 محافظت ميكند. وَلَا يُجَارُ عَلَيْهِ و هيچ كس نميتواند شري را كه خداوند مقدر نموده است دور كند، بلكه هيچكس نزد خدا جز با اجازهاش شفاعت و سفارش نميكند.
سَيَقُولُونَ لِلَّهِ اقرار خواهند كرد كه خداوند مالك و صاحب هر چيزي است، و او پناه دهنده ميباشد، و كسي را در برابر او نميتوان پناه داد. قُلْ وقتي به آن اقرار نمودند به طور لزوم به آنان بگو: فَأَنَّى تُسْحَرُونَ پس چگونه گول ميخوريد؟ يعني پس عقلهايتان كجا ميرود، و كساني را پرستش ميكنيد كه ميدانيد آنان پادشاهي و اختياري نداشته و بهرهاي از فرماندهي و پادشاهي را ندارند، و آنها از هر جهت ناتوان ميباشند، و شما اخلاص و بندگي مالك بزرگ و تواناي مدبر را ترك كردهايد، پس خود و انديشهاي كه شما را به اين راهنمايي نموده است، خردي فريب و افسون شده است، و بدون ترديد شيطان عقلهايتان را با زيبا جلوه دادن و واژگون كردن حقايق افسون كرده است. پس عقلهاي آنان مسحور شده است، چنانكه جادوگران چشمهاي مردم را جادو مينمايند.بَلْ أَتَيْنَاهُم بِالْحَقِّ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ  بلكه براي ايشان حق را آرودهايم، و قطعاً آنان دروغگو هستند.
مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِن وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ خداوند هيچ فرزندي را برنگرفته و هيچ معبودي با او نبوده است، اگر چنين ميبود، هر معبودي آفريدههاي خود را با خود ميبرد، و برخي بر ديگري برتري ميجستند، خدا از آنچه كه آنان توصيف ميكنند مبراست.
عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ [خداوند يگانه] آگاه به پنهان و آشكار است، [و] از آنچه [با او] شريك ميپندارد برتر است.
خداوند متعال ميفرمايد: بلكه ما براي اين تكذيب كنندگان حق را آرودهايم كه اخبار راستين و امر و نهي عادلانه را در بر دارد. پس چرا آنها به آن اعتراف نميكنند، در حالي كه سزاوارتر است از حق پيروي نمايند. آنها نزد خود چيزي جز دروغ و ستم ندارند كه به جاي حق قرار دهند. بنابراين فرمود: إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ و آنان دروغگو هستند.
مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِن وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ خداوند هيچ فرزندي را برنگرفته و هيچ معبودي با او نبوده است، و اينكه ميگويند: «خداوند داراي فرزندي است و خدايي ديگر با او هست»، دروغ است كه غيرواقعي بودن آن با شهادت خداوند و پيامبرانش و با عقل درست و سالم اثبات ميشود. بنابراين خداوند بر ناممكن بودن وجود خدايي ديگر دليلي عقلي بيان كرد و فرمود: اذِا اگر همراه خداوند- آنگونه كه آنها ميگويند- ديگرخداياني بودند، لّذهبُ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ هر خدايي به آفريدگان خود ميپرداخت، و از ديگران جدا ميشد، و براي بازداشتن و شكست دادن خدايان ديگر ميكوشيد.
وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍو برخي از خدايان بر برخي ديگر چيزه ميشدند، و آن كه چيره و غالب ميگشت خداوند ميشد. بنابراين چنانچه خدايان متعددي وجود داشتند وجود جهان ممكن نبود، و چنين نظم شگفتانگيزي كه عقلها را حيران كرده است در جهان حاكم نميگشت. و نظم سرسامآوري كه بر چرخش خورشيد و ماه و ستارگان ثابت و متحرك حاكم است، اين را اثبات مينمايد. اين درياي آكنده از ستارهها و سيارهها از زماني كه آفريده شدهاند براساس يك نظام در حركت ميباشند، و همه در اختيار قدرت الهي ميباشند، و با حكمت خاص خدا در راستاي تأمين منافع آفريدهها حركت كرده، و هيچ خلل و تضادي در آن نميبيني، و هرگز كوچكترين تضاد و كنتاكتي در آنها نخواهي ديد. پس آيا ميتوان تصور كردكه چنين نظم متقني از صنع و تقدير دو خدا باشد؟ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ منزه است خداوند از آنچه ميگويند. جهان آفرينش با زبان حال و شگفتانگيز به ما ميفهماند كه مدبر آن يك خداست، كه نامها و صفاتش كاملاند، و همة مخلوقات نيازمند ربوبيت و الوهيت او هستند. پس همچنانكه بدون ربوبيت خداوند، مخلوقات وجود و دوامي ندارند، استوار ماندن و سامان يافتن اوضاع آنها نيز جز در پرتو پرستش او و مخصوص گرداندن عبادت براي او امكانپذير نيست. بنابراين بزرگي  صفاتش و يكي از مصاديق بارز آن را كه عم فراگير اوست، يادآور شد و فرمود: عَالِمِ الْغَيْبِ دانندة چيزهايي پنهاني است كه از ديد ما و علم ما پنهان ميباشند، از قبيل چيزهايي كه وجودشان قطعي است، اعم از واجبا و ممكنات و محالات وَالشَّهَدَةِ و دانندة چيزهايي پيدا و آشكاري است كه ما مشاهده ميكنيم. فَتَعَلَى عَمَّا يُشْرِكُونَ پس خداوند از آنچه آنان برايش شريك قرار ميدهند بسي برتر و بالاتر است؛ شريكي كه هيچ علم و آگاهي ندارد جز آنچه خداوند به آن آموخته است.قُل رَّبِّ إِمَّا تُرِيَنِّي مَا يُوعَدُونَ  بگو: «پروردگارا! اگر از آنچه كه بدان وعده داده ميشوند به من بنمايي».
رَبِّ فَلَا تَجْعَلْنِي فِي الْقَوْمِ الظَّلِمِينَ پروردگارا! مرا از زمرة كافران ستمگر مگردان.
وَإِنَّا عَلَى أَن نُّرِيَكَ مَا نَعِدُهُمْ لَقَدِرُونَ و به راستي ما بر آن تواناييم كه آنچه را به آنان وعده ميدهيم به تو بنمايانم.
وقتي خداوند دلايل بزرگش را بر تكذيب كنندگان اقامه كرد، و آنان به آن توجهي ننموده و در برابر آن منقاد نشدند، آمدن عذاب بر آنها قطعي گرديد، و به فرود آمدن عذاب وعده داده شدند. و خداوند پيامبرش را راهنمايي كرد كه بگويد: رَّبِّ إِمَّا تُرِيَنِّي مَا يُوعَدُونَ پروردگارا! هر گاه آنان را به عذاب خودت گرفتار كردي، و مرا بر آن شاهد گرفتي، رَبِّ فَلَا تَجْعَلْنِي فِي الْقَوْمِ الظَّلِمِينَ پروردگارا! مرا از گناهاني كه آنها را بدان مبتلا نموده و موجب عذاب ميشود، مصون بدار، و بر من رحم بفرما. نيز از عذابي كه بر آنان فرود ميآيد مرا در پرتو رحمت خويش بدار، چون وقتي كه عقوبتي فراگير فرود آيد گناهكاران و بيگناهان را فرا ميگيرد.
خداوند براي نزديك جلوه دادن عذاب آنان فرمود: وَإِنَّا عَلَى أَن نُّرِيَكَ مَا نَعِدُهُمْ لَقَادِرُونَ و به راستي ما بر آن تواناييم كه آنچه را بدان وعده ميدهيم به تو بنمايانيم. و اگر آن را به تاخير انداختهايم به خاطر حكمتي است، و گر نه، ما بر فرود عذاب بر سر آنان قدرت و توانايي كامل داريم.ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَصِفُونَ بدي را به روشي كه آن بهتر است دفع كن، ما از چيزهايي كه ميگويند آگاهتر هستيم.
وَقُل رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ و بگو: «پروردگارا! از وسوسههاي شياطين به تو پناه ميبرم».
وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَن يَحْضُرُونِ و خويشتن را در پناه تو ميدارم، پروردگارا! از آنكه شيطانها نزد من حاضر شوند.
اين از محامد اخلاقي است كه خداوند پيامبرش را به آن فرمان داده است، ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ يعني هر گاه دشمنانت با گفتار يا كردا