ور که معمولا اين گونه است که مردم و به خصوص اهل سخاوت و بزرگواري شرم مي کنند که مردم را از خانه هايشان بيرون نمايند. « وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ» ولي خداوند از گفتن حق شرم نمي کند. پس دستور شرعي گرچه گمان برده شود ترک آن نوعي ادب و حيا مسحوب مي شود امّا قطعا بايد از آن پيروي کرد و به يقين دانست که آنچه با دستور شرعي مخالف باشد ادب محسوب نمي شود. و خداوند شرم نمي کند که شما را به چيزي فرمان دهد که خير شما در آن است و نيز آن چيز سبب مهرباني و نرمي با پيامبر مي شود. و اين بود ادب و آداب آن ها براي وارد شدن به خانه هاي پيامبر.
امّا ادب آنها در سخن گفتن با همسران پيامبر اين است که اگر نيازي براي سخن گفتن با آنها نباشد ادب اين است که با آنها سخن گفته نشود، و اگر نياز باشد که با آنان سخن گفته شود مانند اينکه از آنها چيزي از وسايل منزل و غيره خواسته شود بايد از پسِ پرده از آنها خواسته شود. « مِن وَرَاء حِجَابٍ» بايد ميان شما و آنها وعده اي باشد ، پس نگاه کردن به آنها در هر حال ممنوع است و سخن گفتن با آنها بايد به شيوه اي باشد که خداوند بيان نموده است. سپس حکمت اين دستور را ذکر نمود و فرمود:« ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ» اين براي دل هاي شما و دل هاي آنان پاکيزه تر است، و از شک و شبهه بعيدتر مي باشد، و هرچند  انسان از اسباب و انگيزه هاي شر دورتر باشد سالم تر مي ماند و دلش پاکيزه تر خواهد بود. بنابراين يکي از امور شرعي که خداوند بسياري از تفاصيل و جزئيات آن را بيان داشته اين است که همه وسيله هاي شر و اسباب مقدمات آن ممنوع هستند و بايد به هر راهي از آن دوري جست.
سپس خداوند جامع و قاعده اي کلّي را بيان نمود و فرمود:« وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ» و شايسته شما مومنان نيست که پيامبر خدا را آزار دهيد. يعني هيچ نوع آزار زباني و يا رفتاري را که موجب آزرده شدن خاطر او گردد نبايد به او برسانيد، و آزار رساندن به او زشت ترين گناه است. « وَلَا أَن تَنكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا» و هرگز براي شما حلال نيست که پس از وفات او و همسرانش را به همسري بگيريد، و اين از جمله چيزهايي است که پيامبر را آزار مي دهد چون او داراي مقامي بزرگ است که بايد مورد تکريم و بزرگداشت قرار بگيرد، و اين کار در تحريم و بزرگداشت او خلل ايجاد مي نمايد. و نيز همسران پيامبر در دنيا و آخرت همسران او هستند و رابطه همسري بين آنها و پيامبر پس از وفات پيامبر نيز برقرار مي باشد. بنابراين براي هيچ کسي از امّت او جايز نيست که پس از وفات او با همسرانش ازدواج نمايد، « إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمًا» بي گمان اين نزد خداوند گناهي بزرگ است. و امّت اين دستور خدا را اطاعت کردند و از آنچه خدا نهي کرده بود پرهيز نمودند. خدا را شکر و سپاس.
سپس خداوند متعال فرمود: اگر چيزي را آشکار سازيد يا آن را پنهان داريد خداوند از همه چيز آگاه است و آنچه را که در دل هايتان است و آنچه را آشکار نموده ايد مي داند، و شما را بر آن سزا و جزا خواهد داد.لَّا جُنَاحَ عَلَيْهِنَّ فِي آبَائِهِنَّ وَلَا أَبْنَائِهِنَّ وَلَا إِخْوَانِهِنَّ وَلَا أَبْنَاء إِخْوَانِهِنَّ وَلَا أَبْنَاء أَخَوَاتِهِنَّ وَلَا نِسَائِهِنَّ وَلَا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ وَاتَّقِينَ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدًا ؛ زنان  را گناهي  نيست  اگر در نزد پدر و پسر و برادر و برادرزاده  و، خواهرزاده  و زنان  همدين  و يا کنيزان  خود بي  حجاب  باشند  و بايد از خدا بترسندکه  خدا بر هر چيزي  ناظر است.
وقتي خداوند بيان داشت که اگر چيزي از وسايل منزل و غيره از زنان پيامبر خواسته شود بايد از پس پرده خواسته شود و اين کلمه  عام بود و همه را در برمي گرفت از اين رو نياز بود افراد محرومي را که ذکر شدند استثنا کند. بنابراين فرمود:« لَّا جُنَاحَ عَلَيْهِنَّ» و بر آنان در ترک حجاب در مقابل اين محارم گناهي نيست. عموها و  دايي ها را ذکر نکرد چون وقتي آنها از برادرزاده ها و خواهر زاده ها حجاب نمي کنند به طريق اولي حجاب برگرفتن از عموها و دايي ها بر آنان لازم نيست. و چون در آيه اي ديگر به صراحت عمو و دايي را نام برده است مقدّمه ايست بر آنچه که از اين آيه فهميده مي شود. « وَلَا نِسَائِهِنَّ» و نيز بر آنان گناهي نيست که با زنان هم دين و مسلمان بدون حجاب تماس بگيرند. بنابراين زنان کافر از اينجا خارج مي شوند. و احتمال دارد که منظور جنس زنان باشد، يعني بر زن لازم نيست که از زن حجاب نمايد. « وَلَا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ» و نيز بر آنها گناهي نيست که با بردگان خود بدون حجاب روبرو شوند به شرطي که برده کاملا در ملکيت زن باشد. وقتي بيان داشت که ترک حجاب در مقابل اين افراد گناه نيست دراين زمينه و در ديگر موارد تقواي الهي را به عنوان پيش شرط قرار داد و گفت: نبايد در اين عدم حجاب امر ناجايزي که از ديدگاه شريعت ممنوع است اتّفاق بيافتد. پس فرمود:« وَاتَّقِينَ اللَّهَ» و از خدا بترسيد. يعني در همه احوال تقواي الهي را رعايت  کنيد، « إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدًا » بي گمان خداوند بر همه چيز حاضر و ناظر است و شاهده اعمال ظاهري و باطني بندگان مي باشد، و گفته هايشان را مي شنود و حرکت هايشان را مي بيند، سپس آنها را بر اين گفته ها و حرکات کامل ترين جزا و سزا مي دهد.إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا؛ خدا و فرشتگانش  بر پيامبر صلوات  مي  فرستند  اي  کساني  که  ايمان   آورده ايد ، بر او صلوات  فرستيد و سلام  کنيد ، سلامي  نيکو.
در اينجا جايگاه رفيع پيامبر خدا (ص) و بلندي مقامش نزد خدا و نزد ساير آفريده ها را متذّکر شده و مي فرمايد:« إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ» همانا خداوند پيامبرش را در ميان فرشتگان و در ملاء اعلي مي ستايد، چون  او را دوست مي دارد، و فرشتگان مقّرب نيز پيامبر را مي ستايند وبرايش دعا و تضرع و زاري مي نمايند. « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا» اي مومنان! به خدا و پيامبرش اقتدا کنيد و به منظور اداي برخي از حقوقي که او بر شما دارد نيز براي اين که ايمانتان کامل گردد ، و براي بزرگداشت او(ص) و از روي محبت و بزرگداشت و براي اينکه نيکي هايتان افزوده گردد و گناهانتان زدوده شود بر او درود بفرستيد. بهترين درود همان است که پيامبر (ص) به اصحاب خود آموخته است:« اللَّهُمَّ صَلَّ عَلَي محّمدِ وَعَلَي آلِ محمّد کَمَا صَلَّيتَ عَلَي آلِ ابراهِيم َ إنَّکَ حَمِيدُ مَجيد وَبَارِک عَلَي محمّد و عَلَي آلِ محمّد کَمَا بَارَکتَ علَي آلِ ابراهيمَ إنَّکَ حَمِيدُ مَجيد» و در همه اوقات مي توان درود فرستاد و بسياري از علما خواندن اين درو