ست كه از خدا بترسيد ( و از كيفر نافرماني او بهراسيد ) اگر واقعاً ايمان داريد ( و مؤمنان راستين هستيد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَلا تُقَاتِلُونَ ؟ » : آيا نمي‌جنگيد ؟ استفهام انكاري است ، يعني بايد كه بجنگيد . « هَمُّوا » : قصد كردند . در اينجا به معني عزم را جزم كردند و تصميم قاطعانه گرفتند ( نگا : توبه / 74 ) . « بَدَءُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ » : آنان بار اوّل به اذيّت و آزارتان در مكّه پرداختند ( نگا : انفال / 30 ) و تصميم به شكنجه ديگر مسلمانان گرفتند ( نگا : نساء / 75 ) . « أَحَقّ » : درخورتر و سزاوارتر .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1462.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:1463.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:1464.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:1465.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:1466.txt">آيه  18</a><a class="text" href="w:text:1467.txt">آيه  19</a><a class="text" href="w:text:1468.txt">آيه  20</a></body></html>آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُّؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي مؤمنان ! ) با آن كافران بجنگيد تا خدا آنان را با دست شما عذاب كند و خوارشان دارد و شما را بر ايشان پيروز گرداند و ( با فتح و پيروزي مؤمنان بر كافران ) سينه‌هاي اهل ايمان را شفا بخشد ( و بر دلهاي زخمي ايشان مرهم نهد و درد ديرينه اذيّت و آزار كفّار را از درون آنان بزدايد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« قَوْمٍ مُّؤْمِنِينَ » : مراد مؤمناني است كه نتوانسته بودند از مكّه مهاجرت كنند ، و همچنين مسلماناني مورد نظر است كه مشركاني چون قوم خُزاعه درباره آنان غدر كردند و مكر و كيد نمودند .‏
 
آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ وَيُذْهِبْ غَيْظَ قُلُوبِهِمْ وَيَتُوبُ اللّهُ عَلَى مَن يَشَاءُ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و كينه را از دلهايشان بردارد ( و شادي پيروزي را جايگزين آن گرداند . همه بايد بدانند كه ) خداوند توبه هر كس را بخواهد ( و شايسته‌اش بداند ) مي‌پذيرد ( و لذا كافران مي‌توانند تا دير نشده است از كفر دست بكشند و به سوي خدا برگردند و اسلام را بپذيرند ) . خداوند آگاه ( از كار و بار بندگان ، و در قانونگذاري‌ها ) داراي حكمت فراوان است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« غَيْظَ » : خشم و كينه فراوان . در اينجا بيشتر مراد خشم و كينه نهان در دل مؤمنان عاجز و ناتوان است ( نگا : نساء / 75 ) .‏
 
آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تُتْرَكُواْ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَلَمْ يَتَّخِذُواْ مِن دُونِ اللّهِ وَلاَ رَسُولِهِ وَلاَ الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً وَاللّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا گمان مي‌بريد كه به حال خود رها مي‌شويد ( و مورد آزمايش به وسيله جهاد و غيره قرار نمي‌گيريد ) و خداوند به مردم نمي‌شناساند كساني از شما را كه به جهاد برخاسته‌اند و بغير از خدا و پيغمبر و مؤمنان ، دوست نزديكي و محرم‌اسراري براي خود نگرفته‌اند ؟ خداوند از همه اعمالتان آگاه است ( و پاداش رفتار و كردارتان را به تمام و كمال مي‌دهد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لَمَّا يَعْلَمِ اللهُ . . . » : مراد اين است كه علم غيبي خدا به علم عيني تبديل شود و آنچه در پس‌پرده غيب نهان بود براي مردم به صحنه ظهور برسد و آشكار گردد ( نگا : بقره / 143 ) . به عبارت ديگر ، نفي علم به معني نفي معلوم است ، و عبارت فوق به جاي اين كه ( هنوز خدا ندانسته باشد ) معني شود ، به ( هنوز تحقّق نيافته و معلوم نشده باشد ) معني مي‌گردد . « وَليجَةً » : محرم اسرار . بيگانه‌اي كه به عنوان دوست صميمي برگزيده شود . در اينجا مراد دوست ناباب و دغلي است كه از مشركان و منافقان انتخاب و بر اسرار مسلمانان آگاه مي‌شود .‏
 
آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ مَا كَانَ لِلْمُشْرِكِينَ أَن يَعْمُرُواْ مَسَاجِدَ الله شَاهِدِينَ عَلَى أَنفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ أُوْلَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ وَفِي النَّارِ هُمْ خَالِدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏مشركاني كه به كفر خويش گواهي مي‌دهند حق ندارند مساجد خدا را ( با عبادت يا تعمير و تنظيف و خدمت ) آباد كنند . آنان اعمالشان هدر و تباه است ( و اجر و مزدي به كارهايشان تعلّق نمي‌گيرد ) و جاودانه در آتش دوزخ ماندگار مي‌مانند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَا كَانَ لِلْمُشْرِكينَ » : مشركان را نسزد و نرسد . « أَن يَعْمُرُوا » : مراد آباد كردن مادي يا معنوي است . يعني مشركان نه حق شركت در تعمير و بناي مساجد را دارند و نه حق شركت در اجتماع و عبادت در آنها را . البتّه كمك مالي يا بدني آنان در ساختمان مساجد بلامانع است اگر زيان سياسي يا ديني در آن نباشد ( نگا : تفسيرالمنار ، صفحه 208 جلد 10 ) . « شَاهِدِينَ » : مراد گواهي به زبان حال است ( نگا : اعراف / 172 و عاديات / 7 ) . چرا كه شهادت اعمال مهمتر از شهادت اقوال است .‏
 
آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلاَةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلاَّ اللّهَ فَعَسَى أُوْلَئِكَ أَن يَكُونُواْ مِنَ الْمُهْتَدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏تنها كسي حق دارد مساجد خدا را ( با تعمير يا عبادت ) آبادان سازد كه به خدا و روز قيامت ايمان داشته باشد و نماز را چنان كه بايد بخواند و زكات را بدهد و جز از خدا نترسد . اميد است چنين كساني از زمره راه‌يافتگان باشند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عَسَيا » : اميد است . برخي واژه‌هاي ( عَسي ) را در قرآن به معني واجب و لازم است مي‌دانند . امّا در اينجا معني اميد و رجا مناسب‌تر مي‌نمايد . چرا كه مسلمان نبايد به اعمال صالحه مغرور گردد ، و بلكه بايد هميشه در ميان خوف و رجا بسر برد .‏
 
آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ يَسْتَوُونَ عِندَ اللّهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا ( رتبه سقايت و ) آب دادن به حاجيان و تعميركردن مسجدالحرام را همسان ( مقام آن ) كسي مي‌شماريد كه به خدا و روز رستاخيز ايمان آورده است و در راه خدا جهاد كرده است ( و به جان و مال كوشيده است‌ ؟ هرگز منزلت آنان يكسان نيست و ) در نزد خدا برابر نمي‌باشند ، و خداوند مردماني را كه ( به خويشتن به وسيله كفرورزيدن ، و به ديگران به وسيله اذيّت و آزار آنان ) ستم مي‌كنند ( به راه خير و صلاح دنيوي و نعمت و سعادت اخروي ) رهنمود نمي‌سازد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« سِقَايَة » : ميرابي . آب‌دادن . در اينجا مراد پيشه آب‌دادن به حاجيان در مسجدالحرام است كه منزلت و مقامي داشته است . « عِمَارَة » : آبادكردن . تعميرنمودن . « كَمَنْ » : مضافي مانند ( إيمان ) محذوف است و تقدير چنين است : كَإيمانِ مَنْ . « لا يَسْتَوُونَ » : مثل هم نيستند . برابر و يكسان نمي‌باشند .‏
 
آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذ