کار سر مي زند؟! پس جادو مناسب چنين فرد ناشايسته اي مي باشد و آيا چنين اتهامي که به حقّ مي زنند چيزي جز فريبکاري و گول زدن مي باشد؟
« أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ» آيا آنان مي گويند: محمّد اين قرآن را از پيش خود ساخته و از سوي خدا نيست؟ « قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ» به آنان بگو: اگر من قرآن را از پيش خود ساخته باشم خداوند بر مجازات من  تواناست و به گفتگوي شما درباره آن آگاه است . پس چگونه خداوند مرا به سزاي دروغي که بر او بسته ام آن گونه که شما ادعا مي کنيد مجازات نکرده است؟« فَلَا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئًا» اگر خداوند بخواهد زياني به من برساند يا مرحمتي به من بکند شما نمي توانيد در برابر او براي من کم ترين کاري بکنيد. « هُوَ أَعْلَمُ بِمَا تُفِيضُونَ فِيهِ كَفَى بِهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ» او به گفتگوي شما درباره ي قرآن آگاه تر است و همين بس که خداوند ميان من و شما گواه باشد. پس اگر من به دروغ چيزي را به او نسبت مي دادم قطعا مرا مورد مجازات قرار مي داد و کيفري به من مي رساند که همه آن را نظاره مي کردند. چون اگر دروغ مي گفتم اين بزرگ ترين افترا بود. سپس آن ها را با وجود مخالفت و ستيزي که با حقّ داشتند به توبه فرا خواند و فرمود:« وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ» به سوي خدا باز گرديد و از آن چه در آن هستيد دست بکشيد، آن گاه او همه ي گناهانتان را مي آمرزد و شما را مورد مرحمت قرار مي دهد و توفيق انجام خير را به شما عنايت مي کند و پاداش فراوانتان مي دهد.
« قُلْ مَا كُنتُ بِدْعًا مِّنْ الرُّسُلِ» بگو من نخستين فرد از پيامبران نيستم که به نزد شما آمده ام تا از رسالت من شگفت زده باشيد و دعوت مرا انکار کنيد، بلکه پيش از من نيز پيامبراني گذشته اند که دعوت من با دعوت آن ها مطابقت دارد. پس براي چه رسالت مرا انکار مي کنيد؟« وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلَا بِكُمْ» و نمي دانم که با من و شما چگونه رفتار خواهد شد؟ يعني من انساني بيش نيستم و هيچ اختياري ندارم و اين خداوند متعال است که در من و شما تصّرف مي  نمايد و  بر من و شما حاکم  است.« إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ» و جز از آن چه به من وحي مي شود پيروي نمي کنم. و اين گونه نيست که از پيش خودم چيزي آورده باشم. « وَمَا أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُّبِينٌ» و من جز بيم دهنده اي آشکار نيستم. پس اگر رسالت و پيامبري مرا قبول کنيد در  دنيا و آخرت سعادتمند خواهيد بود، و اگر دعوت مرا نپذيريد حساب شما با خداست و من شما را بيم داده ام و هرکس که بيم داده شده باشد عذري ندارد.
« قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن كَانَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَكَفَرْتُم بِهِ وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِّن بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى مِثْلِهِ فَآمَنَ وَاسْتَكْبَرْتُمْ» بگو: به من خبر دهيد اگر اين قرآن از سوي خدا باشد و توفيق يافتگانِ اهل کتاب آن هايي که از حقّ برخوردارند و به وسيله آن مي دانند که اين حق است بر صحّت و درستي آن گواهي دهند و ايمان بياورند و هدايت شوند، سپس اخبار پيامبران و پيروان با شرافت آنان مطابق يکديگر باشد. و شما اي جاهلان احمق! خويشتن را بزرگ تر از اين بدانيد که از قرآن پيروي کنيد، و تکبّر بورزيد، آيا اين بزرگ ترين ستمگري و کفري آشکار نيست؟« إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ» بي گمان خداوند گروه ستمکاران را هدايت نمي کند. و از جمله ي ستمگري اين است که کسي از روي خود بزرگ بيني از پذيرفتن حقّ سرباز زند، آن هم بعد از آن که دستيابي به حقّ برايش ممکن باشد.وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا لَوْ كَانَ خَيْرًا مَّا سَبَقُونَا إِلَيْهِ وَإِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِ فَسَيَقُولُونَ هَذَا إِفْكٌ قَدِيمٌ؛ کافران  مؤمنان  را گفتند : اگر در آن  خيري  مي  بود ، اينان  در پذيرفتنش ، بر ما سبقت  نمي  گرفتند  و چون  بدان  راه  نيافته  اند خواهند گفت  که  اين   دروغي  ديرينه  است.
وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً وَهَذَا كِتَابٌ مُّصَدِّقٌ لِّسَانًا عَرَبِيًّا لِّيُنذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَبُشْرَى لِلْمُحْسِنِينَ و پيش  از آن  کتاب  موسي  راهنما و رحمت  بود  و اين  ، کتابي  است  تصديق کننده  آن  ، به  زبان  عربي  ، تا ستمکاران  را بيمي  و نيکوکاران  را  مژده  اي باشد.
کساني که از حقّ دوري گرداندند و با آن مخالف بودند و دعوت پيامبر را نپذيرفتند، گفتند:« لَوْ كَانَ خَيْرًا مَّا سَبَقُونَا إِلَيْهِ» اگر قرآن و دينِ اسلام چيز خوبي بود مومنان در رسيدن و گرويدن به آن از ما پيشي نمي گرفتند و ما از اولين کساني بوديم که به پذيرفتن آن مبادرت مي ورزيديم و در رسيدن به آن از ديگران پيشي مي گرفتيم. و اين فريب و آراستن دروغ است. چه دليلي هست که بيانگر آن باشد تکذيب کنندگان در پذيرفتن حقّ از مومنان پيشي گيرند؟ آيا تکذيب کنندگان پاکيزه ترند؟ يا عقل هايشان از عقل هاي مومنان کامل تر است؟ يا هدايت به دست آن هاست؟ در حقيقت سخني که مي گويند براي آن است تا خود را دلجويي دهند. مانند کسي که توانايي دست يافتن به چيزي را نداشته باشد سپس به مذمت آن بپردازد. بنابراين فرمود:« وَإِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِ فَسَيَقُولُونَ هَذَا إِفْكٌ قَدِيمٌ» و چون  خودشان به وسيله ي قرآن راهياب نشده اند مي گويند: اين دروغي ديرين است. يعني انگيزه و سببي که آن ها را وادار کرد تا چنان سخناني بگويند اين است که آن ها وقتي به وسيله ي قرآن هدايت نشدند و بزرگ ترين بخشش و عطا را از دست دادند آن را مورد عيب جويي قرار داده و دست دادند آن را مورد عيب جويي قرار داده و به آن طعنه زدند که اين دروغ است ، در حالي که قرآن حقّ است و شکي در آن نيست و ترديدي در حقّانيت آن وجود ندارد.
« وَمِن قَبْلِهِ» و اين قرآن با کتاب هاي آسماني پيش از خود به خصوص با کامل ترين و برترينشان بعد از قرآن که تورات است مطابق و موافق مي باشد، « كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً» که  کتاب موسي است و بني اسرائيل به آن اقتدا مي کردند و به وسيله آن راهياب مي شدند و خير دنيا وآخرت را بدست مي آوردند. « وَهَذَا كِتَابٌ مُّصَدِّقٌ» و اين قرآن کتابي است که کتاب هاي گذشته را تصديق مي نمايد و به راست بودن آن ها گواهي مي دهد و از آن جا که با آن ها مطابق و موافق است آن ها را تصديق مي نمايد.« لِّسَانًا عَرَبِيًّا» و خداوند  اين قرآن را به زبان عربي نازل نموده است تا استفاده از آن و يادآوري آن  آسان باشد.« لِّيُنذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَبُشْرَى لِلْمُحْسِنِينَ» تا کساني را که با کفر و فسق و گناه بر خودشان ستم کرده اند بترساند از اين که اگر به ستمگري ِ خود  ادامه دهند،  عذاب ويرانگر به سراغشان خواهد آمد. و اين کتاب براي نويد دادن به کساني است که عبادت خداوند را به نيکويي انجام مي دهند و با مردم به نيکويي رفتار مي کنند و آن ها را به پاداش فراوان دردنيا و آخرت مژده مي دهد. و اين کتاب اعمالي را که از آن برحذر مي د