لُ )	(حج / 78)
«خدا از پیش شما را مسلمین نامیده».
و مذهب غیر از دین است دین الهی از خدا است و خرافات نامیده و مذهب غیر از دین است دین إلهی از خدا است و خرافات ندارد. ولی مذاهب همه بشری و مملوّ از خرافات است. کار تفرقه و تشتّت و تعصّبات مذهبی به جائی رسیده که اگر کسی بخواهد مردم را از تفرقه نجات دهد و کتابی بنویسد جرئت اینکه نام خود را اظهار کند ندارد تا مبادا مورد حملة نفاق‌اندازان و مغرضین گردد. چنانکه مرد جلیل‌القدری کتابی نوشت پیرامون نصوص امامت ولی نتوانست با نام خود آن کتاب را منتشر نماید.
باید دانست که زمان ائمه(ع) دین رسمی دولت و ملّت دین اسلام بود و نامهای مذهبی نبود و امام صادق و یا ابوحنیفه و یا شافعی و یا مالک بن انس و دیگران هیچیک مدّعی آوردن مذهب نبودند. و این مذاهب معموله چه رسمی و چه غیر رسمی در زمان خلیفة مقتدر عبّاسی یعنی زمان سیّد مرتضی پیدا شد بواسطة عللی که ما در صفحة 136 کتاب خرافات وفور نوشته‌ایم. ما در آن کتاب نامهای 280 نفر را به عنوان نمونه و خواصّ آنان بوده‌اند ذکر کردیم هر که خواهد به آن کتاب مراجعه کند. و لذا امام صادق چنانکه در کتاب کافی باب فی ترک دعاء النّاس آمده از دعوت مذهبی نهی نموده و از آن جمله به ثابت نامی می‌فرماید : «یا ثابت ما لکم و للنّاس کفّوا عن النّاس و لا تدعوا أحدا إلی أمرکم. » یعنی ای ثابت به مردم چه کار دارید از مردم دست بردارید و به امر خودتان یعنی توجّه دادن مردم به ما دعوت نکنید : زیرا أئمّه(ع) تابع دین و أئمّه(ع) مروّج دین بودند و باید مردم به خود دین دعوت شوند نه به هر کس که تابع اسلام است.
مردم ما امروز از اسلام بی‌خبرند ولی در هر مجلس و محفلی سخن از بزرگان دین و أئمّه و غلوّ دربارة آنان می‌باشد. متاسّفانه دکانداران مذهبی اکثراً از اسلام بی‌خبر و برای درآمدهای مذهبی به اسلام اصیل و قرآن کاری ندارند و از نام نفاق‌آور مذاهب دست بردار نیستند چنانکه علّامة ممقانی در کتاب مقباس الهدایه ص 89 از امام صادق روایت کرده که فرمود : «ما أنزل الله سبحانه آیه فی المنافقین إلّا و هی فیمن ینتحل التّشیّع». یعنی خدای تعالی در حقّ منافقین آیه‌ای نازل ننموده مگر آنکه همان آیه دربارة کسی است که خود را به تشیّع نسبت می‌دهند. و به قول آقای ممقانی مطالبی که در گذشته جزء غلوّ و ضدّ دین محسوب می‌شده امروزه از ضروریّات مذهب گشته و کسی حق‌ّ انکار آن را ندارد. 
مطلب مهمّ این است که خود امام صادق مدّعی آوردن مذهب نبوده و آنکه خود را به نام تشیّع درمی‌آورد منافق خوانده ولی مردم خبر ندارند باید مردم را بیدار کرد وگرنه دکّانداران مذهبی دست از دکّان خود برنمی‌دارند. و هر قدر بتوانند کار خود را برای عوام توجیه می‌کنند خصوصاً که هزار سال است که در میان غالب از علمای مذهبی افکار التقاطی مذهبی و عرفان یونانی و هندی و فلسفی آمده و بهم آمیخته و از اسلام اصیل خبر ندارند.
از خدای متعال خواهانیم که ملّت ما را روشن سازد و از تفرقه و نفاق و خرافات مذهبی برهاند و توفیق دهد تا دست مروّجین خرافات را کوتاه گردانند.
	والسّلام علی من اتّبع الهدی  ا. ع. ب اخبار نفی ولایت تکوینی از رسول و امام 

اول– دعای جوشن کبیر که از رسول خدا و ائمّه هدی روایت شده که در آن خوانده‌اند : یا من لا یخلق الخلق إلّا هو یا من لا یبسط الرّزق إلّا هو یا من لا یدبّر الأمر إلّا هو یا من لا یصرف السّوء إلّا هو یعنی ای خدائیکه خلق نمی‌کند جز خودش و بسط رزق نمی‌دهد جز او و امور را تدبیر نمی‌کند جز او و بدی را برطرف نمی‌کند جز او.
دوّم– حضرت أمیر(ع) در دعا و تسبیح نماز خود عرض می‌کند: لا حیلة و لا أستطیع لها ضرّا و لا نفعاً.
سوّم- در دعای یستشیر عرض می‌کند : کنت قبل کلّ شیء و کونّت کلّ شیء. یعنی خدایا تو قبل از هر چیزی بوده‌ای و تو هر چیزی را هستی داده‌ای.
چهارم- امام سجّاد در دعای روز دوشنبه می‌گوید : الحمدلله الّذی لم یشهد أحداً حین فطرالسّموات والأرض و لا اتّخذ معینا حین برء النّسمات یعنی ستایش و سپاس خدائی را که هنگام ایجاد آسمانها و زمین احدی را شاهد قرار نداد. و یاوری نگرفت هنگامیکه جانها را آفرید.
پنجم- کفایه : الموحّدین و بحار و توحید صدوق همه روایت کرده‌اند از امام صادق که فرمود : لا یکوّن الشّیء لا من شیء إلّا الله و لا ینقل الشّیء من جوهریّته إلی جوهر آخر إلّا الله و لا ینفعل الشّیء من الوجود إلی العدم إلّا الله. یعنی ایجادکنندة از هیچ نباشد جز خدا و متصرّف در هستی که جوهری را به جوهر دیگر تبدیل کند نباشد جز خدا و هستی را معدوم نکند جز خدا. یعنی این کارها مخصوص او و از غیر او محال است.
ششم- در هفتم بحار روایت کرده از اما صادق(ع) که فرمود : «انّ الغلاه شرّ خلق‌الله یصغّرون عظمة الله و یدّعون الرّبوبیّة لعباد الله و الله إنّ الغلاوه لشرّ من الیهود والنّصاری و المجوس والّذین أشرکو» یعنی محقّقاً غالیان بدترین خلق خدایند عظمت خدا را کوچک می‌کنند و پروردگاری غیر خدا برای بندگان خدا مدّعیند. قسم بخدا که غالیان از یهود و نصاری و مجوس و مشرکین بدترند. نویسنده گوید غالیان و مشرکین زمان ما از چند جهت بدتر از مشرکین می‌باشند : 
1-	مشرکین زمان جاهلیّت در موقع راحتی و وسعت بتها را می‌خواندند ولی غالیان و مشرکین زمان ما در موقع ترس و گرفتار نیز بندگان خدا را می‌خوانند و بزرگانی که هزار سال است به عالم دیگر منقل شده‌اند حاضر و ناظر و واسطه می‌شمرند.
2-	زمان جاهلیّت قرآنی نبود که به ایشان بگوید«فَلا تَدْعُو مَعَ اللَّهِ أَحَداً» سورة الجن(18) و چون قرآن را دیدند و شنیدند غیر خدا را نخوانده و بتهائی که مظاهر أولیاء خدا بود بنظر ایشان همه را رها کردند. ولی مشرکین زمان ما با بودن صدها آیات قرآن باز عقاید شرکیة و خرافات خود را رها نمی‌کنند.
3-	مشرکین جاهلیّت بتهائی كه بی‌تقصیر بودند خوانده و به آنان متوسّل می‌شدند برای شفاعت نزد خدا، ولی زمان ما اقطاب و مرشدان و بزرگانی که اهل عصیان می‌باشند خوانده و ایشانرا واسطة فیض می‌دانند. 
4-	مشرکین جاهلیّت بتها را دست‌اندرکار خلقت و رزق و حیات نمی‌دانستند و فقط در عبادت برای آنها کرنش می‌کردند، ولی مشرکین زمان ما امراء هستی می‌نویسند و أولیاء خدا را أمیر در هستی و معادن و یا دست‌اندرکار خدا می‌دانند.
و البتّه فرقهای دیگری نیز دارند، مجوس و مشرکین ایران یک شریک برای خدا قائل بودند به نام اهریمن ولی او را موجد شرّ دانسته و یزدان را فاعل خیرات می‌دانستند ولی مشرکین زمان ما مرگ و بیماری و گرفتاریها را به امر خدا ولی شفا و برکت را از امام می‌دانند پس اینان بدتر از مجوسند زیرا شرور را از خدا می‌دانند و خیر را از امام.
هفتم- شیخ صدوق در کتاب اعتقادات خود روایت کرده از اما رضا که فرمود : «أللّهم من زعم انّ لنا الخلق و علینا الرّزق فنحن إلیک منه برءاء کبرائة عیسی بن مریم من النّصاری أللّهم انّا لم ندعهم إلی ما یزعمون فلا تؤاخدنا بما