ا نويسنده‌اي موفق است كه با تمام وجود، باور‌هاي اسلامي را پذيرفته و بر اساس داشته‌هاي دروني و باورهاي ژرف و باطني خويش، در تاريخ و شخصيت‌هاي اسلامي، سير و پژوهش نمايد نه بر پايه‌ي آن‌چه با ذهن سرد و خالي خويش، از بيرون دريافت كرده است.(3)  البته به علت نبود اين اسلوب درست، بسياري ازنويسندگان، اديبان و تاريخ‌نگاران معاصر، به زشت‌نمايي سيماي سلف اين امت مبتلا گشته‌ و صحابه را افرادي دنياپرست و چپاول‌گر معرفي نموده‌اند كه براي دست‌يابي به خواسته‌ها و اهدافشان و چيرگي بر دشمنان، از هيچ كاري و از جمله كشت و كشتار و خون‌ريزي، كوتاهي نكرده‌اند. آري كساني كه به چنين باورها و نمايه‌هاي زشتي درباره‌ي صحابه رسيده‌اند، از فهم و شناخت حقيقت آن نسل تربيت‌يافته در مدرسه‌ي محمد مصطفي(ص) دور بوده‌ و رنگ و روي اسلامي، عقيده‌‌ي اسلامي و اصول اسلامي نداشته‌اند. چنين نوشتارهايي، زمينه‌ي پيدايش نسلي بوده كه از تاريخ گذشته‌اش، چيزي جز جنگ، خون‌ريزي و فريب و حيله‌گري، نمي‌شناسد و سيماي عموم صحابه را زشت و كريه، نشان مي‌دهد. متأسفانه برخي از مسلمانان نيز بدون آن‌كه حقيقت چنين دروغ‌هايي را بدانند، اين دروغ‌ها و اراجيف را تكرار مي‌كنند؛ در صورتي كه اين دروغ‌ها، بي‌آن‌كه از صحت تاريخي برخوردار باشد، فقط در برخي از كتاب‌ها آمده و جاي تأمل و بررسي دارد.(4) 
بازنگري تاريخ اسلامي به روشي درست و اصولي، براي امت اسلامي يك ضرورت گريزناپذير است. از آن‌جا كه خداوند، حامي و پشتيبان دين اسلام است، چنين خواسته تا برخي از پژوهش‌گران و نويسندگان، در جهت ريشه‌يابي مسايل تاريخي، دست به قلم ببرند و در پهنه‌ي تاريخ صحابه، به تحقيق و بررسي رخدادها و تصحيح اخبار و روايات تاريخي، همت گمارند و ساخته‌ها و پرداخته‌هاي دروغين اراجيف‌پردازان و دروغ‌گويان را برملا سازند. آري، اين، از فضل خداي متعال است كه امامان فقه و حديث، به‌كثرت در نوشتارهاي خود، به روايت‌هاي صحيح پرداخته و دروغ‌ها و تهمت‌هاي ساختگي دروغ‌پردازان را نقد و نفي نموده‌اند.(5)  بنده در نگارش اين كتاب، شيوه‌ي آن بزرگان را در پيش گرفته و به همه‌ي منابع و مراجع قديمي و جديد در موضوع تاريخ، سركشيده‌ام؛ البته تلاش من بر اين بوده كه در بررسي دوران خلفاي راشدين، صرفاً به كتاب‌هاي مشهور تاريخ و از جمله طبري، ابن‌اثير و ذهبي بسنده نكنم و كوشيده‌ام به كتاب‌هاي تفسير، حديث و شروح آن و هم‌چنين به كتاب‌هايي كه درباره‌ي بررسي اوضاع و احوال راويان، به نگارش درآمده، مراجعه كنم؛ بنده با بررسي و مطالعه‌ي اين كتاب‌ها، موارد تاريخي ارزشمند و پرباري يافتم كه دسترسي به آن، در كتاب‌هاي مشهور و متداول تاريخي مشكل مي‌باشد. دليل اين‌كه سيرت نگاري خلفا را از ابوبكر صديق(رض) آغاز كردم، اين است كه او، سرور و بزرگ خلفا است. رسول اكرم(ص) ما را به پيروي روش و سنت خلفا و ره‌يابي به وسيله‌ي رهنمودهاي آنان دستور داده‌ و فرموده‌اند: (عليكم بِسنّتي و سنّة الخلفاء الراشدينَ المهديين من بعدي)(6)  «بر شما باد (كه از) سنت من و سنت خلفاي راشدين پس از من (اطاعت و پيروي كنيد.)» ابوبكر(رض) پس از پيامبران، در والاترين و برترين مقام صدق و نيكي قرار دارد؛ وي، برترين صحابي رسو‌ل‌خدا(ص) و عالم‌ترين و داناترين آنها مي‌باشد. رسول‌خدا(ص) درباره‌ي ابوبكر(رض) فرموده‌اند: (لو كنت متخدًا خليلاً لاتخذت أبابكر و لكن أخي و صاحبي)(7)  «اگر كسي را به عنوان دوست صميمي انتخاب مي‌كردم، قطعاً ابوبكر را به دوستي مي‌گرفتم و اما او، برادر و يار من است.» هم‌چنين فرموده‌اند: (اقتدوا بالَّذَيْنِ من بعدي: أبوبكر و عمر.)(8)  «به دو نفري كه پس از من هستند، اقتدا كنيد: ابوبكر و عمر» عمر بن‌ خطاب(رض) درباره‌ي ابوبكر صديق(رض) چنين گواهي داده است كه: «تو، آقا و بهترين ما هستي و از همه در نزد رسول‌خدا(ص) محبوب‌تر و دوست‌داشتني‌تري»(9)  باري محمد‌ بن‌ حنيفه از علي‌ بن‌ ابي‌طالب(رض) پرسيد: «بهترين مردم، پس از رسول‌خدا(ص) چه كسي است؟» علي(رض) فرمود: «ابوبكر(رض)»(10) 
زندگاني ابوبكر(رض)، صفحه‌ي درخشاني از تاريخ اسلامي است كه پرتوش، سراسر تاريخ را در برگرفته و همه را خيره و مبهوت نموده است. آن دوران بي‌نظيري كه تاريخ جوامع، هرگز چنان شوكت، عظمت، اخلاص، جهاد و دعوتي را به خود نديده كه تا اين حد، بر پايه‌هاي ارزشمند فكري و عقيدتي استوار باشد. بنده در نگارش روايات واردشده درباره‌ي ابوبكر و زندگاني و عصر وي، مراجع و منابع مختلف را مورد بررسي قرار دادم و مطالبي را كه پيرامون عصر و شخصيت صديق(رض) در كتاب‌ها آمده بود، تخريج كرده و پس از مرتب نمودن مطالب، به تحليل و بررسي آن پرداختم تا آن‌چه پيش رو داريد، براي دعوت‌گران، سخنوران، علما، سياست‌مداران، روشن‌فكران و دانش‌پژوهان و دولت‌مردان، مفيد واقع شود و آنان بتوانند در زندگي و كارهاي‌خويش، از نمونه‌ها و داده‌ها‌ي ارزشمند اين دوران، به‌خوبي الگوبرداري نمايند و بر همين اساس، راهي را در پيش بگيرند كه مايه‌ي موفقيت و رستگاري دنيا و آخرتشان مي‌باشد.
در اين كتاب، به بررسي ويژگي‌ها و فضايل ابوبكر صديق(رض) پرداخته‌ام و ضمن اشاره به همراهي ابوبكر(رض) با رسول‌خدا(ص) و حضور وي در ميادين جهاد، زندگاني آن بزرگوار را در جامعه‌ي مدني و هم‌چنين مواضع و نظرات روشن و استوارش را در جريان وفات رسول‌خدا(ص) كه منجر به ثبات امت شد، به قلم كشيده‌ و جريان سقيفه‌ي‌ بني‌ساعده و رايزني و گفتگوي مهاجرين و انصار را در آن‌جا، بررسي كرده‌ام و شبهات و دروغ‌هايي را كه به صورتي جهت‌دار درباره‌ي سقيفه‌ي بني‌ساعده، ساخته و پرداخته شده، روشن و برملا نموده‌ام. در اين كتاب، نظر روشن و قاطع ابوبكر(رض) درباره‌ي ارسال لشكر اسامه(رض) و درس‌هايي كه در اين موضع مشخص از قبيل شورا، دعوت، سامان‌دهي امور، پيروي بي‌چون و چرا از رسول‌خدا(ص)، بازگشت به كتاب و سنت درمواقع اختلاف نظر و هم‌چنين آداب جهاد و ديگرآموزه‌ها‌يي كه در فرستادن لشكر اسامه، وجود دارد، بيان شده است. ماجراي ارتداد و اسباب شكل‌گيري آن و گونه‌هاي مختلف ارتداد و آغاز پيدايش آن در روز‌هاي پاياني حيات پيامبر(ص)، از ديگر مطالب اين كتاب است كه به بيان موضع صديق(رض) در برابر مرتدين و شيوه‌هاي آن بزرگوار براي رويارويي با مرتد‌ها و سركوب فتنه‌ي آنان مي‌پردازد. در اين مبحث شايستگي‌هاي ابوبكر(رض) كه به توفيق الهي جريان ارتداد را نابود كرد، بيان شده است. در كتاب پيش رويتان، دوران ابوبكر صديق(رض) و شاخص‌هاي حكومت اسلامي و هم‌چنين ويژگي‌هاي نسلي كه به قيادت و پيشوايي ابوبكر، خلافت و حكومت اسلامي را شكل دادند، پردازش مي‌شود و سياست صديق(رض) در جريان رويارويي با دخالت بيگانگان در قلمرو خلافت اسلامي، مورد بررسي قرار مي‌گيرد. البته بنده در اين كت