ود تعالي و رفعت بخشيد.

جسم انساني را از تعب اقسام اعمال شاقه در بارکشي اطاعت جبابره و رياضت‌هاي پر مشقت از دستورات احبار و کشيشان و از رجس و خبائث اطعمه و اشربه نجات بخشيده بسوي آساايش و رفاه هدايت و طيبات ملذات را در سفره طعمه و منکح او نهاد و روح او را که دچار قيد و بند شرک و بت‌پرستي و اسير کرنش و عبوديت جانواراني امثال او از فراعنه و جبابره بود آنچنان آزاد کرده و عروج داده که تا سر حد همنشيني با کروبيان ملا اعلي بالا برد و شرافت نسب و نژادش را تا سجوديت فرشتگان تمام کرات آسماني و کارگزاران عالم وجود بکرات يادآور شد مگر قدر خويش بشناسد و خط سير استکمال وي را با توجه به ذات بي‌چون آفريننده عالم و لقاء پروردگار هستي بعنوان هدف تعيين و نشان داد و لذات نفس و جان او را تا آفاق بعيده بي‌نام و نشان بشارت بخشيده و روضان الهي را که اتصال به آغوش وصال ذات نامتناهي است غايب کمال مصرفي فرمود و هزاران نعمات و برکات ديگر، ﴿وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللهِ لا تُحْصُوهَا﴾ (إبراهيم:34).

اما افسوس! اي صد هزار افسوس!! چند سالي از غيبت آفتاب نبوت نگذشته بود که همان آفاتي که همواره در دنبال اين برکات است مجدداً جان گرفت و تقليد و تعصب کيش آباؤ امهات از شوره‌زار جاهليت سر برآورده گلستان شريعت احمدي را چون علف‌هاي هرزو و تنومند احاطه و اطراف گل‌هاي تعاليم اسلامي را فرا گرفت و نگاه خيره عقلاء جهان را در عظمت اسلام در جلب به اوهام خود تيره کرده و پيچک‌هاي تلخ هرزه و گستاخ از بر و شاخ شجره طيبه دين مبين بالا رفت و به سر و پيکر آن پيچيد.

بطوري‌که اکنون تشخيص حق از باطل و اهل از نااهل و حلال‌زاده از حرامزاده آن بر بسياري از خبرگان و متخصصين شناخت کفر و ايمان هم سخت و ناميسور است. از مسائل اعتقادي و اصولي که پاييه و حقيقت اسلام بر توحيد است و بدبختانه آلوده شده‌است بگذريم و بفروع و احکام عملي آن نظر افکنيم: مثلاً:

يکي از تعاليم اصيل و بلندپايه اعظم اسلامي فريضه زکات است تا بوسيله انجام اين فرضيه الهيه مشکلات حوائج اجتماعي انساني که در زندگاني در اين سراي دوار از آن مفر و حذري نيست تأمين شود.

ذات اقدس الهي در کتاب مجيد آسماني مسلمانان، بودجه زکات را براي تأمين هشت صنف از اقسام حوائج اجتماعي مسلمانان پيش‌بيني و دستور فرموده‌است، که با آن فقراء و مساکين در رفاه زندگي کنند و عاملين جمع‌آوري اين بودجه نيز از عمل خود بهره‌ور شوند و تأليف قلوب علاقمندان بحقيقت فراهم گردد و ورشکستگان و تاوان زندگان از عهده غرامت برآيند و بردگي که خود ننگيني بر دامن بشريت است بدينوسيله تدريجاً زدوده شود و تمام حوائج اجتماعي از محافظت کشورهاي اسلامي و جهاد با هرگونه صلاح و قوائي که زمان اقتضا نمايد و تسطيح طُرُق و شوارع و تعميم و تسهيل تعليم و تربيت و تهيه وسايل بهداشتي و ساير اصلاحات اجتماعي از هر قبيل و بالاخره تأمين خاطر راه‌گذران و در راه ماندگان غربا فراهم آيد. و در نزديک به‌صد ايه از آيات قرآن مجيد فرموده است: از آنچه بشما داده شده بدين‌منظور بپردازيد از کسب و تجارت و غلات و مَواشي و معادن و غير آن نظير اين آيات: ﴿أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ﴾ (البقره: 254) - ﴿أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُمْ مِنَ الأَرْضِ﴾ (البقره: 267) - ﴿وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ﴾ (البقره: 3). و امثال آن.

اما دست فضول و بازيگر جهل و غرض، اين بودجه عظيم را منحصر به نه چيز ناچيز کرده‌است که در اين زمان اکثر آن از دسترس ابناء بشر خارج شده و مي‌شود.

از اين نه چيز فقط گندم و جو و احياناً مويز و خرماست که در پاره‌اي از نقاط دنيا رقم معتنابهي از آن موجود است که نصاب آن نيز نزديک به هزار کيلوگرم است که با وضع هزينه زراعت، کساني که مشمول بدهکاري آن مي‌شوند با محاسبه‌اي که ما از روي مدارک و اسناد دولتي در کتاب زكات کرديم اگر غلات مشمول زکات کشور ايران را که فرضاً تمام آن مال يکنفر باشد و زکات آن تماماً داده شود هر گاه بفقراي ايران که برحسب پيش‌بيني ائمه اسلام اگر فريضه زکات صورت تحقق گيرد در آن هنگام در بين مسلمانان در هر هزار نفري بيش از بيست و پنج نفر فقير و مسکين نخواهد بود، آري اين زکات هرگاه بچنين فقرائي داده شود و عادلانه تقسيم گردد به هر نفر روزي بيش از نيم الي يک‌ريال نمي‌رسد!! آري روزي يک ‌ريال(1).

آيا مي‌توان باور کرد که پروردگار جهان براي فقيران چنين زکاتي به‌منظور تأمين حوائج ايشان و اصناف ديگر مقرر فرموده باشد؟ آيا مي‌دانيد مستند فقهايي که چنين زکاتي را فتوا داده و تبليغ مي‌کنند چيست؟ از آن همه آيات کتاب آسماني و سنت رسول (ص) و سيره مسلمين صدر اول که از تمام درآمد آن روز مسلمين از غلات و باغستان‌ها و مواشي و تجارت و کسب و درآمد معادن و مراتع و اموال مخلوط بحرام و کنوز زکات گرفته ميشد صرفنظر کرده، چسپيده‌اند به يک عده احاديث و روايات ضعيفي که خوشبختانه يا بدبختانه از رجال بدنامي در کتب احاديث و اخبار باقي مانده‌است... مثلاً همين انحصار زکات به أشياء تسعه در کتب احاديث شيعه مستند به شش حديث است که پنج حديث آنرا يکي از بدنام‌ترين رجال حديث بنام علي بن فضّال که بقول صاحب سرائر خود و پدرش ضّال و مضّل بوده و ملعون و رأس کل ضلالند روايت کرده است: علي بن فضال که ما در کتاب زکات شرح حال نکبت مآل او را به تفصيل آورده‌ايم و مختصري از آن در همين کتاب به نظر شما مي‌رسد، وي شيعة امامي نبوده ابتداءً فطحي مذهب و اخيراً به امامت جعفر کذاب گراييده‌است از گمراهاني است که رهبري فقهاء قائلين به اشياء تسعه را بر عهده دار است.

اين يکي از فرائض عظيمة اسلامي که در دنياي امروز که تشنة يک فرمول صحيح اقتصادي است به اين صورت نمايش داده مي‌شود. همچنين با ساير فرايض و قوانين و احکام اسلامي آنچنان بازي کرده‌اند که تمام احکام حيات‌بخش و سعادت‌فزاي اين شريعت آسماني از دائرة عمل خارج و به بوتة فراموشي سپرده شده‌است. تا جائي‌که اگر امروز يکي از آنها را بخواهيم بمرحله اجراء و عمل درآوريم، نه: حتي اگر بگويم در نظر متسمين و منتسبين به مسلماني، محکوم به زندقه و بدعت مي‌شويم. مثلاً نماز جمعه و جماعت آن، آنچنان که خواست صاحب شريعت بوده و حج و اجتماع عموم اغنياي مسلمين ولو در عمري يکبار براي انجام کنگرة اسلامي حج، و جهاد و تهيه مقدمات آن از اسلحه و آلات و قواي لازمة زمان و مشق صف جمع و فرا گرفتن فنون جنگ از تيراندازي با آلات و ادوات روز و ساير امور و اعداد قواي و تعليم پيروان و اطفال وزنان براي دفاع و حفظ سرزمين اسلامي و نصرت برادران ديني و انجام امر مهم و وظيفه اهم امر بمعروف و نهي از منکر و جلوگيري از بدعتها و احياء سنن متروکه و سپردن اراضي مفتوح‌العنوه بمال‌القباله والخراج و کساني‌که اهليت و لياقت آباداني آن اراضي را دارند و برداشت درآمد آن بنفع بيت‌