ُولُوا: لا أَرْبَحَ اللَّه تِجَارتَك، وَإِذا رأَيْتُمْ مِنْ ينْشُدُ ضَالَّةً فَقُولُوا: لا ردَّهَا اللَّه عَلَيكَ». رواه الترمذي وقال: حديث حسن.

1697- از ابو هريره رضی الله عنه روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: هرگاه ديديد کسی را که در مسجد خريد و فروش می کند، به او بگوئيد، خداوند بر تجارتت فايده ای مرتب نسازد و هرگاه کسی را ديديد که گم شده ای را در مسجد جستجو می کند، به وی بگوئيد خداوند آن را به تو باز نگرداند.

1698- وعَنْ بُريْدَةَ رضِيَ اللَّه عَنْهُ أَنَّ رَجُلاً نَشَدَ في المَسْجِدِ فَقَال: منْ دَعَا إِليَّ الجَملَ الأَحْمر؟ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم « لا وَجَدْتَ إِنَّمَا بُنِيَتِ المَسَاجِدُ لِمَا بُنِيَتْ لَهُ » رواه مسلم.

1698- از بريده رضی الله عنه روايت است که:
مردی گم شده ای را در مسجد جستجو کرده و گفت: کدام کس شتر سرخی را شناسائی کرده؟
رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: او را نيابی، مساجد برای چيزی که برای آن بناء گرديده، ساخته شده است (عبادت).

1699-  وَعَنْ عَمْرو بْنِ شُعَيْب،عَنْ أَبِيه، عَنْ جَدِّهِ رَضِيَ اللَّه عَنْهُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم نَهَى عَنِ الشِّرَاءِ وَالبَيْبعِ فِي المسْجِد، وَأَنْ تُنْشَدَ فيهِ ضَالَّة، أَوْ يُنْشَدَ فِيهِ شِعْر. رواهُ أَبُــو دَاود، والتِّرمذي وقال: حَديثٌ حَسَن.

1699- از عمرو بن شعيب از پدرش از جدش رضی الله عنه روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم از خريد و فروش در مسجد نهی نمود و هم از اينکه در آن گمشدهء جستجو گشته يا در آن شعری سروده شود.

1700- وَعَنِ السَّائِبِ بْنِ يزيدَ الصَّحَابي رَضِيَ اللَّه عنْهُ قال: كُنْتُ في المَسْجِدِ فَحَصَبني رَجُل، فَنَظَرْتُ فَإِذَا عُمَرُ بنُ الخَطَّابِ رَضِيَ اللَّه عَنْهُ فَقَال: اذهَبْ فأْتِني بِهَذيْنِ فَجِئْتُهُ بِهمَا، فَقَال: مِنْ أَيْنَ أَنْتُمَا؟ فَقَالا: مِنْ أَهْلِ الطَّائِف، فَقَال: لَوْ كُنْتُمَا مِنْ أَهْلِ الْبَلَد، لأَوْجَعْتُكُمَا، تَرْفَعَانِ أَصْوَاتَكُمَا فِي مسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم؟ رَوَاهُ البُخَارِي.

1700- از سائب بن يزيد صحابی رضی الله عنه روايت است که گفت:
در مسجد بودم مردی مرا به سنگريزه زد و نگريستم ديدم او عمر بن خطاب رضی الله عنه است. گفت: برو و اين دو نفر را نزدم بياور! آن دو را نزدش آوردم و گفت: شما دو نفر از کجائيد؟
گفتند: از مردم طائف.
پس گفت: اگر شما از مردم اين شهر می بوديد، شما را دردناک می ساختم، صداهای تان را در مسجد رسول الله صلی الله عليه وسلم بلند می کنيد؟
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:725.txt">311.باب منع نمودن از آنکه پياز، يا سير، يا کراث و يا جز آن را بخورد که بوی بد دارد، از داخل شدن به مسجد پيش از رفتن بسوی آن، مگر برای ضرورتی</a><a class="text" href="w:text:726.txt">312.باب منع از احتباء (پشت و ساقهای پا را به جامهء بسته نشستن) در روز جمعه در حاليکه امام خطبه می خواند، زيرا اين کار خواب آورده، شخص را از شنیدن خطبه محروم ساخته و ترس شکستن وضوء هم وجود دارد</a><a class="text" href="w:text:727.txt">313.باب منع آنکه، دههء ذوالحجه بر او داخل شود و بخواهد قربانی کند، از گرفتن چيزی از موی يا ناخنهايش تا اينکه قربانی نمايد</a><a class="text" href="w:text:728.txt">314.باب منع نمودن از سوگند خوردن به مخلوق مانند پيامبر و کعبه و فرشتگان و آسمان و پدران و زندگی و روح و سر و نعمت پادشاه و خاک فلان و امانت و اين از همه بيشتر ممنوع شده است</a><a class="text" href="w:text:729.txt">315. باب دشوار بودن جزای سوگند دروغی که از روی قصد باشد</a><a class="text" href="w:text:730.txt">316. باب استحباب آنکه بر چيزی سوگند بخورد و غير آن را از باب بهتر بيند، اينکه آنچه را سوگند خورده، انجام دهد و سپس از جای سوگندش کفاره دهد</a><a class="text" href="w:text:731.txt">317.باب عفو و گذشت از سوگند لغو (بيهوده) و اينکه کفاره ای در آن نيست و آن سوگنديست که بدون قصد بر زبان آيد، مانند گفته اش بر اساس عادت نه والله و آری والله و امثال آن</a><a class="text" href="w:text:732.txt">318.باب کراهيت سوگند خوردن در معامله، هر چند راستگو باشد</a><a class="text" href="w:text:733.txt">319.باب کراهيت اينکه انسان به وجه الله تعالی چيزی جز بهشت را طلبد و کراهيت ندادن به آنکه بنام خدا چيزی را درخواست کند ونام الله تعالی را شفيع آرد</a><a class="text" href="w:text:734.txt">320.باب تحريم اينکه برای پادشاه و غير او شاهِنشاه گفته شود، زيرا معنايش پادشاه پادشاهان است وجز الله تعالی کسی به اين صفت موصوف شده نمی تواند</a></body></html>1701- عَنِ ابْنِ عُمَرَ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا أَنَّ النَّبِيَّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قَال: منْ أَكَلَ مِنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ ¬ يَعْني الثُّومَ ¬ فلا يقْرَبَنَّ مَسْجِدَنَا » متفقٌ عليه.
 وفي روايةٍ لمسلم: « مَسَاجِدَنَا » .

1701- از ابن عمر رضی الله عنهما روايت  است که:
پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: آنکه از اين درخت يعنی (سير) بخورد، به مسجد ما نزديک نگردد.

1702- وَعَنْ أَنَسٍ رَضِيَ اللَّه عَنْهُ قَال: قَالَ النبيُّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « مَنْ أَكَلَ مِنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ فَلا يَقْربنَّا، وَلا يُصَلِّينَّ مَعنَا » متفقٌ عليه.

1702- از انس رضی الله عنه روايت است که:
پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: آنکه از اين درخت بخورد، بايد که به ما نزديک نشده و با ما نماز نگذارد.

1703- وَعَنْ جَابِرٍ رَضِيَ اللَّه عَنْهُ قَال: قَالَ النَّبيُّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « مَنْ أَكَلَ ثُوماً أَوْ بَصَلا، فَلْيَعْتَزلْنَا، أَوْ فَلْيَعْتَزلْ مَسْجدَنَا » متفقٌ عليه.
وفي رواية لمُسْلِم:  مَنْ أَكَلَ الْبَصَل، وَالثُّوم، وَالْكُرَاث، فَلا يَقْرَبَنَّ مسْجِدَنَا، فَإِنَّ المَلائِكَةَ تَتَأَذَّى مِمَّا يتأَذَّى مِنْهُ بَنُو آدمَ » .

1703- از جابر رضی الله عنه روايت شده که:
پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: کسی که پياز، يا سير بخورد بايد از ما دوری جويد، يا بايد از مسجد ما دوری جويد.
و در روايتی از مسلم آمده که کسی که پياز و سير و کراث (ترکاری معروفيست) بخورد، بايد به مسجد ما نزديک نشود، زيرا فرشتگان اذيت می شوند از آنچه که فرزند آدم اذيت می شود.

1704- وَعَنْ عُمَرَ بْنِ الخَطَّابِ رَضِيَ اللَّه عَنْهُ أَنَّهُ خطَبَ يَوْمَ الجُمُعَةِ فَقَالَ فِي خُطْبَتِه: ثُمَّ إِنَّكُمْ أَيُّهَا النَّاسُ تَأْكُلُونَ شَجَرَتَيْنِ ما أُرَاهُمَا إِلاَّ خَبِيثَتَيْن: الْبَصَل، وَالثُّوم، لَقَدْ رَأَيْتُ رَسولَ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم إِذَا وَجَدَ ريحَهُمَا مِنَ الرَّجُلِ فِي المَسْجِدِ أَمَرَ بِه، فَأُخْرِجَ إِلى الْبَقِيعِ، فَمَنْ أَكَلَهُمَا، فَلْيُمِتْهُمَا طبْخا. رواه مسلم.

1704- از عمر بن خطاب رضی الله عنه روايت است که:
وی در روز جمعه خطبه خوانده و در خطبه اش گفت: پس شم