ا شب و روز را ( با كوتاه و دراز كردن ، و گرم و سرد نمودن ، و يكي را ظاهر و ديگري را محو ساختن ، و ديگر حوادث و فعل و انفعالها ) دگرگون مي‌نمايد . واقعاً در اين ( كار تغيير احوال ) عبرت بزرگي براي كساني است كه چشم داشته باشند ( و بنگرند و بينديشند و نتائج گشت‌وگذار و تغيير تدريجي شب و روز كه سرچشمه پيدايش فصول چهارگانه و عامل اصلي حيات موجودات زنده است در مدّ نظر دارند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يُقَلِّبُ » : دگرگون مي‌سازد . زير و رو مي‌گرداند . تغيير مي‌دهد . مي‌برد و مي‌آورد . « أُولي الأبْصَارِ » : دارندگان چشم . مراد خردمندان و انديشمنداني است كه در فراسوي دوربين ديده‌ها ، خردها مي‌گمارند و همه‌چيز را با دقّت زير نظر مي‌دارند .‏
 
سوره نور آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِن مَّاء فَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى بَطْنِهِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى رِجْلَيْنِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى أَرْبَعٍ يَخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خداوند هر جنبنده‌اي را از آب آفريده است ( ولي با اين كه اصل همه آنها آب است ، داراي انواع گوناگون و استعدادهاي مختلف و طرز زندگي متفاوت شگفت‌انگيزي هستند ) گروهي از آنها بر شكم خود راه مي‌روند ( همچون : ماهيها و خزندگان ) و گروهي از آنها بر روي دو پا راه مي‌روند ( مانند : انسانها و پرندگان ) و دسته‌اي بر روي چهار پا راه مي‌روند ( از قبيل : چهارپايان . تازه جنبندگان و جانداران ، منحصر به اينها نيستند و بلكه چهره‌هاي بسيار متنوّع و اشكال مختلف ديگر دارند ، و ) خدا هرچه را بخواهد مي‌آفريند . قطعاً او بر هر چيزي توانا است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« كُلَّ دَآبَّةٍ » : هر جنبنده‌اي . همه جنبندگان . « مِن مَّآءٍ » : از آب ويژه‌اي كه مني است ، يا از آب معمولي . تنكير ( مَآءٍ ) در اينجا بيانگر افراد نوعي يا افراد شخصي ، يا هر دو است . و تعريف آن در سوره انبياء آيه 30 كه مي‌فرمايد :  ( وَ جَعَلْنا مِنَ الْمَآءِ كلّ شَيْءٍ حَيٍّ ) بيانگر جنس است ( نگا : تفسير آلوسي ) . منظور از خلقت موجودات زنده از آب اين است كه خداوند دانا و توانا ، نخستين جوانه حيات را در اعماق يا سواحل درياها پديدار فرموده است‌ ؛ يا اين كه مراد از چنين آبي مني است ، و اگر هم برخي از جانداران از راه تقسيم سلولها به وجود مي‌آيند ؛ نه از راه نطفه مني ، از قبيل : تك سلوليها ، حكم بالا جنبه نوعي دارد ؛ نه عمومي . و يا اين كه مراد اين است كه آب ماده اصلي موجودات زنده است و قسمت عمده جسم آنها آب بوده و بدون آن قادر به ادامه حيات خود نمي‌باشند . « يَخْلُقُ اللهُ مَا يَشَآءُ » : اين بخش از آيه ، بيانگر اين واقعيّت است كه جانداران منحصر به سه گروه خزندگان و دوپايان و چهارپايان نبوده و بلكه حيواناتي وجود دارد كه به گونه ديگري و داراي پاهاي بيشتري ، و يا ساختار و شيوه حيات شگفت‌تري مي‌باشند .‏
 
سوره نور آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ لَقَدْ أَنزَلْنَا آيَاتٍ مُّبَيِّنَاتٍ وَاللَّهُ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما ( از طريق وحي ) آيه‌هاي روشن و روشنگري را فرو فرستاده‌ايم ( كه هم خود واضح بوده و هم بيانگر احكام ديني و امثال زندگي و اسرار كوني مي‌باشند ) و خداوند هركه را بخواهد ( در پرتو تلاش شخص و توفيق الهي ) به راه راست رهنمود مي‌كند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مُبَيِّنَاتٍ » : روشن . روشنگر ( نگا : نور / 34 ) .‏
 
سوره نور آيه  47
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالرَّسُولِ وَأَطَعْنَا ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِّنْهُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُوْلَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( از جمله كساني كه خدا توفيق هدايت قرينشان نفرموده است ، منافقاني هستند كه پرتو ايمان به دلهايشان نتابيده است ، ولي دم از ايمان مي‌زنند ) و مي‌گويند : به خدا و پيغمبر ايمان داريم و ( از اوامرشان ) اطاعت مي‌كنيم ، امّا پس از اين ادّعاء ، گروهي از ايشان ( از شركت در اعمال خير همچون جهاد ، و از حكم قضاوت شرعي ) رويگردان مي‌شوند ، و آنان در حقيقت مؤمن نيستند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« وَ مَآ أُولئِكَ . . . » : مشاراليه كساني است كه ( ءَامَنَّا وَ أَطَعْنَا ) مي‌گويند . « بِالْمُؤْمِنينَ » : معرفه آمدن ( مُؤْمِنينَ ) اشاره بدان دارد كه اينان مؤمنان زباني بوده‌ ؛ نه مؤمنان راستين و مخلصي كه تو مي‌شناسي و قرآن معرّفي فرموده است : إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ ءَامَنُوا بِاللهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا .  ( نگا : حجرات / 15 ) .‏
 
سوره نور آيه  48
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُم مُّعْرِضُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هنگامي كه ايشان به سوي خدا و پيغمبرش فرا خوانده مي‌شوند تا ( پيغمبر ، برابر چيزي كه خدا نازل فرموده است ) در ميانشان داوري كند ، بعضي از آنان ( نفاقشان ظاهر مي‌شود و از قضاوت او ) رويگردان مي‌گردند .  ( زيرا كه مي‌دانند حق به جانب ايشان نيست و پيغمبر هم دادگرانه عمل مي‌فرمايد ، و حق را به صاحب حق مي‌دهد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« دُعُوا » : دعوت شدند . فرا خواهنده شدند . « إلَي اللهِ » : مراد به سوي قرآن خدا است . « لِيَحْكُمَ » : تا داوري كند . مرجع ضمير ( رسول ) است . جائز است كه ضمير به مدعوّ اليه مفهوم از كلام ، يعني ( الله ) و ( رسول ) برگردد . در هر صورت پيغمبر قاضي بوده و اطاعت از او ، اطاعت از خدا است ( نگا : نساء / 80 ) . « مُعرِضُونَ » : رويگردانان از حكم پيغمبر .‏

 سوره نور آيه  49
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن يَكُن لَّهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ولي اگر حق داشته باشند ( چون مي‌دانند داوري به نفع‌آنان خواهد بود ) با نهايت تسليم به سوي او مي‌آيند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مُذْعِنينَ » : اذعان كنندگان . گردن نهادگان . با فروتني و شتاب پذيراي حكم شوندگان . حال است .‏
 
آيه  258
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَآجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رِبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا با خبري از كسي كه با ابراهيم درباره ( الوهيّت و يگانگي ) پروردگارش راه مجادله و ستيز در پيش گرفت ، بدان علّت كه خداوند بدو حكومت و شاهي داده بود ( و بر اثر كمي ظرفيّت از باده غرور سرمست شده بود ) ؟ هنگامي كه ابراهيم گفت : پروردگار من كسي است كه ( با دميدن روح در بدن و بازپس گرفتن آن ) زنده ميگرداند و ميميراند . او گفت : من ( با عفو و كشتن ) زنده ميگردانم و ميميرانم .