 مطلع بودن او از امور پنهان آسمان ها و زمين خبر داد؛ امور پنهاني که از ديد و نگاه مردم پنهان ا ست و از آن آگاهي ندارند. بيان کرد که خداوند رازهاي درون سينه ها را مي داند و آنچه را از خير و شر پاکي و ناپاکي در دل ها پنهان است مي داند پس به هرکس آنچه را که مستحق آن است مي دهد و هريک را در جاي مناسبش قرار مي دهد.هُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلَائِفَ فِي الْأَرْضِ فَمَن كَفَرَ فَعَلَيْهِ كُفْرُهُ وَلَا يَزِيدُ الْكَافِرِينَ كُفْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ إِلَّا مَقْتًا وَلَا يَزِيدُ الْكَافِرِينَ كُفْرُهُمْ إِلَّا خَسَارًا ؛ اوست  که  شما را در روي  زمين  جانشين  پيشينيان  کرد  پس  هر کس  که   ناسپاسي ، کند ، ناسپاسي  اش  بر زيان  اوست  ، و کفر کافران  جز بر دشمني   پروردگارشان  با آنها ، نيفزايد  نيز کفر کافران  جز به  خسرانشان  نيفزايد.
خداوند از کمال حکمت و رحمت بود نسبت به بندگانش خبر مي دهد که او از  قبل چنين مقدر  نموده است برخي از بندگان جانشين برخي ديگر در روي زمين شوند. و چنين مقدر نموده است که براي هر امّتي از امتّ ها بيم دهندگان و پيامبراني را بفرستد تا بنگرد که چگونه عمل مي  کنند؟ پس هرکس به خداوند و به آنچه پيامبرانش آورده  اند کفر بورزد بداند که کفر او به زيان خود اوست و گناه و کيفر کفرش به خودش مي رسد. و هيچ کس بار گناه او را به دوش نخواهد  کشيد. و کفرورزي کافر چيزي جز اين که پروردگارش بر او خشمگين شود نمي افزايد. و چه کيفري بالاتر از خشم و ناخشنودي خداوند وجود دارد؟! « وَلَا يَزِيدُ الْكَافِرِينَ كُفْرُهُمْ إِلَّا خَسَارًا» و کفر کافران چيزي جز زيان به آنان نمي افزايد. يعني آنها خود و خانواده و اعمال و منازلشان را در بهشت از دست خواهند داد، پس همواره بدبختي و زيانمندي کافر فزوني مي گيرد و نزد خدا و خلق خدا خوار مي گردد و محروم مي شود.فَأْتِيَاهُ فَقُولَا إِنَّا رَسُولَا رَبِّكَ فَأَرْسِلْ مَعَنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ وَلَا تُعَذِّبْهُمْ قَدْ جِئْنَاكَ بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكَ وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى پس به نزد او برويد و بگوييد: «همانا ما فرستادگان پروردگارمان هستيم، پس بني اسرائيل را همراه ما بفرست، و آنان را اذيت و آزار مکن. به درستي که ما معجزه اي از سوي پروردگارت برايت آورده ايم، و به سلامت باد کسي که از هدايت پيروي کند»
إِنَّا قَدْ أُوحِيَ إِلَيْنَا أَنَّ الْعَذَابَ عَلَى مَن كَذَّبَ وَتَوَلَّى بي گمان به ما و حي شده است که عذاب بر کسي واقع مي شود که [آيات آسماني و معجزات] را تکذيب نمايد، و روي بگرداند. 
يعني با اين دو فرمان پيش او برويد؛ دعوت دادن او به اسلام و آزاد کردن اين ملت شريف يعني بني اسراييل از اسارت و بردگي فرعون و فرغونيان، تا آزاد شوند و اموراتشان به دست خودشان باشد، و موسي شريعت و دين خدا را در ميان آنان بر پا دارد. 
(قَدْ جِئْنَاكَ بِآيَةٍ ) نشانه و معجزه هايي را از پروردگارت برايت آورده ايم که بر راستگويي ما دلالت مي نمايد. [سپس موسي عصايش را انداخت که ناگهان به مار بزرگي تبديل شد، و دستش را بيرون کشيد و سفيد و درخشان گرديد] و ديگر بياباني که خداوند در مورد آنها گفته است. (وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى) يعني کسي که از راه راست پيروي نمايد و به شريعت روشن راهياب شود و در دنيا و آخرت سلامت و در امان خواهد بود. 
(إِنَّا قَدْ أُوحِيَ إِلَيْنَا) همانا از جانب خدا خير داده شده ايم، و از طرف خودمان نمي گوييم، (أَنَّ الْعَذَابَ عَلَى مَن كَذَّبَ وَتَوَلَّى ) عذاب بر کسي واقع مي شود که پيام پروردرگار و پيامبرش را تکذيب کند،  و از تسليم شدن در برابر آن و پيروي از آن روي بگرداند. در اينجا فرعون به ايمان آوردن و تصديق نمودن و پيروي کردن از موسي و هارون تشويق شده است و از تکذيب آيات و عصيان در برابر خدا بر حذر داشته شده است. اما موعظه و پند دادن در مورد فرعون مفيد واقع نگرديد، و او پروردگارش را انکار کردبه وي کفر ورزيدف و دراين مورد از روي ستمگري و عناد مجادله کرد.قُلْ أَرَأَيْتُمْ شُرَكَاءكُمُ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَرُونِي مَاذَا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّمَاوَاتِ أَمْ آتَيْنَاهُمْ كِتَابًا فَهُمْ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّنْهُ بَلْ إِن يَعِدُ الظَّالِمُونَ بَعْضُهُم بَعْضًا إِلَّا غُرُورًا ؛ بگو : آن  شريکاني  را که  به  جاي  خداي  يکتا مي  خوانديد ، ديديد ? به  من ، بنماييد که  از اين  زمين  چه  چيز را آفريده  اند ? يا در آفرينش  آسمان  چه  مشارکتي  داشته  اند ? آيا بر آنها کتابي  فرستاده  ايم  که  آن  را حجت  خود  سازند? نه  ، ستمکاران  به  يکديگر جز فريب  وعده  اي  نمي  دهند.
خداوند متعال با بيان ناتواني و نقص معبودان باطل مشرکين و بيان بطلان شرک ورزي آنها از همه جهات مي فرمايد:« قُلْ أَرَأَيْتُمْ شُرَكَاءكُمُ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ» اي پيامبر! به آنها بگو: به من درباره ي معبودان خود که به جز خداوند به فرياد مي خوانيد خبر دهيد، آيا آنها سزاوار به فرياد خواندن و پرستش هستيد؟ « أَرُونِي مَاذَا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ» به من نشان دهيد که آنان چه چيزي را در زمين آفريده اند؟ آيا دريايي آفريده اند يا کوه هايي را آفريده اند يا حيواني يا جمادي را آفريده اند؟ آنان اقرار خواهند کرد که آفريننده ي همه ي اين چيزها نعمت الله است. « أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّمَاوَاتِ» آيا شريکاني که آنها مقّرر داشته اند در آفرينش و تدبير آسمان ها مشارکتي دارند؟ خواهند گفت : آنها مشارکتي در اين زمينه ندارند. پس وقتي آنها چيزي را نيافريده اند و در آفرينش جهان هستي با آفريننده مشارکتي ندارد چرا آنها را عبادت مي کنيد و به فرياد مي خوانيد با اينکه به ناتواني آنها اقرار مي کنيد؟! پس، از نظر عقلي دليلي  براي صحّت پرستش آنها وجود ندارد، بلکه دلايل عقلي بر باطل بودن عبادت آنها دلالت مي نمايد. سپس دليلي نقلي را بيان کرد که آن نيز پرستش شرکا را منتفي مي داند. بنابراين فرمود:« أَمْ آتَيْنَاهُمْ كِتَابًا فَهُمْ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّنْهُ» آيا به آنها کتابي داده ايم که آنها را به شرک ورزيدن و پرستش بت ها دستور دهد و از آن کتاب حجّتي در دست داشته باشند بر صحيح بودن شرکشان؟! چنين نيست، زيرا قبل از قرآن کتابي  بر آنها نازل نشده، و قبل از پيامبر خدا محّمد(ص) بيم دهنده و پيامبري  نزد آنها نيامده است. اگر فرض شود که کتابي بر آنها نازل شده و پيامبري به سوي آنها فرستاده شده است و  ادعا کنند که او آنها را به شرکشان فرمان داده است، در اين حالت نيز در دروغگويي آنها شکي نداريم، چون خداوند  فرموده است:« وَمَآ أَرسَلَنا مِن قَبلِکَ مِن رَّسُولِ إِلَّا نُوحِي إِلَيهِ أَنَّهُ لَآ إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعبُدُونَ» و پيش از تو هيچ پيامبري را نفرستاده ايم مگر اينکه به سوي او وحي کرده ايم که هيچ معبود به حقّي 