نفُسَکُم وَلَکُم فِيهَا مَا تَدَّعُونَ ؛ نُزُلَا مِّن غَفُورِ رَّحيم» بي گمان کساني که گفتند:« پروردگار ما الله است»، سپس پايداري ورزيدند، بر آنان فرشتگان فرود مي آيند و مي گويند:« نترسيد واندوهگين مباشيد و به بهشتي که وعده داده مي شويد شاد باشيد. ما دوستان شما هستيم هر آن چه که بخواهيد و دوست بداريد در بهشت مهيا است». و آن به عنوان مهماني از جانب پروردگار آمرزنده مهربان است. 
و اين فرموده الهي که مي فرمايد:« لَهُمُ البُشري فِي الحَيوَةِ الدُّنيا وَفِي الاَخِرة» آنان را در زندگاني دنيا و آخرت مژده است. چنين تفسير شده که اين بشارت و مژده، بشارت در زندگاني دنيا مي باشد.
« وَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ أَصْحَابِ الْيَمِينِ» و اگر از ياران راست باشد. آن ها کساني هستند که واجبات را انجام داده و محرّمات را ترک گفته اند، گرچه از آن ها در انجام پاره اي از وظايف کوتاهي سرزده، کوتاهي اي که به ايمان و يگانه پرستي آنان خللي وارد نکرده است. پس به هريک از اين ها گفته مي شود:« سَلَامٌ لَّكَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ» از سوي ياران دست راستت درودت باد. يعني وقتي به آن ها مي رسد به او سلامي مي کنند. و يا اين که به او گفته مي شود از همه آفت ها و بلاها و عذاب به دور و سلامت هستي چون تو از دست راستي ها هستي، کساني که از عذاب و کيفر در امان مي باشند. 
« فَنُزُلٌ مِّنْ حَمِيمٍ؛ وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ» هنگامي که به نزد پروردگارشان مي آيند، ضيافت آنان عبارت است از وارد شدن به آتش؛ آتشي که از همه سو آن ها را فرا مي گيرد و به دل هايشان مي رسد. و هرگاه از شدّت تشنگي کمک بطلبند.
« يغَاثُوا بِمَآءِ کَالمُهلِ يشوِي الوُجوُه َ بِئسَ الشَّرَابُ وَسَأء ت مُرتَفَقَاً» با آب جوشاني که صورت ها را کباب مي کند به فرياد آن ها پاسخ داده مي شود. چه بد نوشيدني و چه بد جايگاهي است!
« إِنَّ هَذَا» آن چه خداوند ذکر نمود که بندگان را در مقابل کارهاي نيک و بدشان سزا و جزا خواهد داد، « لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ» حق و يقيني است که شک و ترديدي در آن نيست، و قطعا تحّقق مي يابد. و خداوند در اين باره دلايل قطعي به بندگانش نشان داده است تا جايي که خردمندان چنان باوردارند که گويا اين جزا را مي چشند و حقيقت آن را مشاهده مي کنند. پس آن ها خداوند را به خاطراين نعمت بزرگ ستايش مي نمايند.
بنابراين خداوند متعال فرمود:« فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ » پس نام پروردگار بزرگت را به پاکي ياد کن. پاک و منزّه است پروردگار بزرگ ما و بسي برتر و والاتر است، و به دور است از آن چه ستمگران و منکران مي گويند. و ستايش پروردگار جهانيان را سزاست، ستايشي پاک و خجسته و بس فراوان.
پايان تفسير سوره ي واقعه<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:763.txt">آيه 6-1</a><a class="text" href="w:text:764.txt">آيه 11-7</a><a class="text" href="w:text:765.txt">آيه 15-12</a><a class="text" href="w:text:766.txt">آيه 17-16</a><a class="text" href="w:text:767.txt">آيه 19-18</a><a class="text" href="w:text:768.txt">آيه 21-20</a><a class="text" href="w:text:769.txt">آيه 24-22</a><a class="text" href="w:text:770.txt">آيه 27-25</a><a class="text" href="w:text:771.txt">آيه 29-28</a></body></html>مدني و 29 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 6-1: 
سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ خداوند را تسبيح  مي  گويند ، هر چه  در، آسمانها و زمين  است  ، و او  پيروزمند و حکيم  است.
لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ فرمانروايي  آسمانها و زمين  از آن  اوست   زنده  مي  کند و مي  ميراند و  برهر چيز تواناست.
هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ اوست  اول  و آخر و ظاهر و باطن  ، و او به  هر چيزي  داناست.
هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاء وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ اوست  که  آسمانها و زمين  را در شش  روز آفريد  سپس  به  عرش  پرداخت   هر چه  را، در زمين  فرو رود و هر چه  را از زمين  بيرون  آيد و هر چه  را از  آسمان  فرو آيد و هر چه  را بر آسمان  بالا رود ، مي  داند  و هر جا که   باشيد همراه  شماست  و به  هر کاري  که  مي  کنيد بيناست.
لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ فرمانروايي  آسمانها و زمين  از آن  اوست  ، و همه  کارها به  خدا باز مي   گردد.
يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَهُوَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ از شب  مي  کاهد و به  روز مي  افزايد و از روز مي  کاهد و به  شب  مي   افزايد و، به  هر چه  در دلها مي  گذرد آگاه  است.
خداوند متعال از عظمت و شکوه و گستردگي فرمانروايي اش خبر مي دهد که همه آن چه در آسمان ها و زمين است از قبيل  حيوانات ناطق و غير ناطق و جمادات، خداوند را به پاکي ياد مي کنند و او را از آن چه شايسته شکوهش نيست منّزه مي دانند. و همه آن چه در آسمان ها و زمين است به عبادت پروردگارشان مشغولند و تسليم قدرت او هستند و آثار حکمت الهي در آن ها نمايان است. بنابراين فرمود:« وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ» و او تواناي با حکمت است.
در اين جا بيان شده که همه م خلوقات در جهان بالا و پايين به طور عام نيازمند پروردگارشان مي باشند و قدرت او همه را فراگرفته و حکمت او در آفرينش جهان هستي و فرمانش در هر چيز نمايان است. سپس خداوند از فرمانروايي فراگيرش خبر داد و فرمود:« لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُحْيِي وَيُمِيتُ» فرمانروايي آسمان ها و زمين از آن خداوند است و او مي ميراند و زنده مي گرداند. يعني  اوست آفريننده مخلوقات و اوست روزي دهنده و کارساز آن ها. 
« وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» و او بر هر کار و هر چيزي تواناست. « هُوَ الْأَوَّلُ» او پيشين است که قبل از او چيزي نبوده و نيست، « وَالظَّاهِرُ» و پيدا است که بالاتر از او چيزي نيست. « وَالْبَاطِنُ» و ناپيدا است که نهان تر از او چيزي نيست.« وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ» و او به هر چيزي داناست . و علم و آگاهي او امور پيدا و پنهان و رازها و امور پوشيده و امور پيشين و پسين را فراگرفته است.
« هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ» اوست خدايي که آسمان ها و زمين را در شش روز آفريد. آفرينش از روز يکشنبه شروع شد و آخرين روز آن جمعه بود. « ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ» سپس بر عرش خودش آن گونه که شايسته و سزاوار شکوه او است، بلند و مرتفع گرديد. 
« يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ» دانه ها و موجودات زنده و باران و  غيره که به داخل زمين وارد مي شوند را مي داند. « وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا» و گياهان و درختان و حيوانات و غيره که از زم