ل(373).

167ـ (محمد بن حسن الصباح) و (ابان بن عثمان) خبر مي‌دهند كه صالح بن ميثم مي‌گفت « از حضرت ابو جعفر تقاضا كردم كه حديثي برايم نقل كند، فرمود مگر از پدرت حديث نشنيدي؟ عرض كردم نه، پدرم موقعي مرده بود كه من بچه بودم، بعد گفتم من اينك حديثي مي‌خوانم، چنانچه صحيح خواندم تصديقم كن، واگر غلط خواندم مرا آگاه نما، فرمود چه شرط مشكلي كردي! عرض كردم اگر درست اداء كردم سكوت كن و گرنه مرا آگاه ساز فرمود اين شرط آسانيست، گفتم "من گمانم اين است كه علي دابة الأرض است" ».

ترجمة رواي: به ترجمة راوي روايت شمارة (158) مراجعه كنيد.  

عنوان روايت: (ضعيف)

168ـ (عيسي بن هشام) و (ابان بن عثمان) و جمعي ديگر نيز همين مضمونرا تا آنجا كه صالح مي‌گويد من گمان دارم كه علي دابة الأرض است(374) از صالح نقل كرده‌اند، ولي در اينجا دارد كه « حضرت ابي جعفر در تعقيب بيانات صالح قدري سكوت كرده سپس فرمود مي‌بينم شما را كه خواهي گفت علي رجعت خواهد كرد، بعد اين آيه را قرائت كرد ﴿ إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآَنَ لَرَادُّكَ إِلَى مَعَادٍ﴾ [القصص: 85] عرض كردم راستي مي‌خواستم همين را هم از شما بپرسم كه فراموش كرده بودم، فرمود مي‌خواهي بتو خبر بدهم چيزي را كه از اين مهمتر است؟ ﴿ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ...﴾ [سبأ:34] هيچ نقطة در روي زمين باقي نمي‌ماند مگر اينكه صداي اشهد ان لا اله الا الله و محمد رسول الله در آنجا بلند خواهد بود».

ترجمة رواي: عيسي بن هشام مجهول الحال است(375).      

عنوان روايت: (ضعيف)

169ـ (محمد بن عيسي) و (ابان بن عثمان) مي‌گويند «حضرت باقر در تفسير اين آيه ﴿ إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآَنَ لَرَادُّكَ إِلَى مَعَادٍ﴾ [القصص:85] فرمود پيغمبر بر شما طلوع خواهد كرد».

ترجمة رواي: به ترجمة راوي روايت شمارة (5) و روايت شمارة (158) مراجعه كنيد.

عنوان روايت: (ضعيف: مرسل)(376).

170ـ (جعفر بن محمد بن مالك) بوسيلة جمعي از ابي مروان روايت كرده كه «از حضرت صادق معني اين آيه ﴿إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآَنَ...﴾ [القصص:85] پرسيدم، فرمود دنيا بآخر نمي‌رسد تا اينكه پيغمبر o و علي A در (ثويه) محلي است در كوفه ، جمع شده و همديگر را ملاقات بكنند و در آنجا مسجدي بنا مي‌كنند كه داراي دوازده هزار درب خواهد بود».

ترجمة رواي: جعفر بن محمد بن مالك از (غلاة) است به ترجمة راوي روايت شمارة (144) مراجعه شود.

عنوان روايت: (ضعيف)

171ـ تقريباً همين مضمون را (ابراهيم بن اسحق النهاوندي) نيز بوسيلة عده‌اي از حضرت صادق نقل مي‌كند.

ترجمة رواي: بطوريكه مرحوم شيخ طوسي در فهرست و علامة حلي در خلاصه و نجاشي و ابن غضائري مي‌نويسند ابراهيم بن اسحق النهاوندي از غلاة و متهم در دين بوده، و از اينرو رواياتش را تضعيف كرده‌اند(377).

عنوان روايت: (ضعيف)

172ـ (محمد بن عيسي) و (مفضل بن صالح) از زيد الشحام روايت كردند كه «حضرت صادق فرمود مراد از (عذاب الادني) در اين آيه ﴿وَلَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَى دُونَ الْعَذَابِ الْأَكْبَرِ...﴾ [السجدة: 21] رجعت است».

ترجمة رواي: محمد بن عيسي از غلاة و مفضل بن صالح جعال حديث بود به ترجمة راوي روايت شمارة (5) و راوي روايت شمارة (58) مراجعه شود. 

عنوان روايت: (ضعيف)

173ـ (محمد بن عيسي) و (مفضل بن صالح) از زيد الشحام روايت كردند كه مقصود از «عذاب الادني" در آيه مزبور دابة الأرض است».

عنوان روايت: (ضعيف)

174ـ (سلمه بن كهيل) بوسيلة عده‌اي از پيغمبر o روايت كرده كه « در خطبة حجَّة الوداع مي‌فرمود: طائفة عمالقه را خواهم كشت، جبرئيل عرض مي‌كند بگو عمالقه را يا من مي‌كشم يا علي (ع)، پيغمبر هم چنين فرمود».

ترجمة رواي: سلمه بن كهيل ظاهراً معاصر با حضرت سجاد و از اصحاب حضرت باقر و حضرت صادق A بود، بطوريكه ابن داود و كشي و علامه مي‌نويسند از پيروان مذهب (تبريه) و بلكه از رؤساي اين مذهب بوده‌است، و رواياتش را بطور كلي تضعيف كرده‌اند(378).

 عنوان روايت: (ضعيف)

175ـ (جعفر بن محمد بن حكيم) و (عبد الكريم بن عمرو بن صالح الخثعمي) ملقب به كرام روايت كرده كه "حضرت صادق فرمود اگر در روي زمين دو نفر باقي بماند يكي از آن دو امام خواهد بود، و آخرين كسيكه مي‌ميرد نيز امام است، تا اينكه زمين خالي از حجت نماند".

ترجمة رواي: جعفر بن محمد بن حكيم بعقيدة صاحب مدارك و مجلسي در وجيزه مجهول الحال مي‌باشد(379). عبد الكريم الخثعمي واقفي بوده‌است، به ترجمة راوي روايت شمارة (95) مراجعه شود. 

عنوان روايت: ضعيف: مرسل(380)

176ـ (موسي بن عمران النخعي) و (حسين بن يزيد النوفلي) و علي بن ابي حمزه بوسيلة پدرش از ابي بصير نقل مي‌كند كه « بحضرت صادق عرض كردم كه از پدري شنيدم كه مي‌فرمود بعد از قائم A دوازده امام خواهد آمد، فرمود پدرم گفته بود دوازده مهدي مي‌آيد، نه دوازده امام، و آن دوازده مهدي جماعتي از شيعيان ما هستند كه مردم را بدوستي دربارة ما و معرفت در حق ما دعوت خواهند كرد!! ».

ترجمة رواي:  موسي بن عمران النخعي مجهول الحال است(381).

حسين بن اليزيد النوفلي از شعرا و مردي بود اديب، و در ري منزل داشت، بطوريكه نجاشي مي‌نويسد قميين او را از غلاة مي‌دانستند، و ابن داود نيز از كشي نقل مي‌كند كه او از غلاة بوده‌است، در هر حال علماي رجال مانند علامه و ابن داود و شارح تهذيب و فاضل مجلسي رواياتش را رد كرده‌اند(382).
علي بن ابي حمزه به ترجمة راوي روايت شمارة (79) مراجعه شود.
عنوان روايت: (ضعيف) 

177ـ سيد رضي الدين در كتاب "البشاره" مي‌گويد « در كتابي كه تأليف (جعفر بن محمد بن مالك كوفي) بوده، ديدم ايشان باسناد خود تا حمران، روايت كرده‌اند كه عمر دنيا صد هزار سال است، بيست هزار سال براي ساير مردم و هشتاد هزار سال براي آل محمد است! ».
ترجمة رواي:  جعفر بن محمد بن مالك از غلاة و بسيار دروغگو بوده‌است به ترجمة راوي روايت شمارة (144) مراجعه شود. 
عنوان روايت: (ضعيف)       

178ـ (محمد بن سالم) از حضرت باقر روايت كرده كه « در تفسير اين آيه ﴿قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ...﴾ [غافر: 11] فرمود اين آيه مخصوص به اقوامي است كه رجعت مي‌كنند ولي مضمونش در قيامت نيز جاري مي‌شود».
ترجمة رواي: محمد بن سالم مجهول الحال است(383).
عنوان روايت: (ضعيف).

179ـ (معلي بن خنيس) و (ابو المفضل) از (مفضل بن عمر) روايت مي‌كنند كه مي‌گويد «حضرت صادق فرمود گويا مي‌بينم يك تختي از نور در محلي گذارده شده، و روي آن قبه‌اي از ياقوت سرخ كه با جواهرات گوناگون نيز زينت يافته‌است، نصب شده و حسين بن علي بالاي آن نشسته‌است و در اطرافش نيز نود هزار قبة سبز رنگ گذارده شده و مؤمنين را مي‌بينم كه هموراه بزيارت آن حضرت آمده و بر او سلام مي‌دهند، و آنگاه خداوند بمؤمنين مي‌گويد اولياي من! هر چه مي‌خواهيد كنون از من درخواست كنيد، زيرا مدت ذلت و آزار شما خيلي بطول انجاميد، امروز روزي است هرگونه حاجتي كه داشته باشيد برآورده خواه