 بد با تو برخورد كردند، با آنها بدي مكن، گر چه ميتوان در مقابل كسي كه بدي ميكند به اندازة بدي او بدي كرد، اما تو در مقابل بدي آنها با آنان نيكي كن، زيرا اين نشانة برتري تو بر بدي كننده ميباشد. و از منافع و خوبيهاي اين كار يكي اين است كه در آيندة نسبت به تو كمتر بدي ميكند. و نيكي كردن در مقابل بدي سبب ميشود تا فرد خطاكار به حق باز گردد، و چه در بسا پشيمان شده و متأسف گشته و توبه نمايد.
و عفو كننده به صفت نيكوكاري متصف ميگردد،و با اين كار بر دشمن خود و بر شيطان چيره ميگردد، و از جانب خداوند مستحق پاداش ميشود. خداوند متعال ميفرمايد: فمن عفا و اصلح فاجره علي الله و هر كس عفو كند و اصلاح نمايد، اجرش بر خداست. و ميفرمايد: با روشي كه بهتر است دفع كن، پس آن گاه كسي كه ميان تو و او دشمني بود چنان ميشود كه گويا دوستي صميمي است، و كسي اين را در نمييابد [و توفيق دست يافتن به اين صفت زيبا را نمييابد] مگر كسي كه بردباري كرده است، و آن را در نمييابد مگر كسي كه بهرهاي بزرگ داشته باشد. . فرمود: نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَصِفُونَ ما به گفته آنها كه كفر تكذيب است، آگاهتر هستيم، و علم ما آن را احاطه نموده است، اما بردباري مينماييم و آنها را مهلت ميدهيم و با اينكه ما را تكذيب كرده و نپذيرفتهاند صبر ميكنيم. پس اي محمد (ص) شايسته است در برابر آنچه ميگويند بردباري نمايي، و با آنها نيكي كني و اين وظيفة بنده در مقابل انساني است كه بدي ميكند. اما شيطانهايي كه كارشان بدي كردن است احسان و نيكي كردن با آنها فايدهاي ندارد، و شيطان همواره گروهش را فرا ميخواند تا از اهل دوزخ سوزان باشند.
پس وظيفه انسان در مقابله كردن با شيطان اين است كه به همان چيزي كه خداوند پيامبرش را به آن راهنمايي نموده است تأسي كند. پس فرمود وَقُل رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَن يَحْضُرُونِ  و بگو: پروردگارا! به تو پناه ميبرم، يعني به «حول» و «قوهي» تو چنگ ميزنم و از قدرت و توانايي خودم بيزارم ميجويم و از شري كه به سبب وسوسه و دست زدن شيطانها به من ميرسد و به آن دچار ميگردم. و به تو پناه ميبرم از شري كه به سبب حضور وسوسههاي شيطانها به وجود ميآيد. و اين پناهبردن از اصل شر ميباشد، و پناهبردن به خدا از همة وسوسههاي شيطان در اين داخل است. پس وقتي كه خداوند بندهاش را از اين شر در پناه خويش قرار داد و دعايش را پذيرفت، از هر شر و بدي سالم ميماند، و بر انجام هر كار خوبي توفيق مييابد.حَتَّى إِذَا جَاء أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ تا آنگاه كه مرگ به سوي يكي از آنان آيد، ميگويد: «پروردگارا! مرا باز گردانيد».
لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ تا اينكه كار شايسته بكنم و فرصتهايي را كه از دست دادهام جبران نمايم، هرگز! بيگمان آن سخني است كه او آن را ميگويد، و در برابر آنان حايلي است تا روزي كه برانگيخته ميشوند.
خداوند از حالت فرد ستمكار و مجرمي كه مرگش فرا رسيده، خبر ميدهد، كه او را در اين موقع پشيمان ميشود. وقتي كه سرانجام وجايگاهش را ببيند و اعمال زشتش را مشاهده نمايد بازگشتش به دنيا را ميطلبد، نه بدان خاطر كه از لذتهاي آن بهرهمند شود، و از شهوتهاي آن استفاده كند، بلكه به گفتهي خود براي اينكه: لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كاري شايسته بكنم، و فرصتهايي را كه از دست دادهام و در آنجا دستورات الهي كوتاهي ورزيدهام، جبران نماييم. كَلَّا نه، هرگز او بازگشتي ندارد، و فرصت و مهلت مجددي به او داده نخواهد شد. و خداوند به طور قطع چنين حكم نموده كه آنها به دنيا باز نميگردند.
إِنَّهَا بدون شك سخن او. كه در آن بازگشتن به دنيا را آرزو مينمايد، كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا فقط سخني است كه وي بر زبان ميآورد، و جز حسرت و پشيماني به گويندهاش فايدهاي نميبخشد. و نيز او در اين سخن راست نميگويد، زيرا اگر به دنيا باز گردانده شود دوباره كارهايي را انجام ميدهد كه از آن نهي شده است.
وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ فرارويشان برزخي است تا روزي كه برانگيخته ميشوند. برزخ يعني آنچه ميان دو چيز حايل و مانع ميگردد. و در اينجا برزخ يعني حايل ميان دنيا و آخرت و در چنين برزخي فرمانبرداران از نعمتها برخوردار شده و گناهكاران عذاب داده ميشوند؛ از ابتداي مردن و قرار گرفتنشان در قبرهايشان تا روز قيامت عذاب داده ميشوند. يعني بايد خود را براي زندگي برزخ آماده كرده و ساز و كار آن را مهيا نمايد.فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَسَاءلُونَ آنگاه چون در صدور دميده شود هيچگونه خويشاوند و نسبتي در ميان آنان نميماند و در آن روز از همديگر نميپرسند.
فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ پس كساني كه كفة كارهاي نيكشان سنگين باشد، اينان قطعاًرستگارانند.
وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خَالِدُونَ و كساني كه كفة كارهاي نيكشان سبك باشد؛ اينان خويشتن را زيانمند نمودهاند، و در جهنم جاودانه خواهند ماند.
تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِيهَا كَالِحُونَ شعلههاي آتش چهرههايشان را فرا ميگيرد، و آنان در آنجا [بر اثر شدت حرارت] رخ در هم كشيده و لب چروكيدهاند.
أَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ مگر آيات من بر شما خوانده نميشد، ولي شما آنها را دروغ ميانگاشتيد؟
قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ ميگويند: «پروردگارا! بدبختي ما بر ما چيره شد، و گروهي گمراه بوديم».
رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ پروردگارا! ما را از آنجا بيرونآور، پس اگر به [كفر بازگشتيم] آنگاه به حقيقت ستمكار خواهيم بود.
قَالَ اخْسَؤُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ [خداوند بديشان] ميفرمايد: «بتمركيد و با من سخن نگوييد».
إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ همانا گروهي از بندگان من ميگفتند: «پروردگارا! ايمان آوردهايم، پس ما را بيامرز و به ما رحمفرما، و تو بهترين رحم كنندگان هستي».
فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنتُم مِّنْهُمْ تَضْحَكُونَ آنگاه آنان را به ريشخند گرفتيد تا آنجا [كه سرگرم شديد] و به تمسخر گرفتن ايشان، ذكر و عبادت مرا از يادتان برد، و شما به آنان ميخنديديد.
إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ همانا من امروز در برابر بردباريشان به آنان [چنين] پاداش دادم و آنان رستگارانند.
قَالَ كَمْ لَبِ