 غارت‌ها و ظلم و ستم‌ها نبوده و نيست؛ بلکه دعوت اسلام، از نخستين روز، از ميان بردن جاهليت و قلع و قمع اثار آن و ساقط کردن نظام غير انساني آن را هدف گرفته است، و از جمله دستاوردهاي دنيوي آن گسترش نفوذ دين الهي در سراسر جهان، و در دست گرفتن سررشتة سياست و هدايت در عالم بشريت به منظور رهبري امت انساني و جامعة بشري در راستاي خشنودي خداوند، و منتقل گردانيدن همگان از نيايش و ستايش بُتان و بندگان به پرستش و عبادت خداوند جهانيان، پيش‌بيني شده است.

قرآن کريم اين بشارت‌ها و مژده‌ها را گاه با صراحت نازل مي‌فرمود، و گاه در قالب کنايه و اشارت. در آن روزگاران طاقت‌فرسايي که عرصه بر مسلمانان تنگ شده بود، و خفقان شديد آن چنان بر زندگاني اجتماعي آنان سايه افکنده بود که نزديک بود کار آنان را بسازد؛ آيات قرآن کريم نازل مي‌شدند، و ماجراهاي پيامبران پيشين را با اقوامشان به توضيح و تبيين مي‌نشستند، که چگونه به تکذيب آنان برخاستند، و در برابر دعوت الهي آنان کفرپيشه کردند. نحوة بيان اين آيات، چنان بود که اوضاع و احوال گذشتگان را بر اوضاع و احوال جاري مکّه و رويارويي مسلمانان با کافران و مشرکان تطبيق مي‌کرد؛ آنگاه، به پيامدها و عواقبي که آن اوضاع و احوال بدان مي‌انجاميد، و عبارت از هلاکت کافران و نابودي ستمگران بود، مي‌پرداخت که چگونه دمار از روزگار آنان برداشته شد، و بندگان شايستة خداوند وارث سرزمين‌ها و فرمانروايايي مملکت‌ها شدند. اين داستان‌ها اشارات واضحي را در ارتباط با شکست نهائي اهل مکه درآينده، و پيروزي مسلمانان در پرتو پيروزي دعوت اسلام دربرداشتند.

در گيرودار آن اوضاع و احوال، و در اثناي نزول آيات و سُوَر قرآن کريم با مضامين متناسب و متنوع، آياتي نيز نازل مي‌شدند که با صراحت کامل پيروزي مسلمانان را بر جبهه‌هاي مخالف، نويد مي‌دادند:

﴿وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِينَ * إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنصُورُونَ  * وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ * فَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِينٍ * وَأَبْصِرْهُمْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ * أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ * فَإِذَا نَزَلَ بِسَاحَتِهِمْ فَسَاء صَبَاحُ الْمُنذَرِينَ﴾[14].

«فرمان ما از ديرباز بندگان و فرستادگانمان صادر شده است؛ آنان قطعاً پيروز خواهند گرديد؛ و لشکريان ما حتماً چيره خواهند شد. اينک، تا مدتي از اينان چشم بردار! و چشمان را بينا گردان؛ هرچند که خود بينا خواهند شد! آيا براي عذاب ما شتاب‌زدگي مي‌کنند؟! آنگاه که بر محيط زندگاني آنان فرود آيد، چه بد بامدادي خواهند داشت انذار شوندگان!!»

﴿سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ﴾[15].

«اين جمع، طولي نمي‌کشد که درهم شکسته مي‌شوند و پاي به فرار مي‌گذارند!»

﴿جُندٌ مَّا هُنَالِكَ مَهْزُومٌ مِّنَ الْأَحْزَاب﴾[16].

«لشکرياني اندکند که دسته‌جات شکسته خورده‌اي بيش نيستند!»

در ارتباط با مسلماناني که به حبشه مهاجرت کردند. اين آيه شريفه نازل شد:

﴿وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ فِي اللّهِ مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُواْ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَلَأَجْرُ الآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ﴾[17].

«آن کساني که در راه خداوند مهاجرت کردند، پس از آنکه ستم بسيار ديده بودند، در همين دنيا، براي آنان جاي و مأواي نيکويي تدارک مي‌کنيم، و البته پاداش آخرت بزرگ‌تر است؛ اي کاش مي‌فهميدند!»

دربارة داستان يوسف از آن حضرت سؤال کردند؛ خداوند متعال نيز در خلال اين داستان فرمود:

﴿لَّقَدْ كَانَ فِي يُوسُفَ وَإِخْوَتِهِ آيَاتٌ لِّلسَّائِلِينَ﴾[18].

«در ماجراي يوسف و برادرانش آيات و حکمت‌هاي فراوان براي پرسشگران نهفته است!»

منظور اين بود که اهل مکه، سؤال کنندگان راجع به ماجراي يوسف، همانگونه که برادران يوسف نقشه‌هايشان نقش بر آب گرديد، و ناگزير در برابر حضرت يوسف -عليه السلام- از سر تسليم درآمدند، اهل مکه نيز چنين وضعيتي تلخ و دشوار بر سر راهشان خواهند داشت!

در ارتباط با اقوام گذشته و پيامبران پيشين الهي، چنين اشاره فرموده:

﴿وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّـكُم مِّنْ أَرْضِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ * وَلَنُسْكِنَنَّـكُمُ الأَرْضَ مِن بَعْدِهِمْ ذَلِكَ لِمَنْ خَافَ مَقَامِي وَخَافَ وَعِيدِ﴾[19].

«و گفتند آنان که کفر ورزيدند در برابر پيامبرانشان: شما را از شهر و ديارمان بيرون مي‌کنيم؛ يا اينکه به کيش و آئين ما بازمي‌گرديد! خداي ايشان نيز به آنان وحي فرستاد که ما ستگران را به هلاکت خواهيم رسانيد؛ و شما را پس از آنان در همين سرزمين اسکان خواهيم داد؛ اينها همه براي آن کسي گفته مي‌شود که در دل خوف و خشيت مرا داشته باشد و از وعيد و تهديد من ترسان بوده باشد!»

زماني که آتش جنگ ميان ايران و روم شعله کشيده بود. کافران دوست داشتند که ايرانيان پيروز گردند؛ زيرا که ايرانيان مشرک بودند. مسلمانان دوست داشتند که روميان پيروز گردند؛ زيرا که روميان به خدا و رسول و وحي الهي و کتاب آسماني و سراي آخرت ايمان داشتند. از سوي ديگر، عملاً ايران بر روم پيروز شده و برندة جنگ شده بود. خداوند، در آن ميان، نويد پيروزي روميان بر ايرانيان را در طول چند سال آينده (حداکثر 9 سال) به مسلمانان داد. امّا به اين يک بشارت اکتفا نکرد؛ بلکه يک بشارت صريح ديگر را نيز آورد که حاکي از امداد غيبي الهي نسبت به اهل ايمان بود:

﴿فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِن قَبْلُ وَمِن بَعْدُ وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ * بِنَصْرِ اللَّهِ يَنصُرُ مَن يَشَاءُ﴾[20].

«و آن روز، اهل ايمان شادمان مي‌شوند؛ با امداد پيروزگرانه الهي.»

شخص رسول‌الله -صلى الله عليه وسلم- نيز، هرازگاه، نظير اين بشارت‌ها و نويدها را به مسلمانان مي‌دادند. در موسم حج، وقتي که در ميان ازدحام مردمان در بازار عکّاظ و بازار مَجَنه و بازار ذي‌المَجاز به منظور تبليغ اسلام حاضر مي‌شدند، تنها به بهشت نويد نمي‌دادند؛ بلکه با کمال صراحت، خطاب به مردم مي‌گفتند:

(يا أيها‌الناس، قولوا لا اله‌ الا الله، تفلحوا وتملکوا به العرب، وتدين لکم بها العجم، فاذا متم کنتم ملوکاً في الجنة)[21].

«هان اي مردم! بگوييد لااله‌الاالله، تا رستگار شويد و بر همه اقوام عرب فرمانروايي پيدا کنيد. و همه اقوام عجم سر در خط فرمان شما بنهند؛ زماني هم که از دنيا رفتيد، پادشاهان بهشت برين خواهيد بود.»

پيش از اين نيز، پاسخ نبي‌اکرم -صلى الله عليه وسلم- را به عتبه بن‌ربيعه هنگامي که بر سر مال و منال و جاه و مقام دنيا با آن حضرت بناي دادوستد داشت، ملاحظه کرديم، و ديديم که عتبه از پاسخ آن حضرت چه برداشتي کرد، و چگونه آيندة درخشان دعوت پيامبرگرامي اسلام را از نحوة پا