نحدّث». و نیز در همان باب از امام صادق(ع) روایت کرده که فرمود : «فإنّ المغیره بن سعید لعنه الله دسّ فی کتب أصحاب أبی احادیث لم یحدّث بها أبی، فاتّقوا الله و لا تقبلوا علینا ما خالف ربّنا تعالی و سنّه نبیّنا محمّد(ص)، فإنّا إذا حدّثنا قلنا قال الله عزّوجلّ و قال رسول الله(ص)». 
و در حدیث 63 از همان باب روایت کره از امام صادق که می‌فرمود:«کان المغیره بن سعید یتعمد الکذب علی أبی و یأخذ کتب أصحابه و کان أصحاب المستترون بأصحاب أبی، یأخذون الکتب من أصحاب أبی فیدفعونها إلی أصحابه فیأمرهم أن یبثّوها فی الشّیعه کلّ ما کان فی کتب أصحاب أبی(ع) من الغلوّ فذاک ممّا دسّه المغیره بن سعید فی کتبهم». بنابراین احادیث جعلی و نوشته‌ شده و نسبت داده شده به امام زیاد است، ولی آقای نم و مح چون امام را مخالف و مقابل قرآن می‌دانند می‌گویند اینها راست است، این امامی که آقایان معرّفی کرده‌اند برای مشتریان احمق دکّانشان خوبست. خامساً این تفاسیری که بنام امام جعل کرده‌اند برای تفرقة میان مسلمین و از بین بردن کاخ عظمت اسلام خوبست و موجب سیادت یهود و نصاری و سایر کفّار و دشمنان است جنگ برادرکشی و لعن و فحش پرش شده است. مثلاً در تفسیر:{وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ} سورة النحل(90)
 امام فرموده مقصود خلفاء ثلاثه می‌باشند، شما را به خدا قسم اینگونه تفاسیر چه دردی را دوا می‌کند و چه فائده دارد جز تخریب اسلام، و جنگ داخلی، آقای نم و مح چون خودشان از عقائد قرآنی بی‌اطلاعند و به اخبار خرافی خو کرده‌اند میل دارند همه کس مانند خودشان باشد. آقای نم از ص 15 تا 23 می‌گوید کسی حق ندارد به ظاهر قرآن تمسّک جوید یعنی قرآن حجّت نیست با اینکه تمام علمای شیعه و سایر مسلمین ظاهر قرآن را حجّت و واجب العمل می‌دانند، ولی آقای نم می‌گوید چون بعضی از افراد به آیات متشابهات تمسّک جسته و خطا رفته‌اند ما باید قرآن را کنار و مهجور گذاریم، جواب ایشان آنست که بعضی از اخبار نیز طبق گفتار حضرت را درجلد 2 بحار ص 185 در چندین خبر که فرموده:«إنّ فی أخبارنا متشابها کمتشابه القرآن» متشابهاتست، بنابراین باید اخبار را مهجور و کنار گذارید چون متشابهات گمراه شده‌اند، پس شما به اخبار نیز تمسک نجوئید.ثانیاً عدّه ای بواسطة آیات متشابهات گمراه شدند به ما و شما چه مربوط است، ممکن است آنان روی اغراض نفسانی به متشابهات تمسّک جسته باشند، البتّه عدّه‌ای به خطا رفته‌اند. ثالثاً عدّه‌ای از مجسّمه که عقل خود را حجّت نمی‌دانند از آیات متشابهات سوء استفاده کرده‌اند و بما و شما چه مربوط است. ای خوانندة عزیز انصاف بده ببین منطق می‌گویند به قرآن مراجعه نکنید و مردم را از هدایت قرآن باز داشته‌اند.
نصاری نمی‌گویند انجیل قابل فهم نیست و نباید فهمید، ولی اینان می‌گویند قرآن را ما نمی‌فهمیم و قابل فهم نیست و مردم را از قرآن دور می‌کنند. کلاً دستان در مجلس لردها، قرآن را بدست گرفت و گفت تا قرآن میان مسلمین است و به آن مراجعه می‌کنند، نمی‌شود بر آنان سوار شد فعلًا روحانی نمایان ما نیز با او هم‌صدا شده‌اند و می‌گویند تا قرآن مرجع باشد ما نمی‌توانیم بر سر خر مراد سواری کنیم. آقای نم می‌گوید قرآن متشابهات دارد، ما می‌گوئیم باشد متشابهات لغو نیست و قابل فهم است و اگر چه تأویل آنرا ندانیم.آیات متشابهات قابل فهم است

آقایان نم و امثالش خیال کرده‌اند که چون خدا در سورة آل عمران آیة 7 فرموده : 
(وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ )	(آل عمرن / 7)
تا آخر، که تأویل متشابهات را کسی جز خدا نمی‌داند، پس باید آن آیات را نفهمید و کنار گذاشت و به اضافه چون آیات متشابهات معلوم نیست کدامین آیاتست و هر آیه را ممکن است از متشابهات بشمریم پس تمام قرآن را بی‌اعتبار و کنار باید گذاشت.
ما می‌گوییم ای بیچارگان تأویل آیات متشابهات را خدا فرموده کسی نمی‌داند، امّا نفرموده ترجمة آن را کسی نمی‌فهمد بلکه ترجمه و تفسیر و مفهوم ومنطوق آن قابل فهم و عمل است و اگر چه تأویل آنرا کسی نداند زیرا تأویل مربوط به ترجمة ظاهر آیات نیست ما می‌فهمیم جملة :{وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ} سورة النحل(90)
یعنی خدا نهی می‌کند از کار منکر و زشت، لازم نیست تأویل آنرا بدانیم و خدا و رسول هیچگاه نگفته بروید بدنبال تأویل و ما مأمور به تأویل و دانستن تأویل آیات نیستیم، ولی مأمور به فهم و عمل قرآن هستیم که هر چه معنی لغوی عربی آن است بهفمیم و عمل کنیم. این آقایان فرق بین ترجمه و تأویل نگذاشته‌اند و سعی دارند مردم را از حجّت خدا و قرآن دور کنند، امّا علی(ع) فرموده قرآن حجّت خدا است و به آن تمسّک جوئید. ما هر آیه از قرآن را می‌فهمیم و مطالب علمی و دینی خود را از آن استخراج می‌کنیم گو اینکه تأویل آنرا ندانیم، و گو اینکه هیچ امامی تفسیر نکرده باشد و هیچ مفسّری از عهدة تفسیر آن برنیامده باشد. ما می‌گوئیم مسلمین زمان ما باید مانند مسلمین زمان رسول خدا(ص) که تفسیر از امام و غیر امام نبود به قرآن چنگ بزنند و جهل خود را برطرف کنند. تعجّب این است که فلان آخوند که باید مروّج قرآن باشد سعی دارد مردم را از قرآن دور کند تا مردم قرآن را نفهمند و او بتواند خرافات خود را حفظ نماید. خدا لعنت کند کسانی را که موجب دوری مردم از قرآن شدند. ما در کتاب تابشی از قرآن دربارة متشابهات توضحی داده‌ایم مراجعه شود.بحثی از علم امام (ع) و تضادّ روایات آن با قرآن

قدر مسلّم و اجماع مسلمین این است که علم امام به تعلیم و تعلّم از رسول خدا(ص) است چنانکه امیرالمؤمنین(ع) مکرّر فرموده علّمنی رسول الله و أخبرنی رسول الله و در خطبة 100 نهج‌البلاغه فرموده : «إنّ الّذی أنبّئکم به عن النّبیّ (ص)» یعنی آنچه را به شما خبر می‌دهم از پیغمبر نقل می‌نمایم که أمّی بوده و در خطبة 201 فرموده : «و کان لا یمرّبی من ذلک شیء إلّا سألته عنه و حفظته». یعنی بر من چیزی نمی‌گذشت مگر اینکه از آن حضرت سوال نموده و حفظ می‌نمودم.
و به یقین علم امام بیش از علم رسول خدا(ص) نیست. پیغمبر اسلام(ص) طبق آیاتیکه ذکر شد چیزی از خود نمی‌دانست مگر آنچه به او وحی می‌شد و آنچه خدا به او وحی کرده فرموده قلیل است و در تفسیر سورة کهف آیة 23 وارد شده که مسائلی از رسول خدا(ص) سئوال کردند وعده داد جواب دهد و چون إنشاءالله نگفت تا چهل روز وحی نیامد و آن حضرت ندانست و نتوانست جواب دهد. با اضافه خدا در سورة نحل آیة 78 به رسول خود فرموده : 
(وَاللّهُ أَخْرَجَکُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَيْئًا)	(نحل / 78)
«خدا شما را بیرون آورد از شکمهای مادرانتان در حالیکه چیزی نمی‌دانستید».
و مورد اجماع است که به امام وحی نمی‌شود و شیخ مفید فرموده:«من قال بالوحی اللإمام فهو خارج عن الإسلام». یعنی کسیکه بگوید به امام وحی می‌شود از اسلام خارج است. امّا غالیان شیعه روایات نقل کرده‌اند که امام ا