ن حضرت در خطبة 203 نهج‌البلاغه می‌فرماید : نظرت الی کتاب الله و ما وضع لنا و امرنا بالحکم فیه فاتّبعت و ما استنّ النّبیّ فاقتدیته. آن حضرت نفرمود بمن وحی می‌شود و یک کلمه بر اصول و فروع دین نیفزود ولی اینان هر چه خواستند بر دین خدا بنام آن حضرت بافتن و زیاد کردند.
بطور یقین ما که بخواهیم راه و روش و عقائد صحیح آن حضرت را طبق کتاب خدا بیان کنیم و خرافات ایشانرا برطرف سازیم بما تاخت و تاز خواهند کرد و بلکه تکفیر خواهند کرد و از هیچ تهمت و افترا و فحش دریغ نخواهند کرد. و در مملکتی مملوّ از خرافاتست برای ما پناه و ملجأی جز خدا نخواهد بود زیرا تجربه شده هر کسی حقائق را برای راهنمائی و بیداری مردم گفته او را کوبیده و بلکه کشته‌اند.
روحانی نمایان دروغی اول تکفیر می‌کنند و چون شخصی را بکفر نسبت دادند هر چه بخواهند وغیبت و تهمت می‌زنند زیرا غیبت و تهمت بکافر را جائز می‌دانند. مثلاً دکتر علی شریعتی که خدا او را رحمت کند، یکی گفت او سنی است، دیگری گفت او وهابی است، سومی گفت پول از ابن سعود گرفته، چهارمی گفت حوالة ماه سی‌هزار تومان که ابن سعود به آن می‌دهد نزد ما است. دیگری گفت او دشمن علی است. و حسینة ارشاد را یزیدیة ارشاد خواند. ما میدانیم همین تهمتها را بما نیز خواهند زد زیرا کسی که جواب منطقی ندارد و می‌خواهد دکان خرافات خود را حفظ کند ناچار به همین دروغها و تهمتها چنگ می‌زند و یک عدّه عوام کالانعام باور می‌کنند و دکانداران به هدف خود که دور کردن مردم از حقّگو است می‌رسند و عوام بخواب خرگوشی می‌ماند و برای سواری بدکاران آماده می‌شوند. ولی ما چون باری انجام وظیفة اسلامی این کار را می‌کنیم از تهمتها و افتراها نمی‌هراسیم و جزای خود را از خدا می‌خواهیم.
این حقیر در سنّ پیری منزل که مأوی و سکنی ندارم و الآن دربدر و سرگردان و مقدار زیادی مقروضم. ولی دشمنان من می‌گویند او باغها دارد و ملکها خریده و از ابن سعود و عراق پولها گرفته و می‌گویند جاسوسی صهیونیسم است. و هنوز کسی پیدا نشده از ایشان مدرک بخواهد و ایشانرا بر این دروغها مواخذه نماید. بلکه همین روحانی نمایان که در بين اختلاف دارند بر دشمنی ما متّحدند و برای دکان قتل ما را واجب می‌دانند و اگر اذیتها و آزارها و فحاشیها و تهمتهای ایشانرا ذکر کنم کتابى خواهد شد.
بسیاری از فامیل و دوستان ما می‌گویند امروزه فسق و فجور و هرزگی مسلمین را فرا گرفته جای این سخنان نیست شما بروید اما گرفتاریهاى دیگر را اصلاح کنید. ما جواب می‌گوئیم هیچ فسق و فجور و گرفتاری مانند شرک نیست، باید اول مردم را از شرک نجات داد و به اضافه دین آلوده و بی‌اثر است، باید اول آلودگی دینی را برطرف کرد.
جوانان ما که از اسلام و اخلاق اسلامی دور و فراریند برای آنست که دین را مجموعه‌ای از خرافات می‌دانند و اسلام خود را از همین روحانی نمایان و از زبان ایشان شنیده‌اند و از حقایق اسلام و توحید بی‌خبرند و از مجالس دینی جز خرافات نگرفته‌اند.
عده‌ای دیگر بما می‌گویند شما و سخنان شما موجب تفرقه می‌شود جواب ما این است که اتحاد در شرک باطل بوده و ما همة فرق اسلامی را به قرآن که حبل‌الله است دعوت می‌کنیم و همه را با اتحادی که امر قرآن است راهنمائی کرده و از خرافات مذهبی که موجب تفرقه است دور می‌کنیم و این کار موجب وحدت مسلمین است نه تفرقه. تفرقه این است که خدا در سورة روم فرموده : 
(وَلَا تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکِينَ(31) مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَکَانُوا شِيَعًا کُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ(32)) (روم / 31 و 32)
«از مشرکین نباشید از آنانکه تفرقة دینی آورده و شیعه شیعه شدند که هر دسته وحزبی به آنچه خود دارندد خوشحالند».
بنابراین کسانیکه مردم را به شرک و خرافات می‌کشند آنان تفرقه‌اندازند نه ما که عوت به توحید و قرآن می‌کنیم و می‌گوئیم خدا فرموده : {وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ} سورة آل عمران(103). و امیرالمؤمنین(ع) مکرر در نهج‌البلاغه فرموده حبل الله قرآن است ما می‌گوئیم قرآن موجب اتّحاد ولی اخبار مذهبی موجب تفرقه است.
دانشمندان مذهبی بواسطة اخبار مذهبی حتی در مفاهیم قرآن ایجاد اختلاف کرده‌اند و همین موجب نفاق و شقاق شده چنانکه خدا در سورة بقرة آیة 176 فرموده : 
( ذَلِکَ بِأَنَّ اللّهَ نَزَّلَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِي الْکِتَابِ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ )	(بقره / 176)
و در جای دیگر فرموده:{إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ}سورة آل عمران(19) بنابراین تمسّک به قرآن موجب وحدت است نه تفرقه، و تمام فرقه‌ها را در ادیان الهی همان دانشمندانی آورده‌اند که کتاب آسمانی داشتند، ولی مردم را از آن دور کردند.
خدا مکرّر فرموده : {اتَّبِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلاَ تَتَّبِعُواْ مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء قَلِيلاً مَّا تَذَكَّرُونَ}سورة أعراف(3) و نفرموده : اتّبعوا الأحادیث اگر چه ما احادیث موافق قرآن را قبول داریم ولی قرآن را چنانچه خدا فرموده أحسن الحدیث می‌دانیم چنانکه در سورة زمر آیة 23 فرموده: 
(اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ کِتَابًا)(زمر / 23)
و در سورة جاثیه فرموده: {فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ} سورة جاثية (6) و فرموده: {وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ حَدِيثًا} سورة نساء(87) یعنی کیست که از جهت حدیث از خدا راستگو‌تر باشد.
به هر حال حقیقت این است که اختلاف از نام مذهب آمده و این مذاهب متعدّده چون صدر اسلام نبود مردم مسلمان متحدّ بودند : 
هدف از دین اسلام اتحاد است
		ز مذهب تفرقه جنگ و فساد است

باید به مدّعیان دوستی دروغی حضرت امیرالمؤمنین گفت آیا آن حضرت مذهب صوفی و یا شیخی و یا جعفری و یا حنفی و یا مالکی و حنبلی داشت یا هیچکدام. خدا نام دین خود را اسلام گذاشته و در سورة حج آیة 78 فرموده:
(ُُ هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمينَ )
و تمام پیغمبران را مسلمان خوانده پس امامیکه خدا برای مسلمین گذاشته مسلم و نام دیگری را جائز نشمرده.
چگونه مدّعیان پیرو رسول خدا(ص) نام دین اسلام را بنام مذهب تبدیل کرده و موجب تفرقه شده‌اند، پس ما که دعوت به اسلام می‌کنیم دعوت ما به اتحاد است، ولی مذهب‌سازان موجب تفرقه شده‌اند. خدا فرموده:{وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ} سورة آل عمران(85) یعنی هر کس دینی را بجوید غیر اسلام هرگز از او پذیرفته نیست، این نام را خدا انتخاب کرده و موجب وحدت تمام فرق اسلامی است.
در این کتاب معنی ولایت را که خدا و رسول خواسته بیان می‌کنیم و خود مفتخر به همان ولایت می‌باشیم نه ولایتی که غلات و مفوضّه و شخیّه و مشرکین