م فرمود:« َفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا» و در مورد بهشت فرمود:« وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا» و «واو» را اضافه کرد که اشاره به اين مطلب است که اهل جهنّم به محض اين که به جهنّم مي رسند بدون اين که مهلتي داده شوند درهاي آن به رويشان گشوده مي گردد، و بايد به روي آنها گشوده شود و به محض رسيدن آنها باز گردد، تا گرما و شدّت عذاب آن را بيشتر احساس کنند. اما بهشت سراي گرانقدري است که جز کسي که مقدمات آن را فراهم آورده است به آن وارد نمي شود با وجود اين آنها براي وارد شدن به آن به شفاعت بزرگواترين شفاعت کنندگان نياز دارند. و به محض رسيدنشان درهاي آن گشوده نمي شود. بلکه از خداوند مي خواهند تا محمد (ص) براي آنها نزد او شفاعت کند، و پيامبر (ص) شفاعت مي کند. و اين آيات دليلي بر اين است که بهشت و جهنّم درهايي دارند که گشوده و بسته مي شوند و هريک نگهباناني دارند. و آن دو سرايي هستند که  فقط کسي وارد آن مي شود که سزاوار آن باشد، به خلاف ساير سراها.
« وَقَالُوا» آنها به هنگام وارد شدن به بهشت و قرار گرفتن در آن، ستايش پروردگارشان را به سبب آنچه به آنها بخشيده و آنها را هدايت نموده است به جاي مي آورند و مي گويند:« الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنَا وَعْدَهُ» ستايش خداوندي راست که وعده اش را در حق ما محقّق ساخت. يعني بر زبان پيامبرانش به ما وعده داد که اگر ايمان آوريم و صالح شويم ما را وارد بهشت خواهد کرد. پس وعده اي که به ما داده بود به طور کامل به آن وفا کرد، « وَأَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَاء» و سرزمين بهشت را به ما داد به گونه اي که هرجا بخواهيم در آن جاي مي گيريم و هر نعمتي از آن بخواهيم بر مي داريم و هيچ چيزي براي ما ممنوع نيست. « فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ» پس چه نيک است پاداش نيکوکاران؛ کساني که با طاعت از پروردگارشان در زمان کوتاه و از ميان رفتني دنيا تلاش کردند و در مقابل آن به چنين خير بزرگ و پايداري دست يازيدند .
و اين سراي بهشت است که در حقيقت سزاوار ستايش است که خداوند در آن بندگان برگزيده اش را مورد اکرام قرار مي دهد و خداوند بخشنده  و بزرگوار آن را به عنوان جايگاه مهماني آنها پسنديده است و به بالاترين و بهترين صورت آن را ساخته و با دست خود نهال آن را کاشته و از رحمت و کرامت خويش آن را سرشار نموده است که با بهره مندي از آن، هر اندوهگيني شاد مي گردد، و ناراحتي اش از ميان مي رود و صفا و سرورش کامل مي گردد. 
« وَتَرَى الْمَلَائِكَةَ» و در آن روز بزرگ فرشتگان را خواهي ديد، « حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ» که گرداگرد عرش حلقه زده اند. يعني در خدمت پروردگارشان ايستاده اند و گرد عرش او جمع شده اند و در برابر شکوه او فروتن و به کمال او اعتراف دارند و در جمال و زيبايي او غرق گشته اند.« يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ» خداوند را از هر آنچه که شايسته شکوه او نيست و از آنچه که مشرکان به او نسبت داده اند و آنچه که مشرکان نسبت نداده اند منّزه و پاک مي دانند. « وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْحَقِّ» و ميان پيشينيان و پسينيان به حق و حقيقت که هيچ اشتباهي در آن نيست و کسي که عليه او حکم مي شود آن را  انکار نمي کند، داوري مي شود. « وَقِيلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» و گفته مي شود: ستايش خداوند جهانيان را سزاست. بيان نکرد که گوينده چه کسي است ، تا بر ايندلالت نمايد که همه خلايق ستايش پروردگارشان را به زبان مي آورند و او را به  خاطر آنچه که براي اهل بهشت و  اهل جهنّم قضاوت نموده است، نيز به خاطر فضل و احسان و عدل و حکمتش ستايش مي کنند.
پايان تفسير سوره ي زمر<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:526.txt">آيه 3-1</a><a class="text" href="w:text:527.txt">آيه 6-4</a><a class="text" href="w:text:528.txt">آيه 9-7</a><a class="text" href="w:text:529.txt">آيه 12-10</a><a class="text" href="w:text:530.txt">آيه 17-13</a><a class="text" href="w:text:531.txt">آيه 20-18</a><a class="text" href="w:text:532.txt">آيه 22-21</a><a class="text" href="w:text:533.txt">آيه 46-23</a><a class="text" href="w:text:534.txt">آيه 50-47</a><a class="text" href="w:text:535.txt">آيه 52-51</a><a class="text" href="w:text:536.txt">آيه 55-53</a><a class="text" href="w:text:537.txt">آيه 56</a><a class="text" href="w:text:538.txt">آيه 59-57</a><a class="text" href="w:text:539.txt">آيه 60</a><a class="text" href="w:text:540.txt">آيه 65-61</a><a class="text" href="w:text:541.txt">آيه 68-66</a><a class="text" href="w:text:542.txt">آيه 76-69</a><a class="text" href="w:text:543.txt">آيه 77</a><a class="text" href="w:text:544.txt">آيه 78</a><a class="text" href="w:text:545.txt">آيه 81-79</a><a class="text" href="w:text:546.txt">آيه 85-82</a></body></html>مکي و 85 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 3-1: 
حم؛ حا ، ميم
تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ؛ نزول  اين  کتاب  از جانب ، خداي  پيروزمند داناست .
غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقَابِ ذِي الطَّوْلِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ؛ آمرزنده  گناه  ، پذيرنده  توبه  ، سخت  عقوبت  ، بخشنده   هيچ  خدايي  جز  اونيست ، بازگشت  همه  به  سوي  اوست.
خداوند متعال از کتاب بزرگش خبر مي دهد و مي فرمايد: اين کتاب از سوي او نازل شده است؛ خداوندي که معبود راستين است، چون داراي کمال مي باشد و در کارهايش تنهاست. « الْعَزِيزِ» توانمند است و با توانايي اش بر هر مخلوقي چيره و غالب است. « العَليم» و به همه چيز آگاه و داناست. « غَافِرِ الذَّنبِ» آمرزنده گناه گناهکاران است. « وَقَابِلِ التَّوْبِ» و توبه توبه  کنندگان را مي پذيرد. « شَدِيدِ الْعِقَابِ» هرکس که جرأت به انجام گناه نمايد و از آن ت وبه نکند و  او را سخت کيفر مي دهد . « ذِي الطَّوْلِ» صاحب فضل و احسانِ فراگير است. خداوند از کمال خود چيزهايي را بيان کرد و اين ايجاب مي کند تا تنها او معبود باشد، معبودي که اعمال و طاعت ها فقط براي او انجام مي شود. پس فرمود:« لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ» هيچ معبود به حقّي جز  او نيست، بازگشت به سوي اوست. وجه مناسب ذکر نزول قرآن از جانب خداوندي که به اين صفت ها متصف مي باشد اين است که اين اوصاف مستلزم همه معانيي است که قرآن در بر دارد. پس به درستي که قرآن يا از اسماء و صفات و افعال خدا خبر مي دهد که اين همان  اسماء و افعال و صفات خداست، و يا از مسايل پوشيده و مخفي گذشته و آينده خبر مي دهد، که اين جزو ياد دادنِ خداوندِ دانا براي بندگانش است، و يا از نعمت هاي بزرگ و برکات چشم گير و فرمان هايي خبر مي دهد که انسان را به آن نعمت ها مي رساند، که « ذِي الطَّوْلِ» بر اين مفهوم دلالت مي کند. و يا از عذاب هاي سخت خدا و گناهاني که باعث کيفرهاي سخت الهي مي شوند سخن مي گويد، و « شَدِيدِ الْعِقَابِ» بر اين مطلب دلالت مي نمايد. و يا گناهکاران را به توبه و بازگشت و طلب آمرزش فرا مي خواند که « غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقَابِ» بر آن دلالت مي نمايد. و يا از اين خبر مي دهد که خداوند  تنها معبود به حق است، و بر اين مطلب دلايل عقلي و نقلي  اقامه مي کند، و مردم را بر آن تشويق مي نمايد و از عبادت غير خداوند  نهي مي