ده بود خمس آنرا اخراج کرده بحضور رسول خدا آوردند(2). 

پس حکم خمس چيزي نيست که براي مورد خاصي اختصاص بدين اسلام داشته باشد بلکه، هم در امم گذشته و هم در جاهليت اخذ خمس از غنائم جنگ و حتي ربع معمول بوده‌است و رؤساء قبايل و سران جنگ مقداري از غنائم حرب را به عنوان خمس يا ربع بر ميداشتند و آنرا بخود اختصاص مي‌دادند ليکن در دين اسلام استيثار و اختصاصي نيست(3).

4-   نکتة چهارم که بايد همواره در مسئلة خمس مورد نظر باشد آن‌است که آية شريفه مُصدّر به واعلموا است و اگر به آن دقت و توجه شود که لحن آن لحن آمر و آخذ نيست بلکه لحن اعلامي و ارشادي است يعني مانند آيات صلوه و زکات نيست که لحن آن آمرانه‌است. زيرا غانم غنيمت قبل از قسمت مالک غنيمت نيست تا وجوب پرداخت آن بوي توجه شود. چنانکه بسياري از فقهاي بزرگ شيعه در مسئلة خمس در غنيمت، باين نکته مُتفطّن و به آن حقيقت اعتراف و اشاره کرده‌اند(4). و تفاوت آن با آيات زکات اينست که در آنها با لحني سخت آمرانه مي‌فرمايد:

﴿وَآَتُوا الزَّكَاةَ﴾ (البقرة:43) - ﴿وَآَتُوا حَقَّهُ﴾ (الأنعام:141)-﴿أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ﴾ (البقرة:254)-﴿أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُمْ مِنَ الأَرْضِ﴾ (البقرة:267) -﴿وَآَتُوهُمْ مِنْ مَالِ اللهِ الَّذِي آَتَاكُمْ﴾ (النور:33) و امثال آن.

و در دنبال اکثر آيات زکات، منکرين و مخالفين را بعذاب شديد تهديد مي‌فرمايد مانند آيه شريفه: 

و امثال اين آيات که تماماً تهديد بعذاب است. في نار جهنم.

اما در آية شريفة خمس با لحن اعلامي و ارشادي مي‌فرمايد: واعلموا که لطف و تفاوت آن نه تنها بر اهل ادب بلکه بر عموم آشنايان بلغت عرب مخفي نيست زيرا اين مسئله علمي است نه عملي. و اعتقادي است نه اکتسابي و دانستني است نه دادني. از آن جهت که مي‌فرمايد بدانيد و نمي‌فرمايد بدهيد و در دنبال آن هم اضافه مي‌کند ﴿إِنْ كُنْتُمْ آَمَنْتُمْ بِاللهِ وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الفُرْقَانِ﴾ (الأنفال:41). که در آن از نيروي ايمان و اعتقاد مجاهدين و غانمين در تسليم بتقسيم غنيمت استمداد مي‌کند! و هرگاه در ساير آياتي که اين کلمه مبارکه ﴿وَاعْلَمُوا﴾ بکار رفته‌است دقت شود مي‌بينيم که کلمة واعلموا در تمام آنها داراي جنبة ارشادي است و خاصيت وعظ و اندرز و راهنمائي دارد که مخاطبين خود را به ايمان و اعتقاد و تقوي و پرهيزکاري مي‌خواند.

چنانکه در آية شريفة 194 سورة بقره مي‌فرمايد:
﴿وَاتَّقُوا اللهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللهَ مَعَ المُتَّقِينَ﴾ [البقرة/194]
و در آية 196 همين سوره مي‌فرمايد:
﴿وَاتَّقُوا اللهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ﴾ [البقرة/196]
و در آية 230 مي‌فرمايد:
﴿وَاتَّقُوا اللهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ﴾ [البقرة/231]
و در آية 203:
﴿وَاتَّقُوا اللهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ﴾ [البقرة/203]
و در آية 223:
﴿وَاتَّقُوا اللهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ مُلَاقُوهُ وَبَشِّرِ المُؤْمِنِينَ﴾ [البقرة/223]
و در آية 232 همين سوره مي‌فرمايد:
﴿وَاتَّقُوا اللهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ﴾ [البقرة/233]
﴿وَاعْلَمُوا أَنَّ اللهَ يَعْلَمُ مَا فِي أَنْفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ﴾ [البقرة/235]
که در اين آيات شريفه پس از آنکه امر به تقوي و پرهيزکاري مي‌فرمايد از طريق وعظ و ارشاد بيک حقيقت اعتقادي اعلام مي‌کند چنانکه در آيات شريفه 24 سورة الانفال مي‌فرمايد: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِـلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ ﴾ 

بلافاصله مي‌فرمايد: ﴿وَاعْلَمُوا أَنَّ اللهَ يَحُولُ بَيْنَ المَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ﴾ [الأنفال/24]

که در آن نيز بيک مسئلة اعتقادي اعلام مي‌نمايد. و لطف مطلب آنست که در اين آيات شريفه که کلمة (واعلموا) بکار رفته قبل و يا بعد آيه دستور تقوي مي‌دهد، چنانکه در دنبال همين آيه شريفه نيز مي‌فرمايد:

﴿وَاتَّقُوا فِتْنَةً لَا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ﴾ [الأنفال/25].

و در آية 28 همين سوره پس از آنکه مي‌فرمايد:

﴿وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ ﴾ [الأنفال/28]

در دنبال آن مي‌فرمايد:

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقَانًا وَيُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ﴾ [الأنفال/29].

و در آية 20 سوره الحديد مي‌فرمايد:

﴿اعْلَمُوا أَنَّمَا الحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَـهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ﴾ [الحديد/20]

و در آية 17 آن سوره مي‌فرمايد:

﴿اعْلَمُوا أَنَّ اللهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا..﴾ [الحديد/17]

که در تمام اين آيات کلمة واعلموا جنبه وعظ و ارشاد و اعلام مسائل اقتصادي است و در هيچکدام امر باحکام عبادي نشده‌است. چنانکه همين آيه شريفه

﴿وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِـلَّهِ خُمُسَهُ... الآية﴾ [الأنفال/41]

اعلام بيک حقيقت اعتقادي است نه اتيان امر، يعني اگر رسول خدا(ص) از غنائم دارالحرب خمس را براي ارباب خمس جدا کرد مجاهدين و غنامين غنائم بايد بدانند که آن حقي است که مخصوص خداست و کسي را حق اعتراض به آن نيست. اما هيچگاه مسلمانان مأمور بپرداختن آن نبودند زيرا خمس غنائم بلکه تمام آن قبل از تقسيم در اختيار رسول خدا و يا فرماندهان جنگ بود و چيزي در اختيار ديگران نبود تا مأمور بپرداخت آن باشند!

رسول خدا يا فرماندهان جنگ پس از آنکه غنائم جمع‌آوري مي‌شد و پس از برداشت خمس آن بقيه را بين مجاهدين تقسيم مي‌کردند. لذا اين عمل احتياج بصيغة امر، بپرداخت آن نداشت و فقط مسلمانان بايد مي‌دانستند که خمس غنائم مال خداست. در هيچ آيه‌اي از آيات قرآن مسلمانان مأمور بپرداخت خمس غنائم يا فِيء يا انفال نيستند زيرا چيزي در اختيار آنان نيست، چنانکه سيرة رسول‌الله و خلفاي وي نيز حاکي و مبين اين حقيقت است. 

در صدر اول اسلام هيچ مسلماني خمس را باين صورت که اکنون معمول است نپرداخته است!. در زمان رسول خدا و پس از وي جانشينانش اگر مالي را مشمول خمس مي‌دانستند خود، آن مال را اخذ مي‌فرمودند قبل از آنکه ديگران از آن مال چيزي را مالک بشوند. بخلاف زکات که آنرا مسلمين مأمور بودند که فوراً بپردازند و اگر در پرداخت آن مسامحه و غفلت مي‌شد جداً مطالبه مي‌کردند و اگر در اداء آن تأخير و توقف مي‌شد به متخلف اعلان جنگ داده بسختي از وي مطالبه مي‌کردند. در خمس و پخش غنائم رسول خدا دهنده بود و مسلمانان مجاهد گيرنده، چنانکه آيه شري