ار مشخصي نداشتند. در عين حال، روايات تاريخي متعددي حاکي از آن‌اند که ايشان در دوران اقامت نزد بني‌سعد گوسفندچراني مي‌کرده‌اند[1]؛ در مکه نيز براي اهل مکه در برابر چند قيراط گوسفندانشان را مي‌چرانيده‌اند[2]؛ و ظاهراً در سنين جواني از چوپان دست کشيده و به بازرگاني پرداخته‌اند؛ چنانکه بنا به روايتي، با سائب بن ابي سائبه مخزومي به کار بازرگاني مي‌پرداخته‌اند، و شريک خوبي براي وي بوده‌اند، و در مقام شراکت نه کوتاه مي‌آمدند و نه جدال و ستيز مي‌کردند. روز فتح مکه نيز وقتي سائب به نزد آنحضرت آمد، به او خوشامد گفتند و فرمودند: (مرحباً بأخي و شريکي) خوش آمدي اي برادر و شريک من![3]

در سن بيست و پنج سالگي به قصد تجارت با سرماية خديجه -رضي الله عنها- عازم سفر شام شدند. ابن اسحاق گويد: خديجه بنت خويلد بانويي بازرگان و شريف و ثروتمند بود، و مردان را اجير ميگردانيد تا با سرماية او تجارت کنند، و بر مبناي مضاربه دستمزدي براي آنان قرار مي‌داد. قريش نيز نوعاً بازرگان پيشه بودند. وقتي صيت شهرت رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- داير بر راستگويي و امانتداري و مکارم اخلاق آن حضرت به گوش وي رسيد، نزد ايشان فرستاد و به ايشان پيشنهاد کرد که با بخشي از سرماية وي، به اتفاق غلام وي، مسيره، به سفر تجارتي شام بروند، و قول داد که بيش از آنچه به ديگر بازرگانان دستمزد ميداده است به ايشان خواهد داد. رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- نيز پذيرفتند، و با آن دستمايه‌اي که در اختيارشان گذاشت به تجارت رفتند. ميسره، غلام خديجه خاتون، نيز در اين سفر ايشان را همراهي مي‌کرد؛ تا به شام رسيدند[4].
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- سیرةابن‌هشام، ج 1، ص 166.
[2]- صحیح البخاری، کتاب الاجارات، باب رعی الغنم علی قراریط، ح 2262؛ کلمه متن «قراربط» جمع «قیراط»- در اصل أقراط- است که یک بیستم دینار بوده است (ابن اثیر)-م.
[3]- سنن ابی داود، ج 2، ص 611؛ سنن ابن ماجه، ج 2، ص 768، ح 2287؛ مسند احمد، ج 3، ص 425.
[4]- سیرة ابن‌هشام، ج 1، ص 187-188.ازدواج با خديجه
وقتي حضرت محمد -صلى الله عليه وسلم- به مکه بازگشتند، آثار امانتداري و برکت آنچنان در اموال خديجه -رضي الله عنها- مشهود بود که پيش از آن سابقه نداشت. غلام وي، ميسره، نيز راجع به آن حضرت هر آنچه در طي سفر مشاهده کرده بود، باز گفت، و خوي خوش و رفتار برازنده و انديشة کارآمد و گفتار صادقانه و کردار امانتدارانة ايشان را براي خديجه خاتون گزارش کرد. پيش از آن، بزرگان و سران مکه سخت به وصلت با ازدواج با او اشتياق مي‌ورزيدند، و او همة خواستگاران را يکي پس از ديگري رد مي‌کرد. اما اينک گمشدة خود را که ساليان متمادي در جستجوي آن بود، يافته بود. راز درون خويش را با دوست صميمي‌اش نفيسة بنت منبّه در ميان گذاشت. بانو نفيسه به نزد رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- شتافت و سر صحبت را با ايشان باز کرد و به آن حضرت پيشنهاد کرد که با خديجه خاتون ازدواج کنند. ايشان رضايت دادند، و در اين ارتباط با عموهايشان صحبت کردند. آنان نيز به نزد عموي خديجه خاتون رفتند و خديجه خاتون را براي ايشان خواستگاري کردند، و به اين ترتيب، ازدواج خديجة [طاهره] [1] با محمد امين صورت پذيرفت. در مراسم عقد ازدواج ايشان بني‌هاشم و سران مضر حضور داشتند. ازدواج آن حضرت با خديجه خاتون دو ماه پس از باز گشت ايشان از سفر تجارتي شام انجام گرفت [2]. رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- مهرية حضرت خديجه -رضي الله عنها- را بيست ماده شتر جوان قرار دادند. سن حضرت خديجه -رضي الله عنها- در هنگام ازدواج [بنا بر مشهور] چهل سال بود، و در آن اوان، وي از حيث اصل و نسب و دارايي و ثروت و بينش و خرد برترين زن خاندان خويش بود. حضرت خديجه -رضي الله عنها- نخستين زني بود که حضرت رسول‌اکرم -صلى الله عليه وسلم- به همسري خويش درآوردند، و تا هنگام وفات ايشان همسر ديگري اختيار نکردند.

همة فرزندان آن حضرت، بجز ابراهيم، از حضرت خديجه -رضي الله عنها-‌ اند. فرزندان خديجه خاتون به ترتيب عبارتند از: قاسم که کنيه رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- ابوالقاسم به حساب اوست؛ زينب؛ رقيه؛ ام‌کلثوم؛ فاطمه؛ عبدالله که گاه طيب و گاه طاهر لقب مي‌گرفته است. فرزندان پسر ايشان همگي در خردسالي درگذشتند؛ اما دختران، همگي دوران اسلام را درک کردند و اسلام آوردند و مهاجرت کردند؛ هرچند آنان نيز همه در طول حيات پيامبراکرم -صلى الله عليه وسلم- از دنيا رفتند؛ بجز فاطمه -رضي الله عنها- که پس از آنحضرت شش ماه درنگ کرد و آنگاه به ايشان پيوست [3].
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- «طاهرة» لقبی استکه در عهد جاهلیت، حضرت خدیجه-رضی الله عنها- با آن شهرت یافته بودند، و تقارن آن با لقب «امین» که در عهد جاهلیت، حضرت محمد -صلى الله عليه وسلم-  با آن شهرت داشته‌اند، بسی جالب توجه است- م.
[2]- مسعودی عزیمت آنحضرت را به سفر تجارتی شام، 4 سال و 9 ماه و 6 روز پس از نبرد فجار ثبت کرده، و تاریخ ازدواج ایشان را باخدیجه –رضی الله عنها- 2 ماه و 24 روز پس از عزیمت به شام تعیین کرده است؛ نک: مروج الذهب، ج 2، ص 278.
[3]- سیرةابن‌هشام، ج 1، ص 189-191؛ فتح‌الباری، ج 7، ص 105؛ تلقیح فهوم اهل الاثر، ص 7.بناي کعبه و قضيهء حکميت
رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- سي‌وپنج ساله بودند که قريش به تجديد بناي خانة کعبه همت گماشتند. قضيه از اين قرار بود که خانة کعبه با تخت سنگ‌هايي بلندتر از قامت انسان معمولي، به ارتفاع نه ذراع در عهد حضرت اسماعيل ساخته شده بود؛ سقف نيز نداشت. عده‌اي از سارقان دست به يکي کردند و گنجينه‌اي را که در داخل کعبه بود، به سرقت بردند. از اين گذشته، به خاطر آنکه يک ساختمان بسيار قديمي بود، تحت تأثير عوامل طبيعي بنيادش سست شده، و ديوارهايش شکاف برداشته بود. پنج سال پيش از بعثت نيز سيلي بنيان کن در مکه سرازير شد و به مسجدالجرام راه يافت. چيزي نمانده بود که بناي کعبه کاملاً فرو ريزد. قريش، به منظور حفظ حرمت و مکانت کعبه ناگزير شدند بناي آن را تجديد کنند. با يکديگر هم سخن شدند که در کار تجديد بناي کعبه جز دارايي‌هاي پاک و پاکيزه را راه ندهند؛ از اين رو مهرية زنان زناکار، سود حاصل از داد و ستدهاي آميخته به ربا، و هرگونه اموال شبهه‌ناک و مشتمل بر حق‌الناس را نمي‌پذيرفتند. ابتدا، از ويران کردن خانة کعبه هراس داشتند. سرانجام، وليد بن مغيرة مخزومي کار را آغاز کرد. تبر را به دست گرفت و گفت: بار خداوندا، ما جز کار خير هدفي نداريم! آنگاه، دو رکن اصلي کعبه را با ضربات خويش ويران کرد. وقتي مردم ديدند به او آسيبي نرسيد، به تبع وي، روز بعد ويران کردن کعبه را ادامه دادند تا به آن پايه‌هايي که حضرت ابراهيم -عليه السلام- نهاده بود، رسيدند، از آنجا تجديد بناي کعبه را آغاز کردند. نخست کعبه را تقسيم کردند، و به هر قبيله سهمي از آن رااختصاص دادند. افراد هر قبيله نيز يک نوع سنگ به خصوص را گرد آوردند، و به ساختن خانة کعب