رآن كريم و احاديث نبوي، آيات و احاديث بسياري، حاوي تشويق مسلمين به حفظ ((سنت)) به معناي اعم آن (علماً و عملاً، حفظاً و فهماً، تعليماً و نشراً)، به ميان آمده است. 

خداوند در شان سنت پيامبر -صلی الله عليه وسلم-، مي فرمايد:] وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا [ [2] (و آنچه را كه رسول برايتان مي آورد، بگيريد و از هر چه كه شما را باز مي دارد، دوري جوييد!) 

در آيه اي ديگر مي فرمايد: ]َقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ[.[3]  (به راستی براي شما در رسول الله اسوه ي حسنه وجود دارد.).

و مي فرمايد: ]مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ[ [4].  (هر كه رسول را اطاعت كند، محققاً خدا را اطاعت كرده است.) 

و بسياري ديگر از اين گونه آيات مقدسه. 

رسول اكرم -صلی الله عليه وسلم- سخنان متعددي براي تشويق صحابه به فراگيري و نشر و حفظ سنت شريفه، ارشاد فرموده است. از آن جمله: ((خداوند خرم و شاداب گرداند كسي را كه از من حديثي مي شنود و آن گونه كه شنيده به ديگران مي رساند.)) 

در خطبه ي ((حجه الوداع)) فرمودند: ((اي مردم! باخبر باشيد، آنكه حاضر است بايد به غايب گفته هاي مرا برساند))[5] 

و به عنوان تهديد و ترهيب آنان كه از سنت او اعراض نمايند، فرموده است: ((هر كه از سنت من روي بگرداند، از من نيست.))[6] و . . . و . . . و . . .

چنان كه مي بينيد، اين گونه آيات و احاديث مشحون از تشويقات جان فزا و همت افزا، داراي اسلوبي هستند كه دلهاي خفته را بيدار ساخته و آدمي را همتي عالي و دروني آگاه مي بخشد. صحابه -رضي الله عنهم- كه خود داراي بزرگترين همت و قويترين ايمان بودند، همواره اين ارشادات را مدنظر خود قرار داده و بي شك كاملترين مصداقهاي آيات و احاديث به شمار مي رفتند و بدين ترتيب، حفظ سنت در فهرست وظايف خطير و سرنوشت ساز آنان قرار داشت.

4- جايگاه رفيع سنت در دين: 
سنت دومين مصدر تشريع در دين است و شارح قرآن كريم، بسط دهنده ي مجملات، مخصص عام، روشن كننده مبهات و مظهر اسرار آن است. خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: ]وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ [.[7] 
((سنت)) كليد خزائن قرآني مي باشد و بدون آن، بهره برداري از معارف قرآن و دستورالعملهاي سازنده ي آن، بسيار اندك و ناچيز مي گردد. به همين علت است كه ((يحيي بن كثير)) مي گويد: ((سنت قاضي بر كتاب است، اما قرآن بر سنت قضاوت ندارد.)) يعني: سنت روشن کننده قرآن است اما خود سنت واضح و روشن است، بنابراين استفاده از آن موقوف به قرآن نيست. 

بي ترديد، صحابه -رضي الله عنهم- از هر كس ديگري بيشتر به منزلت و جايگاه ي ويژه ي ((سنت)) آگاهي داشتند؛ لذا، بي مناسبت نيست كه براي پاسداري از ((سنت)) و عمل كردن بر آن بيش از ديگران حريص بودند. 

5- وسعت حافظه: 
عرب در وسعت ذهن و قوت حافظه، نظير نداشت. به گونه اي كه در ذكاوت و وسعت ذهن ضرب المثل روزگار بود. و اين كيفيت دروني غالباً مولود دو عامل بود: 

 1- عرب آن روزگار، اكثريت قريب به اتفاق امي بودند و نوشتن و خواندن نمي دانستند و دوري از تمدن دو دولت متمدن بزرگ آن زمان _ ايران در شرق و روم در غرب _ آنان را همچنان در وحشت و بداوت نگهداشته بود. طبعاً اين وضعيت، سخت آنها را متكي به ذهن و حافظه كرده بود. و در اين مورد چنان پيش رفته بودند كه، مغزهايشان ديوانهاي شعر و سينه هايشان سجل نسب نامه ها و قلوبشان دفتر حوادث و ايامشان بود. 
با ظهور اسلام، و گرويدن عرب به دامان پرورش دهنده ي آن، قواي دروني آنها با تعاليم جديد آسماني فزوني گرفت. و در مسيري قرار گرفت كه حامل و حافظ فرازهاي تعليم پيامبر -صلی الله عليه وسلم- گشت. 

 2- دومين عامل مهم در پرورش حافظه ي عرب، كفايت واقعاً در خور توجه آنها بر ضروريات اوليه ي زندگي و عدم گرايش به امكانات رفاهي بود. از نعمتهاي بي شمار زمين، به قوت لايموت بسنده مي كردند و مي توانستند با ميوه ي خرما و آب، گذران حيات نمايند. ناگفته پيداست كه اين زندگي يكنواخت و ساده، بر ايشان وقت زياد و فرصت هاي وسيع باقي مي گذاشت و آنها را به موجود قانع مي ساخت. صفاي فكر و قوه ي حافظه و تيز ذهن، نتيجه ي طبيعي اين شرايط مي باشد. صحابه -رضي الله عنهم- داراي چنين امتيازي بودند و اين نعمت را در راه حفظ سنت پيامبر -صلی الله عليه وسلم- صرف نمودند. 

6- اقتران سنت به امور خارق العاده: 
يكي از عوامل مهم حفظ ((سنت)) توسط صحابه -رضي الله عنهم-، اتصال بعضي از احاديث نبوي به امور خارق العاده مي باشد و مسلماً، وقايع مافوق عادت و خارج از ناموس طبيعت، در رشد و تغيير قواي دروني و انديشه انساني سهم بسزايي دارد. چنان كه گاهي، آن را مبداء تاريخ خويش قرار مي دهد و ايام و سنين را به آن مي سنجد. 

در احاديث پيغمبر -صلی الله عليه وسلم-، از اين نمونه هاي اعجاب آميز به كثرت وجود دارد و صحابه -رضي الله عنهم- كه ناظرين مستقيم صحنه هاي آن بوده اند، بي شك از آنها تاثير پذيرفته اند. به ديدن و شنيدن آنها تشويق يافته اند، ترسيده اند، عبرت گرفته اند و . . . و همه آنها ناخودآگاه در ذهن و حافظه ي آنها نقش بسته است. بنابراين، اين نمونه اعجازها و خوارق عادات به عنوان عاملي از عوامل حفظ ((سنت)) به حساب مي آيد. 

7- شيوه هاي استادانه ي تعليم و تربيت: 
بكارگيري طريقه هاي مفيد براي ارشاد و تربيت، نقش اساسيي در تقرر تعاليم و آموزشها در ذهن آدمي دارد. با نظري محققانه در شيوه ها و اساليب تربيت رسول خدا -صلی الله عليه وسلم-، كاملاً متوجه مي شويم كه وي تمام جوانب دروني و بيروني شخصيت انساني را در نظر داشته است و هر بار، به گونه اي صحابه -رضي الله عنهم- را درس مي داد كه با فطرت و آمادگي هاي آنان در آن برهه ي بخصوص كاملاً هماهنگي و مناسبت داشت. و اين امر باعث شده بود كه صحابه -رضي الله عنهم- به سهولت هر چه تمامتر، آموزشهاي اسلامي را فراگيرند و درسهاي آن حضرت -صلی الله عليه وسلم- با برجستگي بيشتري در صفحه ي ذهنشان حك گردد. 

8- هدايت يابي صحابه به سنت: 
همان طوري كه قبلاً نيز متذكر شديم، پس از قرآن، دومين عامل هدايت مسلمين ((سنت)) مي باشد. صحابه -رضي الله عنهم- همان طور كه از قرآن نور هدايت مي يافتند، از جلوه هاي پر نور هدايت سنت نيز بهره وافر مي بردند. ((قرآن)) ضابطه ي زندگي اسلامي به شمار مي رفت و ((سنت))، مجري ضوابط و شارح مقاصد آن. 

صحابه -رضي الله عنهم-، در عمل  به قوانين و دستورالعملهاي قرآن، كاملاً متكي به سنت پيامبر -صلی الله عليه وسلم- بودند و در انجام كوچكترين عمل ديني، متمسك به ((سنت)) مي شدند. بديهي است كه صحابه -رضي الله عنهم- بنابر عظمت پيامبر -صلی الله عليه وسلم- و تاثير مستقيم وي در بهروزي زندگاني دنيا و آخرت، هرگز از سنت او كناره نمي گرفتند و به آن به عنوان كليد دستيابي به هدايت مطلوب مي نگريستند. لذا با دقتي شايسته، در حفظ آن مي كوشيدند. 

9- براي خنثی كردن دروغ دورغگويان: 
براي دفاع از يك 