ز علماء اسلامی با استدلال به اين حديث کفارهء گناهان را به عمل صالح مقيد دانسته اند، اما ابن التين خلاف آن ذکر کرده گفته است: آيا خداوند با اين اعمال کبائر را برای بنده می بخشد در صورتيکه دوام بر آن ننمايد يا فقط صغائر را مورد عفو قرار می دهد؟
در جواب قول قرطبی را نوشته ذکر کرده که بعيد نيست برای بعضی اشخاص گناهان کبيره و صغيره بر حسب اخلاص شان و با مراعات احسان بخشيده شود، و اين از فضل خدا است که برای هر که خواهد ارزانی می دارد، چنانچه اين نظريهء ابن حزم و ابن عربی نيز می باشد.
اما آنچه جمهور علماء بر آن نظر داده اند، آنست که عمل صالح گناهان کبيره را کفاره نمی گردد، بلکه کبائر فقط با توبه و يا فضل خداوندی مورد عفو قرار می گيرد. (مترجم)

131- الْخَامسَ عشر: عنه قال: قال رسولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « ألا أدلُّكَم على ما يَمْحُو اللَّهُ بِهِ الْخَطايا، ويرْفَعُ بِهِ الدَّرجات؟ » قالوا: بلى يا رسُولَ اللَّه، قال: « إسباغ الْوُضوءِ على الْمَكَارِهِ وكَثْرةُ الْخُطَا إِلَى الْمسَاجِد، وانْتِظَارُ الصَّلاةِ بعْدِ الصَّلاةِ ، فَذلِكُمُ الرّبَاطُ » رواه مسلم.

131- از وی رضی الله عنه روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: آيا شما را بچيزی رهنمايی نکنم که بآن گناهان محو گشته و درجات بلند شود؟
گفتند: آری يا رسول الله!
فرمود: کامل ساختن وضوء در سختی ها و قدم زدن زياد بسوی مساجد و منتظر ماندن برای نماز، بعد از ادای نماز، پس اين سنگر را محکم گيريد.
ش: رباط حقيقی ملازمت حفظ حقوق مسلمين است بر اينکه انسان با نفس خود مبارزه نموده و شهوات خويش را در حب دنيا و اتلاف حقوق ديگران سرکوب نمايد. در اين وقت است که راههای شيطان و وساوس آن بسته گرديده و در واقع اين مفهوم که رباط حقيقی جهاد است را افاده می دارد.
در حديث ديگر آمده: رجعنا من الجهاد الاصغر الی الجهاد الاکبر. يعنی از جهاد دشمن بسوی جهاد نفس آمده ايم. زيرا جهاد با کفار مشروعيت يافته بر اينکه انسان خود، اولاد و اموالش را بخاطر اعلاء کلمة الله، با دور ساختن نفس از لذات دنيوی تنها گذاشته و برای هدف و مقصودش راه جهاد و مبارزه را برگزيند. (مترجم)

قال الله تعالی: { قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ} ص: ٨٦

خداوند می فرمايد: بگو من از شما مزد رسالت نمی خواهم و من بی حجت و برهان الهی وحی و رسالت را بر خود نمی بندم. ص: 86

1655- وعنْ ابن عُمر، رضي اللَّه عنهُما، قَال: نُهينَا عنِ التَّكلُّف. رواه البُخاري.

1655- از ابن عمر رضی الله عنهما روايت است که گفت: 
ما از تکلف منع شده ايم.

1656- وعنْ مسْرُوق قَال: دخَلْنَا على عبْدِ اللَّهِ بن مسْعُودٍ رضي اللَّه عنُهُ فَقَال: يا أَيُّهَا النَّاس منْ عَلِم شَيئاً فَلْيقُلْ به، ومنْ لَمْ يعْلَم، فلْيقُل: اللَّه أعْلَم، فإنَّ مِنَ الْعِلْمِ أن تَقُولَ لِمَا لا تَعْلَم: اللَّه أعْلَم. قَال اللَّه تَعالى لِنَبيِّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: { قلْ ما أسأْلُكُمْ عَليْهِ مِنْ أجْرٍ وما أنا مِنَ المُتَكَلِّفِين } رواهُ البخاري.

1656- از مسروق رضی الله عنه روايت است که گفت:
بر عبد الله بن مسعود رضی الله عنه وارد شديم و گفت:
ای مردم آنکه چيزی را می داند، بايد آن را بگويد و آنکه نمی داند، بايد بگويد خدا داناتر است.
خداوند برای پيامبرش صلی الله عليه وسلم فرمود: بگو من از شما مزد رسالت نمی خواهم و من بی حجت و برهان الهی وحی و رسالت را بر خود نمی بندم.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:712.txt">1</a><a class="text" href="w:text:713.txt">2</a></body></html>1657- عَنْ عُمَر بْنِ الخَطَّابِ رضي اللَّه عَنْهُ قَال: قَال النبيُّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « الميِّتُ يُعذَّبُ في قَبرِهِ بِما نِيح علَيْهِ » .
 وفي رواية: « ما نِيحَ علَيْهِ » متفقٌ عليه.

1657- از عمر بن خطاب رضی الله عنه روايت است که:
پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: مرده در گور به سبب ناله و مويه ای که می کنند، شکنجه می شود.
و در روايتی آمده که: مدتی که بر او ناله و زاری می شود.

1658- وعن ابْنِ مسعُودٍ رضي اللَّه عَنْهُ قَال: قَالَ رَسُولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « لَيْسَ مِنَّا مَنْ ضَرَبَ الخُدُود، وشَقَّ الجُيُوب،ودَعا بِدَعْوَى الجَاهِليةِ » متفقٌ عليه.

1658- از ابن مسعود رضی الله عنه روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: آنکه بر رويش زده و گريبان چاک نموده و دعاهای جاهليت را بخواند از ما نيست.

1659- وَعنْ أبي بُرْدةَ قَال: وَجِعَ أبُو مُوسَى الأشعريُّ رضي اللَّه عنه، فَغُشِيَ علَيْهِ، وَرَأْسُهُ في حِجْرِ امْرأَةٍ مِنْ أهْلِه، فَأَقْبلَتْ تَصِيحُ بِرنَّةٍ فَلَمْ يَسْتَطِعُ أنْ يَرُدَّ عَلَيْهَا شَيْئا، فَلَمَّا أفَاق، قَال: أنَا بَرِيءٌ مِمَّنْ بَرِيءَ مِنْهُ رسُولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم بَرِيءَ مِنَ الصَّالِقَة، والحَالَقة، والشَّاقَّة، متفقٌ عليه.

1659- از ابو برده رضی الله عنه روايت است که گفت:
ابو موسی اشعری رضی الله عنه مريض شد و بيهوش گشت، در حاليکه سرش در دامان زنی از خانواده اش بود. آن زن شروع به داد و فرياد کرد و ابو موسی نتوانست بر وی اعتراض کند و چون بهوش آمد گفت: من بيزارم از آنکه رسول الله صلی الله عليه وسلم از او بيزاری نموده است. همانا رسول الله صلی الله عليه وسلم از زنی که به صدای بلند نوحه خوانی می کند، و زنی که سرش را می تراشد و زنی که جامه اش را چاک می کند، بيزاری جسته است.

1660- وعَن المُغِيرةِ بنِ شُعْبَةَ رضي اللَّه عَنْهُ قَال: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم يَقُول: « مَنْ نِيحَ عَليْه، فَإنَّهُ يُعَذَّبُ بِمَا نِيحَ علَيْهِ يَوْم الْقِيامةِ » متفقٌ عليه.

1660- از مغيره بن شعبه رضی الله عنه مرويست که:
از رسول الله صلی الله عليه وسلم شنيدم که می فرمود: آنکه بر وی نوحه شود، با نوحه ای که بر او می شود روز قيامت عذاب می گردد.
ش: علماء در مورد اين احاديث اختلاف کرده اند: جمهور بر اين عقيده اند که هرگاه ميت وصيت کند که بر او گريه و نوحه صورت گيرد و وصيت او اجرا شود، اين شخص بگريستن خانواده اش شکنجه می شود، زيرا اين گريه و نوحه به سبب او صورت گرفته و بوی نسبت داده می شود.
و اما هرگاه خانوادهء شخصی بدون دستور و وصيت او بر او گريه و نوحه کنند، خود مرده تعذيب نمی شود، بدليل فرمودهء خداوندی که: و لا تزروا وازرة وزر اخری. يا اينکه بستگانش مشغول وعيد خدا می شوند، رنج می برد.
1661- وعَنْ أمِّ عَطِيَّةَ نُسيْبَةَ ¬ بِضَمِّ النُّونِ وَفَتحِهَا ¬ رضي اللَّه عَنْهَا قَالَت: أخَذَ عَلَينَا رَسُولُ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم عِنْدَ البَيْعة أنْ لا نَنُوح. متفقٌ عليه.

1661- از ام عطيه نسيبه رضی الله عنها روايت شده که گفت:
رسول الله صلی الله عليه وسلم هنگام بيعت از ما عهد گرفت تا نوحه نکنيم.

1662- وَعَنِ النُّ