ؤْفَكُونَ و روزي که قيامت برپا مي شود گناهکاران سوگند ياد مي کنند که جز يک لحظه ماندگار نبوده اند. اين چنين برگردانده مي شوند.
وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَالْإِيمَانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتَابِ اللَّهِ إِلَى يَوْمِ الْبَعْثِ فَهَذَا يَوْمُ الْبَعْثِ وَلَكِنَّكُمْ كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ و کساني که بديشان علم و ايمان عطا شده است، مي گويند : «قطعاً به موجب حکم کتاب الهي تا روز رستاخيز مانده ايد، اين روز رستاخيز است ولي شما نمي دانستيد».
فَيَوْمَئِذٍ لَّا يَنفَعُ الَّذِينَ ظَلَمُوا مَعْذِرَتُهُمْ وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ پس در آن روز عذرخواهي ستمکاران سودي به حالشان ندارد و رضايت ]خدا[ بر ايشان جلب نمي شود.
خداوند متعال از روز قيامت و سرعت آمدن آن خبر داده و مي فرمايد وقتي که قيامت برپا مي شود، يُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ گناهکاران به خدا سوگند ياد مي کنند که، مَا لَبِثُوا غَيْرَ سَاعَةٍ جز يک لحظه در دنيا ماندگار نبوده اند. و آنها اين گونه عذر آورده و مي گويند دوران زندگاني دنيا بسيار کوتاه بوده است. اما عذر آوردنشان براي آنها سودي ندارد.
و از آنجا که گفتۀ آنان دروغ است و حقيقتي ندارد خداوند متعال مي فرمايد : کَذَلِکَ کَانُوا يؤفَکُونَ آنان همواره از درک حقيقت و پيمودن راه درست بازداشته مي شدند، و دروغ به هم مي بافتند. پس آنها حقي را که پيامبران آورده بودند در دنيا تکذيب کردند، و در آخرت نيز امري محسوس را که عبارت از ماندگار بودن مدت زيادي در دنياست انکار نمودند. پس اين است اخلاق زشت آنها، و آدمي بر هر حالتي بميرد بر همان حالت زنده مي گردد.
وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَالْإِيمَانَ و کساني که خداوند به آنان علم و ايمان عطا نمود و دانستن حق ور برخورداري از ايمان که مستلزم ترجيح دادن حق است تبديل به صفت آنها شد. پس چون حق را مي دانند و آن را بر مي گزينند بايد سخنشان مطابق با واقعيت و مناسب با حالات آنها باشد. بنابراين سخن حق را گفته و مي گويند :
لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتَابِ اللَّهِ شما بدان اندازه که خداوند در قضا و تقدير خويش و در حکم خود برايتان مقدر نموده بود تا روز رستاخيز ماندگار شديد. يعني خداوند به شما عمري داد که هر کس بخواهد پند پذيرد در آن پند مي گيرد، تا اينکه رستاخيز آمد و شما در اين وضعيت قرار گرفتيد.
فَهَذَا يَوْمُ الْبَعْثِ وَلَكِنَّكُمْ كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ و اين روز رستاخيز است ولي شما نمي دانستيد، بنابراين در اين دنيا آخرت را انکار کرديد و اکنون منکر اين واقعيت هستيد که به اندازه اي در دنيا مانده ايد که بتوانيد در آن مدت توبه کنيد و به سوي خدا بر گرديد. پس جهالت همواره شعارتان بود و آثار جهالت که عبارت از تکذيب و زيانمندي است پوشش و لباستان مي باشد.
فَيَوْمَئِذٍ لَّا يَنفَعُ الَّذِينَ ظَلَمُوا مَعْذِرَتُهُمْ پس اگر دروغ بگويند و اظهار دارند که حجت بر آنها اتمام نشده است يا نتوانسته اند ايمان بياورند، با گواهي دادن اهل علم و ايمان، و گواهي دادن پوست و دست و پاهايشان دروغ آنها آشکار مي گردد. و اگر عذر بخواهند و بگويند ما را به دنيا باز گردانيد تا گناهان گذشته را جبران کنيم، درخواستشان اجابت نمي شود، چون وقت عذرخواهي تمام شده است. پس عذر خواهي آنان پذيرفته نمي شود. وَ لَا هُم يستَعتُبُونَ و نه براي آنها جلب رضايت مي شوتد و آنان همواره مورد سرزنش هستند.وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ وَلَئِن جِئْتَهُم بِآيَةٍ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ أَنتُمْ إِلَّا مُبْطِلُونَ و بي گمان در اين قرآن براي مردم از هر مثلي بيان کرده ايم، و اگر براي آنان نشانه اي بياوري کافران مي گويند : شما بر باطل هستيد».
كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ اين گونه خداوند بر دل هاي آنان که نمي دانند مهر مي نهد.
فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ پس شکيبايي داشته باش، به راستي که وعدۀ خداوند حق است و کساني که ايمان ندارند تو را به سبکسري واندازند.
وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ و از آنجا که به مردم لطف و مرحمت و توجه داشته ايم هر گونه مثالي را در قرآن براي آنها بيان کرده ايم؛ مثالهايي که حقايق را روشن مي کنند و به وسيلۀ آن امور شناخته مي شود و حجت اتمام مي گردد. اين حقيقت در مورد همۀ مثال هايي که خداوند براي نزديک کردن امور معقول با امور محسوس، و خبر دادن از آنچه اتفاق خواهد افتاد، و روشن کردن حقيقت آن، صدق پيدا مي کند. از آن جمله اينکه خداوند در اينجا روز قيامت و حالت گناهکاران و شدت حسرت خوردنشان و اينکه عذري از آنها پذيرفته نمي شود به تصوير کشيده است.
اما کافران ستمکار جز مخالفت با حق روشن راهي بر نگزيدند. بنابراين فرمود : وَلَئِن جِئتَهُم بِئَايهٍ و اگر بر ايشان نشانه اي بياوري که بر صحت و درستي آنچه آورده اي دلالت نمايد، لَّيقُولَنَّ الَّذِينَ کَفَرُوا إن أنتُم إلَّا مُبطِلُونَ کافران مي گويند شما بر باطل هستيد. يعني آنها حق را باطل به حساب مي آورند.
نپذيرفتن حق از کفرورزي و جسارت آنها سرچشمه مي گيرد، و چون خداوند بر دل هايشان مهر زده و بيش از حد نادان هستند حق را انکار کرده و مي گويند باطل است. از اين رو فرمود : کَذَلِکَ يطبَعُ اللهُ عَلَي قُلُوبِ الَّذِينَ لَا يعلَمُونَ اين گونه خداوند بر دل هاي کساني که نمي دانند مهر مي نهد، پس هيچ خيري وارد دل هايشان نمي شود و حقيقت اشيا را درک نمي کند بلکه حق را باطل و باطل را حق مي بينند.
فَاصبِر پس بر آنچه که بدان فرمان يافته اي و بر دعوت دادن آنها به سوي خدا شکيبايي داشته باش، و اگر با روي گرداني آنها مواجه شدي نبايد روي گرداني آنها تو را از کارت باز بدارد، إنَّ وَعدَاللهِ حَقٌ همانا وعدۀ خدا حق است و هيچ شکي در آن نيست. يقين داشتن به اينکه وعدۀ خدا حق است انسان را بر صبر کردن و شکيبايي ورزيدن ياري مي نمايد، زيرا بنده هر گاه بداند که عملش ضايع نخواهد شد بلکه آن را به طور کامل خواهد يافت، تحمل سختي هايي که مي بيند برايش آسان خواهد شد و تحمل دشواري ها برايش آسان مي گردد و هر چقدر تلاش نمايد آن را کم مي پندارد. وَ لَا يستَخِفَّنَّکَ الَّذِين لَا يوقِنُون و بپرهيز از اينکه کساني که يقين ندارند و ايمانشان ضعيف و يقينشان کم است تو را به خشم و ناراحتي و سبکسري وادارند، زيرا اگر از آنها پرهيز نکني تو را به خشم و ناراحتي وا مي دارند و باعث مي شوند تا بر اوامر و نواهي پايدار نباشي. و خواسته هاي نفس آنها را بر اين کار کمک مي کند و در صدد آن بر خواهند آمد که همانند آنها باشي. اين بيانگر آن است هر مؤمني که يقين و عقل درستي داشته باشد صبر و شکيبايي ورزيدن برايش آسان خواهد بود. و هر کس که يقين او ضعيف باشد خرد