ه‌هاي خدا دارند ) و اين است كه كار آفرينش ( و تشخيص آفريده‌هاي ايشان از آفريده‌هاي خدا ) بر آنان مشتبه و مختلط گشته است‌ ؟  ( كه چنين نيست ) . بگو : خدا آفريننده همه چيز است و او يكتا و توانا ( بر انجام آفرينش و چرخش هستي ) است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أوْلِيَآءَ » : جمع وَليّ ، سرپرستان . مراد معبودهاي دروغين است . « أَمْ » : بلكه آيا ؟ استفهام انكاري است . « أَمْ جَعَلُوا لِلّهِ شُرَكَآءَ خَلَقُوا كَخَلْقِهِ فَتَشَابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ » : اين عبارت مي‌تواند جنبه تهكّم و ريشخند را داشته باشد . يعني : بلكه آنان براي خدا انبازهائي قرار داده‌اند كه چه بسا همچون خدا دست به آفرينش يازيده‌اند و اين است كه جدائي آنها از خدا برايشان دشوار شده است‌ ؟ ! يا اين كه استفهام انكاري باشد كه ترجمه آن در معني آيه مذكور است . « خَلَقُوا كَخَلْقِهِ » : آيا همچون خدا دست به كار آفرينش زده‌اند و مخلوقاتي را آفريده‌اند ؟ آيا مخلوقاتي همچون مخلوقات خدا را پديدار كرده‌اند ؟  « فَتَشَابَهَ الْخَلْقُ » : به سبب آن ، آفريده‌ها براي آنان يكسان و مشتبه گشته است . لذا آفرينش خدا و آفرينش چنين معبودهائي ، ايشان را دچار مشكل و اشتباه ساخته است . « الْقَهَّارُ » : بسيار چيره و توانا . بسيار غالب و قاهر .‏
 
آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رَّابِياً وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغَاء حِلْيَةٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِّثْلُهُ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاء وَأَمَّا مَا يَنفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الأَرْضِ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خداوند از ( ابرهاي ) آسمان ، آب فرو مي‌باراند و دره‌ها و رودخانه‌ها هر يك به اندازه گنجايش خويش ( براي رويش گياهان و بهره‌وري درختان ، از آب آن ) در خود مي‌گنجانند ، و روي اين سيلابها ، كفهاي زياد و بيسودي قرار مي‌گيرد ، همچنين است آنچه از طلا و نقره و غيره جهت تهيّه زينت‌آلات روي آتش ذوب مي‌نمايند ، كفهائي همانند كفهاي آب بر مي‌آورد ،  - پروردگار براي حق و باطل چنين مثالي مي‌زند - امّا كفها ،  ( بيسود و بيهوده بوده و هرچه زودتر ) دور انداخته مي‌شود ، ولي آنچه براي مردم نافع است در زمين ماندگار مي‌گردد . خداوند اين چنين مثالي مي‌زند .  ( عقائد باطل ، همسان كف و خس و خاشاك روي آب و بالاي فلزات است كه هرچه زودتر از ميان مي‌رود ، ولي اديان حقيقي آسماني ، چون آب و طلا و نقره سودمند و ماندگار مي‌باشد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« سالَتْ » : جاري شد . « أَوْدِيَةٌ » : جمع وادي ، درّه‌ها . مراد رودخانه و جويبارهاي ميان كوهها است . « بِقَدَرِهَا » : به اندازه گنجايش خود . « زَبَداً » : كف . « رَابِياً » : برآمده . در بالا قرار گرفته . « إِبْتِغَآءَ » : به خاطر . از براي . مفعولٌ‌له است . « حِلْيَةٍ » : زيور . « جُفَآءً » : دور انداختني . مصدر ماده ( جَفْأ ) به معني اسم مفعول ، يعني مَجْفُوء است كه به معني مطرود و پرت شده مي‌باشد .‏
 
آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ لِلَّذِينَ اسْتَجَابُواْ لِرَبِّهِمُ الْحُسْنَى وَالَّذِينَ لَمْ يَسْتَجِيبُواْ لَهُ لَوْ أَنَّ لَهُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعاً وَمِثْلَهُ مَعَهُ لاَفْتَدَوْاْ بِهِ أُوْلَئِكَ لَهُمْ سُوءُ الْحِسَابِ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( انسانها در مسير زندگي دو گروهند : دسته‌اي به راه يزدان مي‌روند ، و دسته‌اي به راه شيطان ) . كساني كه ( دعوت ) پروردگار خود را پاسخ مي‌گويند ، سرانجامِ نيك دارند ، و كساني كه ( دعوت ) پروردگار خود را پاسخ نمي‌گويند ،  ( عاقبتِ بسيار بد و دردناكي دارند و ) اگر همه چيزهائي كه در زمين است و همانند آنها از آن ايشان باشد و همگي را براي رهائي خود ( از عذاب دوزخ ) پرداخت كنند ( از آنان پذيرفته نمي‌گردد و از عذاب آن رهائي ميسّر نمي‌شود ) . آنان حساب بدحال كننده‌اي دارند و جايگاهشان دوزخ است ، و چه بد جايگاهي است !‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْحُسْنَيا » : عاقبت نيك . سرانجام پسنديده . پاداش خوب . مبتداي مؤخّر است ، و صفت به جاي موصوف نشسته است و تقدير چنين است : الْعَاقِبَةُ الْحُسْنَيا . الْمَثُوبَةُ الْحُسْنَيا . « أَلَّذِينَ » : مبتدا و جمله ( لَوْ أَنَّ لَهُمْ . . . تا . . . سُوءُ الْحِسَابِ ) خبر آن است .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2006.txt">آيه  19</a><a class="text" href="w:text:2007.txt">آيه  20</a><a class="text" href="w:text:2008.txt">آيه  21</a><a class="text" href="w:text:2009.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:2010.txt">آيه  23</a><a class="text" href="w:text:2011.txt">آيه  24</a><a class="text" href="w:text:2012.txt">آيه  25</a><a class="text" href="w:text:2013.txt">آيه  26</a><a class="text" href="w:text:2014.txt">آيه  27</a><a class="text" href="w:text:2015.txt">آيه  28</a></body></html>آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَمَن يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پس آيا كسي كه مي‌داند كه آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است حق است ( و برابر آن زندگي مي‌كند و هم بر آن مي‌ميرد ، سزا و جزاي او ) همانند ( سزا و جزاي ) كسي خواهد بود كه ( به سبب انحراف از حق و كفر مطلق ، انگار ) نابينا است‌ ؟ ! تنها خردمندان ( حق را و عظمت خدا را ) درك مي‌كنند ( و فرق ميان دو گروه مؤمن و كافر را مي‌فهمند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُوا الألْبَابِ » : حق را و عظمت خدا را تنها خردمندان درك و فهم مي‌كنند . تنها عاقلان مي‌دانند كه بايد مؤمنان و كافران مثل هم بشمار نيايند .‏
 
آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَلاَ يِنقُضُونَ الْمِيثَاقَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( خردمندان ، يعني ) آن كساني كه به عهد ( تكويني و تشريعي ) خدا وفا مي‌كنند ، و پيمان ( موجود ميان خود و بندگان ) را نمي‌شكنند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عَهْدِ اللهِ » : پيمان فطري و تكويني خدا با انسان . يعني آن بخش از حقائق هستي كه انسان با نيروي خرد و انديشه بدانها پي مي‌برد ( نگا : انعام‌ / 152 ) . و پيمان تشريعي ، يعني رعايت احكام و قوانيني كه خدا توسّط انبياء براي راهنمائي انسانها فرستاده است . « الْمِيثَاقَ » : پيمانهائي كه انسانها با انسانها مي‌بندند .‏
 
آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الحِسَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و كساني كه برقرار مي‌دارند پيوندهائي را كه خدا به حفظ آنها دستور داده است ،  ( از قبيل : رابطه انسان با آفريننده جهان ، پيوند انسان با جامعه انسانيّت ، و رابطه او با همنوعان به ويژه خويشان و نزديكان ) و از پروردگارشان مي‌ترسند و از محاسبه بدي ( كه در قيامت به سبب گناهان داشته باشند ) ه