وَمَا كُنتَ تَتْلُو مِن قَبْلِهِ مِن كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذًا لَّارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ
و تو پيش از قرآن کتابي نمي خواندي و با دست خويش چيزي نمي نوشتي که اگر چنين مي شد باطل گرايان در شک مي افتادند.
وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ و همچنين اي محمد! اين کتاب بزرگ را که هر خير بزرگي را بيان مي دارد و به هر اخلاق خوب و امر نيکي فرا مي خواند، و کتاب هاي گذشته را تصديق مي نمايد و پيامبران گذشته از آن خبر داده اند، بر تو فرو فرستاديم. فَآلَّذينَ ءَاتينَهُم الکِتبَ و کساني که به آنان کتاب داده ايم قرآن را به گونۀ شايسته شناختند و کينه و هوي پرستي در باور آنها رخنه نکرد. يؤمِنُونَ بِهِ به قرآن ايمان مي آورند، چون آنها با توجه به آنچه که نزدشان است و مژده هايي که در کتاب هايشان مبني بر صحت اين کتاب آمده و به سبب معيارهايي که براي شناخت خوب و بد و راست و دروغ در اختيار دارند به راست بودن آن يقين کردند. وَ مِن هَؤلُآءِ مَن  يؤمِنُ بِهِ و از ميان اينان کساني هستند که از روي بينش و آگاهي به آن ايمان مي آورند نه از روي ترس و اميد. يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا الْكَافِرُونَ و آيات ما را جز کافران انکار نمي کنند، که همواره عادتشان بر اين است که حق را انکار نمايند و با آن مخالفت ورزند. و اين محصور ساختن کساني است که به او کفر مي ورزند، و اينکه هيچ يک از آنها به قصد پيروي کردن از حق آن را انکار نکرده اند، زيرا هر کس قصد و ارادۀ دوستي داشته باشد بايد به آن ايمان بياورد چون در آن نشانه هايي است که هر فرد عاقل به آن ايمان مي آورد، و هر کس که با قلبي بيدار به آن گوش فرا دهد آن را مي پذيرد.
و از جمله چيزهايي که بر صحت و درستي قرآن دلالت مي نمايد اين است که اين پيامبر امين قرآن را آورده است؛ کسي که قومش صداقت و امانتداري و رفت و آمدها و ساير حالات او را مي دانستند، و نمي توانست با دست خود چيزي را بنويسد، بلکه اگر چيزي هم نوشته مي شد نمي توانست آن را بخواند. پس با چنين وضعيتي اين قرآن را آورده است، و اين روشن ترين دليل است مبني بر اين که قرآن از جانب خداوند توانا و ستوده است و در اين هيچ شک و ترديدي نيست. بنابراين فرمود : وَ مَا کُنتَ تَتلُوا مِن قَبلِهِ مِن کِتَبٍ وَ لَا تَخُطُهُ بِيمينک إذاً لَّآرتَابَ المُبطِلُونَ و تو پيش از نزول قرآن کتابي را نمي خواندي و با دست خود چيزي را نمي نوشتي که اگر چنين مي شد و کتاب مي خواندي و چيزي مي نوشتي، باطل گرايان و شک و ترديد مي افتادند و مي گفتند : آنچه را مي گويد از کتاب هاي گذشته بياد گرفته، يا از آن کتاب ها رونويسي نموده است.بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا الظَّالِمُونَ
بلکه آن ]قرآن[ آيات روشني است که در سينه هاي دانش يافتگان است و جز ستمکاران آيات ما را انکار نمي کنند.
خداوند بر قلب تو کتاب بزرگي نازل کرده است، که به وسيلۀ آن افراد فصيح و بيلغ و آناني را که دشمنان سرسخت تو بودند به مبارزه طلبيدي تا مانند قرآن يا يک سورۀ مانند آن بياورند. پس آنها کاملاً از انجام چنين کاري درماندند و به فصاحت و شيوايي قرآن و اينکه سخن هيچ انساني نمي تواند به اين مرتبه ]از فصاحتع و بلاغت[ برسد کاملاً واقف بودند، به همين خاطر مخالفت و مبارزۀ با قرآن به قلبشان هم خطور نمي کرد. بنابراين فرمود : بَل هُوَ ءَايتُ بَينَتٌ فِي صُدُور الَّذينَ أوتُوا العِلمَ وَ مَا يجحَدُ بِأيتِنَآ إلَّا الظَّلِمُونَ بلکه اين قرآن آيات روشني است که ]بر هيچ انسان خردمندي[ پوشيده نيست ]و[ در سينه هاي دانش يافتگان است، و آنها سران مردم و افراد کامل و خردمندانشان هستند.
پس وقتي که اين قرآن آيات روشني در سينۀ چنين افرادي است، مخالفت ديگران زياني نمي رساند و انکارشان جز ستم در حق خويش چيزي نيست. بنابراين فرمود : وَ مَا يجحَدُ بِأيتِنآ إلّا الظَّلِمُونَ و آيات ما را جز ستمگران انکار نمي کنند، چون آيات قرآن را جز فرد جاهل و نادان انکار نمي کند؛ ناداني که بدون آگاهي و دانش سخن  مي گويد و از اهل علم و يا کسي که توانايي شناخت حقيقت را دارد پيروي نمي کند.
يا کسي قرآن را انکار مي کند که خود را به ناداني مي زند و علي رغم اينکه مي داند آن حق است و راست بودن آن را مي داند با  آن مخالفت مي نمايد.وَقَالُوا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَاتٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّمَا الْآيَاتُ عِندَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ
و گفتند : «چرا نشانه هايي از پروردگارش بر او فرو فرستاده نشده است؟» بگو : «نشانه ها تنها نزد خداوند است، و من تنها بيم دهنده اي روشنگر هستم و بس».
أَوَلَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ يُتْلَى عَلَيْهِمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَرَحْمَةً وَذِكْرَى لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
آيا آنان را کافي شو بسنده نيست که ما اين کتاب را بر تو نازل کرده ايم که بر آنان خوانده مي شود؟! بي گمان در اين براي گروهي که باور مي دارند رحمت و پندي هست.
قُلْ كَفَى بِاللَّهِ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ شَهِيدًا يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالَّذِينَ آمَنُوا بِالْبَاطِلِ وَكَفَرُوا بِاللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ
بگو : «همين بس که خدا ميان من و شما گواه است»، آنچه را که در آسمان ها و زمين است مي داند و کساني که به باطل اميان آوردند و به خدا کفر ورزيدند اينانند که زيانکارانند.
ستمگران تکذيب کننده، بر پيامبر و بر آنچه او آورده بود اعتراض کردند و معجزاتي را پيشنهاد نمودند و گفتند آنها را بر ايمان بياور. آن گونه که خداوند دربارۀ آنها فرموده است : وَ قَالُوا لَن نُّؤمِنَ لَکَ حَتَّي تَفجُرَ لَنَا مِنَ الأرضِ ينبُوعًا و گفتند : هرگز به تو ايمان نمي آوريم مگر اينکه از زمين براي ما چشمه اي بجوشاني».
در حالي که تعيين معجزات به دست آنها و پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم نيست، چرا که اين کار يک نوع مشارکت و همراهي با خداوند در تدبير کارها محسوب مي شود، خداوند در انجام کارها يگانه است و هيچ کس در اين زمينه اختياري ندارد.
بنابراين فرمود : قُل إنَّمَا الايتُ عِندَاللهِ بگو : معجزات تنها نزد خداوند هستند؛ و اگر بخواهد آنها را نازل مي نمايد و اگر بخواهد آن را نمي آورد.
وَ إنَّمَآ أنَا نَذيرٌ مُّبينٌ و من فقط بيم دهنده اي آشکار هستم و مقامي بالاتر از اين ندارم.
و اگر هدف شما روشن شدن حق از باطل است، بدانيد که اين مهم به طرق گوناگون حاصل گرديده است. بنابراين پيشنهاد معجزات مشخص و معيني ستم و ظلم و تکبر در برابر خدا و حق است. و اگر فرض شود که اين معجزات نازل شوند و آنها اين گونه در دل داشته باشند که جز با اين معجزات ايمان نمي آورند ايمانشان ايمان حقيقي نيست بلکه چيزي است که طبق خواسته هاي آنان انجام شده است، بنابراين آنها ايمان مي آورند اما نه به اين خاطر که آن حق است، بلک