ه چيز مي‌افزايند ( و فعل و انفعالات دوران عادي و قاعدگي و آبستني آنها چگونه بوده و زمان حاملگي و زايمان چه وقت و چقدر و بر چه منوال است ) ، و هر چيز در نزد او به مقدار و ميزان است ( و از اندازه معيّن و حساب مشخّص برخوردار است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« كُلُّ أُنثَيا » : هر ماده‌اي اعم از انسان يا حيوان . « تَغِيضُ » : مي‌كاهد و كم مي‌كند . فرو مي‌برد و مي‌بلعد . اين فعل به صورت لازم و متعدّي استعمال مي‌شود . در اينجا متعدّي است . « تَزْدَادُ » : مي‌افزايد . افزون مي‌نمايد . « كُلُّ شَيْءٍ عِندَهُ بِمِقْدَارٍ » : در نزد خدا همه‌چيز داراي مقدار و اندازه مشخّص و معيّن ، و حساب و كتاب دقيق و روشن است ( نگا : حجر / 21 ، فرقان‌ / 2 ، طلاق / 3 ) . « بِمِقْدَارٍ » : داراي اندازه ثابت و كميّت معيّن است .‏
 
آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعَالِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خدا آگاه از جهان پنهان ( از ديد و دانش مردمان ) و آگاه از جهان ديدني ( و آشكار در برابر چشم و علم ايشان ) است ، و بزرگوار و والا است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ » :  ( نگا : انعام‌ / 73 ، توبه‌ / 94 و 105 ) . « الْمُتَعَالِ » : والا و برتر از جهان و منزّه از مشابهت و مماثلت اين و آن . چيره و مسلّط بر همه چيز . اصل آن ( الْمُتَعالي ) است و حذف ياء محض تخفيف است ( نگا : غافر / 15 و 32 ) .‏
 
آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ سَوَاء مِّنكُم مَّنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَمَن جَهَرَ بِهِ وَمَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّيْلِ وَسَارِبٌ بِالنَّهَارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كسي كه از شما سخن را پنهان مي‌دارد ، و كسي كه سخن را آشكار مي‌سازد ، و آن كه در روز ( به دنبال كار خود ) روان مي‌گردد ،  ( براي خدا بي‌تفاوت و ) يكسان مي‌باشند ( و خداوند از اوضاع و احوال و رفتار و كردارتان ، هرگونه كه بوده و هرجا و هر زمان كه باشد آگاه است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« سَوَآءٌ » : يكسان و برابر است . مصدر و به معني ( مُسْتَوي ) است و خبر مقدّم ( مَنْ ) مي‌باشد . « أَسَرَّ » : پنهان كرد . آهسته گفت . « جَهَرَ بِهِ » : آشكارش كرد . آن را بلند گفت . « مُسْتَخْفٍ » : بسيار خويشتن را پنهان كننده . « سَارِبٌ » : رونده . در اينجا مراد كسي است كه خود را ظاهر مي‌سازد و به دنبال كار خويش روان مي‌گردد .‏
 
آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِّن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللّهُ بِقَوْمٍ سُوءاً فَلاَ مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَالٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏انسان داراي فرشتگاني است كه به ( نوبت عوض مي‌شوند و ) پياپي از روبرو و از پشت سر ( و از همه جوانب ديگر ، او را مي‌پايند و ) به فرمان خدا از او مراقبت مي‌نمايند . خداوند حال و وضع هيچ قوم و ملّتي را تغيير نمي‌دهد ( و ايشان را از بدبختي به خوشبختي ، از ناداني به دانائي ، از ذلّت به عزّت ، از نوكري به سروري ، و . . . و بالعكس نمي‌كشاند ) مگر اين كه آنان احوال خود را تغيير دهند ، و ( اين سنّت جاري در اسباب و مسبّبات ظاهري است ، ولي ) هنگامي كه خدا بخواهد بلائي به قومي برساند هيچ كس و هيچ‌چيزي نمي‌تواند آن را ( از ايشان ) برگرداند ، و هيچ كس غير خدا نمي‌تواند ياور و مددكار آنان شود .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مُعَقِّبَاتٌ » : جمع مُعَقِّبَة ، گروه ملائكه و جماعت فرشتگان . حرف ( ة ) براي مبالغه است . فرشتگاني كه آدمي را مي‌پايند و كردار و گفتار او را ضبط مي‌نمايند و از مصائب و بلايا و اشياء و اشخاصي كه خدا بخواهد وي را حفظ مي‌كنند . از آنجا كه فرشتگان مانند افراد كشيكچي عوض مي‌شوند و به دنبال يكديگر مي‌آيند و اعمال انسان را تعقيب مي‌نمايند و او را نيز مي‌پايند ، آنان را ( مُعَقِّبات ) گفته‌اند ( نگا : يونس‌ / 21 ، زخرف‌ / 80 ، ق / 17 و 18 ، انفطار / 10 و 11 و 12 ) . « مِنْ أَمْرِ اللهِ » : به خاطر فرمان خدا . به فرمان خدا . حرف ( مِنْ ) به معني ( ب ) است ( نگا : غافر / 15 ) . « سُوءًا » : بلا و بدي . هلاك و عذاب . « مَرَدَّ » : برگرداندن . برگرداننده . مصدر ميمي است و مي‌تواند به معني ( رَدّ ) و يا به معني اسم فاعل ( رادّ ) باشد . « فَلا مَرَدَّ لَهُ » : برگرداندن آن ممكن نيست . كسي و چيزي نمي‌تواند آن را برگرداند و دفع كند . « مِن دُونِهِ » : بغير از خدا . « والٍ » : ياور . سرپرست و عهده‌دار امور .‏
 
آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ هُوَ الَّذِي يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَطَمَعاً وَيُنْشِئُ السَّحَابَ الثِّقَالَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( قدرت خدا در گستره هستي پديدار ، و آثار آن در همه‌جا آشكار است ) . او است كه آذرخش آسمان را به شما مي‌نمايد كه هم باعث بيم و هم مايه اميد شما مي‌گردد ، و نيز ابرهاي سنگين بار را ( با تبخير آبهاي تلخ و شيرين اقيانوسها و درياها و رودبارها ) پديد مي‌آورد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْبَرْقَ » : آذرخش آسمان كه بر اثر برخورد دو توده ابر ، بارهاي الكتريكي متفاوت مثبت و منفي به وجود مي‌آيد ، همان گونه كه از برخورد سر دو سيم برق ، جرقّه توليد مي‌شود و به اصطلاح تخليه الكتريكي صورت مي‌گيرد . « خَوْفاً وَ طَمَعاً » : بيم و اميد . بيم از آتش‌سوزيها و بارانهاي نابهنگام و جريان سيلابها و جزغاله شدن به سبب صاعقه و ديگر خطرات ، و اميد به فوائد و بركات فراواني كه باعث آن مي‌گردد . از قبيل : آبياري زمينها . سمپاشي با آب اكسيژنه حاصل از آن ، و تغذيه گياهان توسّط كود ناشي از برخورد برق با هواي آسمان و غيره . اين دو واژه مي‌تواند مفعول سوم ( يُري ) ، يا حال از ( كُمْ ) و به معني : خَآئِفينَ وَ طَامِعِين ، و يا حال ( الْبَرَِْ ) باشند . « يُنشِئُ » : پديد مي‌آورد . « السَّحَابَ » : جمع ( سَحابَة ) است ، ابرها . « ثِقَالَ » : جمع ( ثَقيلَة ) ، سنگين‌بار از آبهاي فراواني كه در خود دارند ( نگا : اعراف‌ / 57 ) .‏
 
آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَالْمَلاَئِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ وَيُرْسِلُ الصَّوَاعِقَ فَيُصِيبُ بِهَا مَن يَشَاءُ وَهُمْ يُجَادِلُونَ فِي اللّهِ وَهُوَ شَدِيدُ الْمِحَالِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و رعد ( مانند همه‌چيز فرمانبردار يزدان است و با صدائي كه از آن مي‌شنويد ، با زبان حال ) ، و فرشتگان از هيبت و عظمت يزدان ،  ( به زبان قال ) ، حمد و ثناي خدا را مي‌گويند ، و خدا صاعقه‌ها را روان مي‌سازد و هركس را كه بخواهد بدانها گرفتار مي‌كند . در حالي كه ( كافران اين همه نشانه‌هاي دالّ بر وجود خدا را در گوشه و كنار جهان مشاهده مي‌كنند ، خوب نمي‌انديشند و ) آنان درباره خدا ( و توانائي او در امر زنده‌گرداندن و جزا دادن ) به مجادله مي‌پردازند ، و خدا داراي قدرتي بي‌انتهاء و كيفري سخت و دردناك است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الرَّعْدُ » : رعد . صدائي كه از برخورد دو توده ابر ، با بار الكتريكي متفاوت به وجود مي‌آيد . « يُسَ