 حین عمل نیست و مقصود آینده است، پس کسیکه می‌گوید اعمال بندگان را امام هنگام عمل می‌بیند صحیح نگفته و از این آیه چنین مطلبی استفاده نمی‌شود به اضافه خدا ستّارالعیوب است و راضی نیست کسی از اعمال بندگانش مطّلع شود و لذا نهی نموده و فرموده و «وَلَا تَجَسَّسُوا» در سورة حجرات یعنی تجسّس از اعمال دیگران نکنید، آیا پیامبر و امام نباید به این آیه و أمر إلهی عمل کنند، شاید امام را مکلّف نمی‌دانند، باضافه خدا مکرّر در قرآن فرموده:{وَكَفَى بِرَبِّكَ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيراً بَصِيراً } سورة  (17) یعنی فقط پروردگارت به گناه بندگانش آگاه و بینا است و آگاهی و بینائی خدا کفایت می‌کند، آیا امام این آیه را قبول ندارد؟ و یا راویان حدیث که می‌گویند امام فرموده که امام از عمل هر کس آگاه است دروغ می‌گویند و برای غلوّ این اخبار ضدّ قرآنی را جعل کرده‌اند، و اگر امام و یا رسول از اعمال و جنایات مردم خبر شوند آخرت برای آنان دارالهمّ و الغم و العصّه خواهد شد، و تازه دیدن امام اعمال مردم را چه نفعی دارد و چه فضیلتی است برای امام، امام ببیند در شهر تو همه دارند زنا می‌کنند و یا در زندان‌ها همه شکنجه می‌شوند این کار در حقّ امام ظلم است که خدا روا داشته، و ما در کتاب تابشی از قرآن در ذیل آیه بیانی داریم لازم است خواننده مراجعه کند.
 ثانیاً خدا فرموده : «والمؤمنون»،و«مؤمنین» منحصر به امام نیست و خود امام بسیاری از مردم را مؤمن خوانده مانند سلمان و اباذر و خباب و غیر اینها و دلیل ندارد که ما امام را فقط مؤمن بخوانیم حال شما ببینید اهل غلو چگونه به آیات قرآن بازی کرده و به میل خود تحریف در معنی می‌کنند. 
و یا استدلال می‌کنند به جملات زیارت جامعه بر این که امام همه کارة جهان و ولیّ زمین و آسمان است مانند جملة: «بکم فتح‌الله و بک یختم و بکم یمس السّماء و بکم ینزّل الغیث»، جواب آنست که معنی این کلمات این است که خدا به برکت شما آغاز کرده خلقت را و ختم نموده و آسمان را نگه داشته و باران را نازل می‌کند، و ضمیر تمام این افعال به خدا برمی‌گردد، پس فاعل این کارها خدا است ببرکت آل محمد نه آنکه آل محمّد خودشان این کارها را بکنند، به اضافه این جملات ضدّ قرآن است زیرا خدا جهان را برای خاطر همة بندگان خلق کرده و فرموده:{وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ}  سورة رحمن(10) ، و در اوائل سورة بقره فرموده : {هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً} سورة بقرة (29)، و در آیة دیگر فرموده:{يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}{ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِرَاشاً وَالسَّمَاءَ بِنَاءً وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً} سورة البقرة (21/22) ، که در این آیات فرموده زمین و آسمان را برای همة مردم خلق کردیم نه برای عدّة مخصوص، به اضافه زیارت جامعه از مجعولات غلات و راوی آن مجهول و یا غالی است نزد علمای رجال شیعه، و یا استدلال می‌کنند به جملة «بیمنه رزق الوری» که امام زمان رازق خلق است و یا ببرکت او روزی داده می‌شوند در حالیکه در هیچ خبری این جمله وارد نشده بلکه از منشآت نصیرالدین طوسی است و استدلال می‌کنند به جملة:«لولا الحجّه لساخت الأرض بأهلها»، در حالیکه معنی آنرا نمی‌دانند، این خبر نمی‌گویند حجّت زمین را فرو می‌برند و یا آیا زمین شعور دارد و یا به امر امامیکه نباشد این کار می‌کند و یا بامر خدا، اگر به امر خدا است پس امام کاره‌ای نیست در تکوین و تخریب، به اضافه باید گفت آیة 165 سورة نساء می‌گوید پس از پیغمبران حجتی برای مردم نیست و حضرت امیر در نهج‌البلاغه قرآن را حجّت کافیه دانسته و همچنین انبیاء را حجت دانسته فقط، بهر حال قرآن فرموده پس از انبیاء را حجّتی نیست پس باید هزار سال قبل زمین اهلش را فرو برده باشد، و یا استدلال می‌کنند به جملة: «لولاک لما خلقت الأفلاک» در حالیکه این جمله فصیح نیست بلکه غلط است زیرا لولا بر سر ضمیر متّصل درنمی‌آید معلوم شد هر کس این جمله را ساخته عجم بوده.از شرک نمی‌ترسند ولی از تقصیر در ولایت می‌ترسند

شیخیّه و غالیان و مدّاحان و دکّانداران می‌گویند ما برای آنکه در حقّ ائمّه تقصیری نشود کوشش داریم که ایشانرا بالا بریم، زیرا می‌ترسیم در حقّ ایشان تقصیر شود؟ جواب آنست‌که شما چرا از شرک نمی‌ترسید اگر راست می‌گوئید چرا دین ائمّه را عوض کرده‌اید؟ هر امامی فرموده من تابع دین و قرآنم، ولی شما می‌گوئید امام‌شناسی از اصول دین است، در صورتیکه اصول دین امام ایمان به امام نبوده یعنی علی(ع) که امام است ایمان به خدا و رسول و روز جزا آورد پس اصول دین او ایمان به سه چیز بود، شمامی‌گوئید ایمان به دوازده بلکه به پانزده چیزیکه زیادتر است امام ایمان به خود نیاورد و خود را تابع میدانست نه اصل دین، بدترین غضب خدا بر کسی است که مشرک باشد و یا دین اسلام را کم و یا زیاد کند، اگر توحید افعالی و یا توحید صفاتی شما خراب باشد ولایت و دوستی و یا بگو سرپرستی جهان برای امام به شما نفع ندهد.
در تفسیر آیة 106 سورة یوسف : 
(وَمَا يُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللّهِ إِلاَّ وَهُم مُّشْرِکُونَ)(یوسف / 106)
این آیة دربارة کسانی است که نامها و صفات خدا را روی خلق می‌گذارند و مشرک می‌شوند مثلاً مخلوقی را مدیر و یا مدبّر جهان می‌خوانند با اینکه این نام و صفت مخصوص حق تعالی است، و نیز همان امام فرمود این آیة دربارة کسانی است که می‌گویند اگر فلان کس نباشد ما بی‌چاره‌ایم یا هلاک می‌شویم، فرمود آیا نمی‌بینی غیر خدا را مؤثّر و مدافع از خویش می‌دانند، در کتاب وسائل الشّیعه ج 1 ص 19 روایت کرده از حضرت باقر(ع) که فرمود:«من لا یعرف الله و یعرف الإمام منّا اهل البیت فإنّما یعرف و یعبد غیر اللّه» تا آخر یعنی آنکه خدا را نشناسد ولی امام از ما اهل بیت را بشناسد همانا شناخته و عبادت کرده غیر خدا را یعنی مشرکست. مؤلّف گوید بسیار عجیب است اگر بگوئی ولایت تمام انبیاء و اوصیاء مطابق مدارک اسلامی تشریعی است نه تکوینی عدّه‌ای عصبانی می‌شوند ، امّا اگر مشرک شوی و بگوئی اوصیا و ائمه همه کاره و مدیر و وزیر خدایند، خوششان می‌آید معلوم می‌شود توحید غریب است و لذا مرشدان صوفیه ادّعای ولایت و بلکه الوهیّت می‌کند کسی به ایشان کاری ندارد بلکه ایشانرا عارف و کامل می‌شمرند، امّا اگر کسی بگوید امام مانند سایر افراد بشر سهو و نسیان دارد فوری عصبانی می‌شوند ولی دعوی الوهیّت مرشدان را تأویل می‌کنند و برای هر قطب و مرشدی و یا هر امامی ولایت مطلقة کلیّه الهیّه قائل شده‌اند.درسی از ولایت
و
حدیث الثّقلین

این کتاب از حقّ خبردارت کند		از غلوّ و شرک بیزارت کند
طالب توحید خالص ای جناب		بایدی حتماً بخواند این کتاب

زندگی نامه ی آیت الله برقعی در اول کتاب خرافات وفور قرار داده شده است.

تاليف: آيت الله العظمى
ع