 که إلَي المَصِيرُ بازگشت همه به سوي من است.
يعني به زودي اي انسان! به نزد کسي خواهي رفت که تو را به اين سفارش نموده و به انجام و اداي اين حقوق مکلف کرده است. و او از تو خواهد پرسيد که آيا اين وظايف را انجام داده اي يا نه، که اگر انجام داده باشي به تو کيفر و عذاب هلاک کننده و دردناک خواهد داد.
سپس سببي را ذکر کرد که موجب نيکي کردن با والدين است. و آن سبب در مادر موجود است ؛ حَمَلَتهُ أمُّهُ وَهنًا عَلَي وَهنٍ مادرش به او حامله مي گردد و هر دم به ضعف و سستي تازه اي دچار مي شود و پي در پي با سختي ها مواجه مي گردد.
از وقتي که فرزند در شکم مادر قرار مي گيرد مادر هر دم بيمار و بي حال و ناتوان مي گردد، و حالتش دگرگون مي شود، سپس بعداز مدت ها تحمل دردهاي شديد فرزند را به دنيا مي آورد.
وَ فِصَلُهُ فِي عَامَينِ و پايان دوران شير خوارگي فرزند دو سال است، و در طي اين مدت همواره در آغوش و تحت سرپرستي مادر قرار دارد و به او شير مي دهد. آيا مادري که اين همه سختي را براي فرزندش تحمل نموده و به شدت او را دوست مي دارد، نبايد به فرزندش تأکيد و سفارش شود که کاملاً با او نيکي کند؟!
« وَإِن جَاهَدَاكَ عَلى أَن تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا» و اگر پدر و مادرت تلاش و کوشش کردند که چيزي را که به حقيقت آن دانشي نداري شريک من قرار دهي از آنان پيروي مکن. و گمان مبر که اطاعت از آنها در اين کار از زمره احسان و نيکوکاري با آنهاست، چون حق خدا بر حق هر کسي مقدم است«  ونبايد از مخلوق در کاري که نافرماني خالق محسوب مي گردد اطاعت شود». و نفرمود:« و چنانچه سعي  کردند که چيزي را شريک من گرداني که علم و دانشي به آن نداري آنان را طرد کن». بلکه فرمود:« فَلَا تُطِعْهُمَا» از آنان در امر شريک قرار دادن پيروي مکن، اما نيکي کردن با آنان بايد  ادامه يابد، به همين جهت فرمود:« وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا» و با آنها در دنيا به خوبي رفتار کن، ولي در کفر و گناه از آنها پيروي مکن. « وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ» و از راه کساني پيروي کن که رو به من نموده اند، و آنها کساني هستند که به خدا و ملائکه و کتاب ها و پيامبران خدا ايمان دارند، و تسليم پروردگارشان مي باشند، و به سوي او بازگشته و  توبه مي کنند. و پيروي از راه آنها اين است که آدمي به سوي خدا توبه کند همان طور که آنها به سوي خدا بازگشته ا ند. و انابت به سوي خدا يعني همسو کردن انگيزه و  اراده قلب با خواست خدا و تلاش در راستاي آنچه که خدا را خشنود مي نمايد و انسان را به او نزديک مي کند.
« ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» سپس همه شما، چه  کساني که اطاعت خدا کرده اند و چه آنهايي که نافرماني او را کرده اند و چه آنهايي که به سوي او بازگشته و  توبه نموده اند و چه آنهايي که اين کار را نکرده اند به سوي من باز مي گرديد، آنگاه شما را از آنچه که مي کرديد خبر مي دهم، و تو را اي فرزند! به خاطر ايمانت پاداش ميدهم. و پدر ومادرت را اگر کافر باشند به سبب کفرشان کيفر مي دهم، و هريک را طبق کار خير و شري که انجام داده اند مجازات خواهم کرد، و هيچ چيزي از اعمالشان بر خداوند پوشيده نمي ماند.
« يَا بُنَيَّ إِنَّهَا إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَكُن فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّمَاوَاتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ» اي پسر عزيزم! اگر آن به اندازه دانه سپندان که کوچکترين چيز است باشد و در دل سنگي يادر آسمان ها يا در زمين يا در هر کجا باشد خداوند آن را مي آورد، زيرا علم او واسع و قدرت و توانايي اش بدون عيب و نقص است. به همين جهت فرمود:« إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ » زيرا خداوند باريک بين و آگاه است و از درون اشيا و اسرار آن و از پوشيدگي هاي صحرا و دريا آگاه است. منطور اين است که انسان همواره بايد خدا را مدنظر داشته باشد و او را مراقب خويش بداند و تا جايي که مي تواند از  او فرمانبرداري نمايد. خداوند در اينجا آدمي را از عمل زشت هرچند که کم باشد برحذر مي دارد.
از آن جا که نماز بزرگترين عبادت بدني است به انجام آن تشويق نمود و فرمود:« يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ» اي فرزندم! نماز را برپاي دار « وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ» و به کار نيک دستور بده و از کار بد بازدار. و اين مستلزم آن است که انسان بايد کار خوب را بشناسد تا نهي کند. همچنين اين امر مستلزم آن است که انسان بايد کار خوب را بشناسد تا به آن دستور دهد و منکر را نيز بشناسد تا از آن نهي کند. همچنين اين امر مستلزم امر نمودن به چيزي است که امر به معروف و نهي از منکر بدون آن تکميل نمي شود، و اين همان نرمي و بردباري است. و به درستي که خداوند متعال به اين موضوع تصريح نموده و مي فرمايد:« وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ» و در برابر مشکلاتي که به تو مي رسد شکيبا باش. نيز اين امر مستلزم آن است کسي که امر به معروف و نهي از منکر مي کند بايد خودش کار خوب را انجام دهد و از کار بد باز آيد. و اين مستلزم آن است که با انجام کار خوب و ترک کار بد خويشتن را به حد کمال برساند وديگران را نيز با امر و نهي خود به حد کمال برساند. و از آنجا که هرگاه کسي امر به معروف و  نهي از منکر کند حتما به مشکلاتي گرفتار خواهد شد، و امر و نهي بر انسان ها دشوار مي آيد ، او را فرمان داد تا بر اين امر شکيبايي ورزد و فرمود: در برابر مشکلات مصيبت هايي که به تو مي رسد شکيبا باش. « إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ» آنچه لقمان فرزندش را به آن پند داد از کارهاي مهم و اساسي است که بايد بر آن عزم را جزم کرد و بر آن ثبات ورزيد. و کسي مي تواند اين کارها را بکند که داراي اراده محکم و قوي باشد.
« وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ» و با تکبر و خود بزرگ بيني از مردم روي مگردان. « وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا» و در روي زمين با خودپسندي و افتخار به نعمت هايي که خدا به تو داده است در حالي که نعمت دهنده را فراموش کرده اي راه مرو. « إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ» چرا که بي گمان خداوند هيچ متکبر و خودستا و فخرفروشي را دوست ندارد.
« وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ» و با فروتني و تواضع راه برو، و با تکبر و خودپسندي راه  مرو، و نيز خود را به  هنگام راه رفتن به مُردگي و بي جاني مزن. « وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ» و به خاطر رعايت ادب در پيشگاه خدا ، نيز به جهت رعايت ادب در پيشگاه مردم صدايت را پايين بياور. « إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ» چرا که زشت  ترين و بدترين صداها، صداي خران است. پس اگر صداي بلند فايده و منفعتي داشت مخصوص خرها نبود، که خود نيز مي داني صداي بلند خر زشت و ناپسند است.
و  اين وصيت ها و سفارشاتي که لقمان به فرزندش کرد اساس هر حکمتي است و منافع و آداب بسياري را در بر دارد که همگي آن ذکر نشده اند. و هر وصيت نيکي که به انجام  اموري دستو