و گروه ( ما و شما ) منزل ( زندگي ) آنان بهتر ، و مجلس ( عيش و عشرت ) ايشان زيباتر است‌ ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَقَاماً » : منزل و مسكن . جايگاه و پايگاه . « نَدِيّاً » : مجلس . باشگاه .‏
 
سوره مريم آيه  74
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّن قَرْنٍ هُمْ أَحْسَنُ أَثَاثاً وَرِئْياً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما اقوام بيشماري را نابود كرده‌ايم كه پيش از آنان ( در روزگاران كهن ) مي‌زيسته‌اند و از اينان ، مال و ثروت و وسائل زندگي بهتري داشته‌اند و هم ظاهر و هيئت و سيمايشان آراسته‌تر و پيراسته‌تر بوده است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« كَمْ » : چه زياد . بسيار فراوان . « قَرْنٍ » : مردمان همعصر و همزمان ( نگا : انعام‌ / 6 ) . « أَثَاثاً » : كالاي منزل . وسائل زندگي . « رِئْياً » : سيما و ديدار . هيئت و منظره .‏
 
سوره مريم آيه  75
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ مَن كَانَ فِي الضَّلَالَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمَنُ مَدّاً حَتَّى إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ إِمَّا الْعَذَابَ وَإِمَّا السَّاعَةَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ شَرٌّ مَّكَاناً وَأَضْعَفُ جُنداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! ) بگو : كساني كه در گمراهي هستند ( و اصرار بر ادامه اين راه دارند ) خداوند مهربان بديشان مهلت مي‌دهد ( تا بر كفر و طغيان خود بيفزايند و بيشتر در گناه فرو بروند ) تا آن گاه كه مي‌بينند آنچه را بدان وعده داده شده‌اند ، چه عذاب ( كافران توسّط جهادگران مسلمان ) را ، و چه ( خواري و رسوائي ) آخرت را . بالاخره ايشان خواهند دانست كه چه كسي مسكن و منزلش بدتر و سپاه و لشكرش ضعيف‌تر و ناتوانتر است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمنُ مَدّاً » : بگذار خداوند مهربان به طريق استدراج بديشان مهلت دهد . جمله طلبي است در معني خبري . يعني : خداوند مهربان بديشان مهلت مي‌دهد . « إِمَّا الْعَذابَ وَ إِمَّا السَّاعَةَ » : چه عذاب دنيوي و چه عذاب اخروي . واژه ( الْعَذابَ ) و ( السّاعَةَ ) بدل از ( ما ) است . « جُنداً » : لشكر . لشكريان . مراد دسته و گروه و ياران و مددكاران است .‏
 
سوره مريم آيه  76
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَزِيدُ اللَّهُ الَّذِينَ اهْتَدَوْا هُدًى وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَاباً وَخَيْرٌ مَّرَدّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اين عاقبت و سرنوشت ستمگران و فريفتگان دنيا بود ، و امّا ) كساني كه در راه هدايت گام برداشته‌اند ، خداوند بر هدايت ايشان مي‌افزايد ( و در راه انجام كارهاي خوب و شايسته توفيق نصيبشان مي‌گرداند ) و ( معلوم است كه ) آثار و اعمال نيكوئي كه ( از انسان مي‌ماند و ) در پيشگاه پروردگارت ذخيره مي‌گردد ، از لحاظ اجر و پاداش و از نظر عاقبت خوبتر و مفيدتر است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« هُديً » : هدايت و رهنمود . مفعول‌به است . « مَرَدّاً » : مصدر ميمي و به معني بازگشت ، يا اين كه اسم مكان و به معني محلّ بازگشت است كه مراد در اينجا بهشت است .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2669.txt">آيه  77</a><a class="text" href="w:text:2670.txt"> آيه  78</a><a class="text" href="w:text:2671.txt"> آيه  79</a><a class="text" href="w:text:2672.txt">آيه  80</a><a class="text" href="w:text:2673.txt"> آيه  81</a><a class="text" href="w:text:2674.txt">آيه  82</a><a class="text" href="w:text:2675.txt">آيه  83</a><a class="text" href="w:text:2676.txt">آيه  84</a><a class="text" href="w:text:2677.txt">آيه  85</a><a class="text" href="w:text:2678.txt">آيه  86</a><a class="text" href="w:text:2679.txt">آيه  87</a><a class="text" href="w:text:2680.txt">آيه  88</a><a class="text" href="w:text:2681.txt">آيه  89</a><a class="text" href="w:text:2682.txt"> آيه  90</a><a class="text" href="w:text:2683.txt"> آيه  91</a><a class="text" href="w:text:2684.txt">آيه  92</a><a class="text" href="w:text:2685.txt">آيه  93</a><a class="text" href="w:text:2686.txt">آيه  94</a><a class="text" href="w:text:2687.txt">آيه  95</a></body></html>سوره مريم آيه  77
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَرَأَيْتَ الَّذِي كَفَرَ بِآيَاتِنَا وَقَالَ لَأُوتَيَنَّ مَالاً وَوَلَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا در شگفت نيستي از آن كسي كه آيات ما را انكار كرده و مي‌گويد :  ( اگر قيامتي هم به فرض باشد ، در آنجا ) بدون شكّ دارائي فراوان و فرزندان زيادي به من داده خواهد شد ؟ !  ( و در آنجا هم از شما جلوتر و از خوشي و لذائذ بيشتري بهره‌مند خواهم شد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَفَرَأَيْتَ » :  ( نگا : بقره‌ / 243 ، انعام‌ / 46 ) . « لأُوتَيَنَّ » : حتماً و قطعاً به من داده خواهد شد . از مصدر ( ايتآء ) . « مالاً وَ وَلَداً » : تنوين براي تكثير است .‏
 
آيه  213
‏متن آيه : ‏
‏ كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللّهُ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏مردمان ( برابر فطرت در آغاز از نظر انديشه و صورت اجتماعي يكگونه و ) يك دسته بودند .  ( كمكم دوره صِرف فطري به پايان رسيد و جوامع و طبقات پديد آمدند و بنا به استعدادهاي عقلي و شرائط اجتماعي ، اختلافات و تضادهائي به وجود آمد و مرحله بلوغ و بيداري بشريّت فرا رسيد ) پس خداوند پيغمبران را برانگيخت تا ( مردمان را به بهشت و دوزخ ) بشارت دهند و بترسانند . و كتاب ( آسماني ) كه مشتمل بر حق بود و به سوي حقيقت ( و عدالت ) دعوت ميكرد ، بر آنان نازل كرد تا در ميان مردمان راجع بدانچه اختلاف ميورزيدند داوري كند ( و بدين وسيله مرحله نبوّت فرا رسيد . آن گاه ) در ( مطالب و حقّانيّت ) كتاب ( آسماني ) تنها كساني اختلاف ورزيدند كه در دسترسشان قرار داده شده بود ، و به دنبال دريافت دلائل روشن ، از روي ستمگري و كينهتوزي ( و خودخواهي و هواپرستي ، در پذيرش و فهم و ابلاغ و اجرا كتاب ) اختلاف نمودند ( و مرحله اختلاف در دين و ظهور دينداران و دينسازان حرفهاي فرا رسيد و زمينه بروز و سلطه طاغوت فراهم شد ) . پس خداوند كساني را كه ايمان آورده بودند ، با اجازه خويش ( كه مايه رشد فكري و ايمان پاك و زمينه رستن از انگيزههاي نفساني و تمسّك كامل به كتاب آسماني است ) به آنچه كه حق بود و در آن اختلاف ورزيده بودند ، رهنمون شد ، و خداوند هر كسي را كه بخواهد به راه راست ( كه همان راه حق است ) رهنمود مينمايد ( تا حق را از ميان انحرافها و اختلافها دريابند ، و مرحله برگشت به دين راستين و حاكميّت كتاب و شريعت فرا رسد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« اُمَّةً » : ملّت . دسته . « بَعَثَ » : برانگيخت . فرستاد . « وَ مَا اخْتَلَفَ فِيهِ » : و حال آن كه درباره آن كتاب ، يا درباره آن حق اختلاف پيدا نكردند ، مگر . . . « بَغْياً » : از روي ستم . از حسادت . مفعولٌله است . « بِإِذْنِهِ » : به فرمان او . به توفيق و مرحمت او . معني ديگر آيه : مردمان جملگي بر سرشت واحدي بودند ، و اين سرشت ، استعداد هدايت و ضلالت را داشت . بر برخي از آنان ، اس