند و نبايد از اين غافل شوند چون غفلت از ياد خدا سبب سنگدلي مي گردد و باعث مي شود تا هرگز از چشم ها به سبب خوف الهي اشک سرازير نشود. 
« اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ» بدانيد که خداوند زمين مرده را زنده مي گرداند و ما آيات را براي شما به روشني بيان کرده ايم تا خرد ورزيد. چون آيات و نشانه هاي خدا عقل ها را بر شناخت و معرفت الهي راهنمايي مي کنند، و اين که خداوندي که زمين را پس از پژمردگي زنده گردانده مي تواند مردگان را پس از مرگشان زنده بگرداند و آن گاه آن ها را طبق کارهايي که کرده اند جزا و سزا بدهد. خداوندي که زمين را با آب باران زنده و خرّم مي گرداند مي تواند دل هاي مرده را با حقّي که بر پيامبرش نازل فرموده زنده نمايد. و اين آيه بر اين دلالت مي نمايد که هر کسي به وسيله آيات خداوندي راهياب نشود و از دستورات و آئين هاي الهي فرمانبرداري نکند عقل و خرد ندارد.إِنَّ الْمُصَّدِّقِينَ وَالْمُصَّدِّقَاتِ وَأَ