ان آويزان كنند ( تا گردن و سينه و اندامهائي كه احتمالاً از لابلاي چاك پيراهن نمايان مي‌شود ، در معرض ديد مردم قرار نگيرد ) و زينت ( اندام يا ابزار ) خود را نمودار نسازند مگر براي شوهرانشان ، پدرانشان ، پدران شوهرانشان ، پسرانشان ، پسران شوهرانشان ، برادرانشان ، پسران برادرانشان ، پسران خواهرانشان ، زنان ( همكيش ) خودشان ، كنيزانشان ، دنباله رواني كه نياز جنسي در آنان نيست ( از قبيل : افراد مخنث ، ابلهان ، پيران فرتوت ، اشخاص فلج ) ، و كودكاني كه هنوز بر عورت زنان آگاهي پيدا نكرده‌اند ( و چيزي از امور جنسي نمي‌دانند ) ، و پاهاي خود را ( به هنگام راه رفتن به زمين ) نزنند تا زينتي كه پنهانش مي‌دارند ( جلب توجّه كند و صداي خلخال پاهايشان به گوش مردم برسد و ) دانسته شود . اي مؤمنان ! همگي به سوي خدا برگرديد ( و از مخالفتهائي كه در برابر فرمان خدا داشته‌ايد توبه كنيد ) تا رستگار شويد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لايُبْدِينَ » : نمايان نسازند . پديدار نكنند . « زِينَتَهُنَّ » : زينت زنان دو قسمت است : الف ) خِلقتي و سرشتي كه اندام او است ب ) زيورآلات و وسائل آرايش . از اندامهاي بدن زن جز پنجه دستها و صورت ، همه بايد پوشيده شود . از زيورآلات و وسائل آرايش آنچه متعلّق به پنجه دستها و صورت است مي‌تواند پيدا باشد ، و جز زينت‌آلات و وسائل آرايش اين دو عضو ، بقيّه نبايد نمايان گردد . با توجّه بدين نكته كه هنگام استعمال و بودن آنها بر اعضاء ممنوع است‌ ؛ نه به تنهائي و جداي از اندامها . « خُمُر » : جمع خِمار ، روسري . چارقد . « جُيُوب‌ » : جمع جَيْب ، گريبان . يقه . قسمت بالاي سينه . « نِسَآئِهِنَّ » : مراد زنان مؤمنه خدمتگزار يا همدم و دوست بانوان است . امّا زنان كافره ، مورد اختلاف بوده ، برخي ايشان را همچون مردان نامحرم و بيگانه مي‌دانند . « مَا مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ » : مراد كنيزان و بردگان زن است . امّا بندگان و بردگان مرد ، محلّ اختلاف است . جمهور معتقد به منع هستند ( نگا : المصحف‌الميسّر ) . « الإِرْبَة‌ » : رغبت و اشتهاء . حاجت و نياز . « غَيْرِ أُولي الإِرْبَة » : افرادي كه قدرت زناشوئي ندارند و ميل جنسي در آنان فرو مرده است . « الطِّفْلِ » : اطفال . واژه ( طِفل ) بر يكي و بيشتر دلالت مي‌نمايد . در اينجا معني جمع دارد . « لَمْ يَظْهَرُوا عَلي عَوْراتِ النِّسَآءِ » : مراد بچّه‌هائي است كه هنوز از امور جنسي بي‌خبرند ، و احساس زناشوئي به دلشان راه پيدا نكرده است و عورت و غير عورت در نظرشان يكي است . « لَمْ يَظْهَرُوا » : آگاهي نيافته‌اند . توانائي پيدا نكرده‌اند ( نگا : توبه / 8 ، كهف‌ / 20 ) .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3210.txt">آيه  32</a><a class="text" href="w:text:3211.txt"> آيه  33</a><a class="text" href="w:text:3212.txt"> آيه  34</a><a class="text" href="w:text:3213.txt"> آيه  35</a><a class="text" href="w:text:3214.txt">آيه  36</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:322.txt">آيه  257</a><a class="text" href="w:text:323.txt">آيه  258</a><a class="text" href="w:text:324.txt">آيه  259</a></body></html>سوره نور آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَاء يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏مردان و زنان مجرّد خود را و غلامان و كنيزان شايسته ( ازدواج ) خويش را ( با تهيّه نفقه و پرداخت مهريّه ) به ازدواج يكديگر درآوريد ( و به فقر و تنگدستي ايشان ننگريد و نگران آينده آنان نباشيد . چرا كه ) اگر فقير و تنگدست باشند ( و ازدواجشان براي حفظ عفّت و دوري از گناه انجام گيرد ) خداوند آنان را در پرتو فضل خود دارا و بي‌نياز مي‌گرداند . بي‌گمان خداوند داراي نعمت فراخ ( بوده و ) آگاه ( از نيّات همگان ) است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَنكِحُوا » : مردان را همسر ، و زنان را شوهر دهيد . مراد سهل و ساده و بي‌ريا و تكلّف گرفتن ازدواج و پرداخت مخارج آن و تهيّه مهريّه و نفقه است . « الأَيَامي‌ » : جمع أيِّم ، مردان و زنان بيوه . در اينجا مراد مردان و زنان مجرّد است اعم از پسر و دختر و بيوه . « الصَّالِحِينَ » : شايستگان . مراد كساني است كه مي‌توانند ازدواج كنند و به وظائف زناشوئي اقدام نمايند . اهل تقوا و صلاح . « عِبَاد » : غلامان . « إِمَآء » : جمع أَمَة ، كنيزان . « مِنكُمْ » : از خودتان . مراد مردان و زنان و غلامان و كنيزان مسلمان است‌ ؛ نه غير مسلمان . چرا كه ازدواج با كفّار صحيح نيست ( بقره‌ / 221 ) .‏
 

سوره نور آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمْ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَالَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتَابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْراً وَآتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاكُمْ وَلَا تُكْرِهُوا فَتَيَاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاء إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً لِّتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَن يُكْرِههُّنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِن بَعْدِ إِكْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آنان كه امكانات ازدواج را ندارند ( و قادر به پرداخت مهريّه و نفقه نمي‌باشند ) بايد در راه عفّت و پاكدامني تلاش كنند ، تا خداوند از فضل و لطف خود ايشان را دارا كند ( و وسيله رفع نيازشان را فراهم سازد ) . كساني كه از بردگانتان خواستار ( آزادي خود با ) عقد قرارداد شدند ، با ايشان عقد قرارداد ببنديد اگر خير ( و صلاحيّت بر پاي خود ايستادن در زندگي آزاد و امانت در پرداخت اقساط بازخريد ) در ايشان سراغ ديديد ،  ( در راه آزادي كمكشان كنيد ) و از مال و ثروت خدا كه خدا به شما داده است بديشان بدهيد . همچنين كنيزان خود را ( با جلوگيري از ازدواج ايشان ) وادار به زنا نكنيد ، اگر آنان خواستند ( با ازدواج با مردان دلخواه خود ، شخصيّت مستقلّي بهم رسانند و همچون آزادگان تشكيل خانواده دهند و ) عفيف و پاكدامن باشند .  ( اي مؤمنان ! با جلوگيري از ازدواج ، كار كنيزان را به خودفروشي نكشانيد ) تا بدين وسيله خواهان مال و دارائي زودگذر دنيا بوده ( و بگوئيد ازدواج آنان با ديگران باعث كم‌كاري ايشان و كاستي رونق و كاهش بهايشان مي‌گردد ) . هركس ايشان را ( با منع ازدواج ) وادار ( به زنا و خودفروشي ) كند ، اگر از واداشتن آنان توبه كند ( و راه ازدواج كنيزان و رفاه حال ايشان را به وسيله موافقت با ازدواج فراهم سازد ) خدا آمرزگار و مهربان است ( و او را مي‌بخشد و مورد لطف و محبّت قرار مي‌دهد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لِيَسْتَعْفِفْ » : بايد با سعي و رنج خواستار پاكدامني شود . مثلاً با روزه گرفتن ، سرگرم مطالعه و ورزش شدن ، پرداختن به اعمال مفيد طاقت‌فرسا ، دوري از اماكن پر رفت و آمد زنان ، و راههاي حلال ديگر ، خويشتن را از بند شهوت موقّتاً برهاند و منتظر لطف خدا بماند . « نِكاحاً » : امكانات ازدواج . مخارج ازدواج . اسم آلت است ، يعني چيزي كه به وسيله آن ازدو