َ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و اكثر آنان كه مدّعي ايمان به خدا هستند ، مشرك مي‌باشند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« وَ مَا يُؤْمِنُ . . . » : بيشتر آنان از لحاظ گفتار مؤمن ، ولي با توجّه به كردار مشرك مي‌باشند . چرا كه با وجود ايمان به يگانگي خدا ، پسر و دختر به خدا نسبت مي‌دهند ، و صفات خاصّ يزدان را براي انبياء و اولياء و صلحاء قائل مي‌شوند . مثلاً آنان را آگاه بر گذشته و حال و آينده و آنچه بوده است و خواهد بود مي‌دانند و ايشان را فريادرس در اينجا و آنجا و همه‌جا مي‌شمارند . مزار برخيها را همچون كعبه طواف مي‌كنند و نذرها و قربانيها براي بعضي اشخاص و امكنه روا مي‌دارند ( نگا : توبه‌ / 30 و 31 ، نحل‌ / 57 ، زمر / 3 ) .‏
 
آيه  107
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَأَمِنُواْ أَن تَأْتِيَهُمْ غَاشِيَةٌ مِّنْ عَذَابِ اللّهِ أَوْ تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً وَهُمْ لاَ يَشْعُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا از اين ايمن هستند كه عذاب فراگيري از سوي خدا ايشان را در برگيرد ، يا اين كه قيامت به ناگاه فرا رسد و ايشان غافل و بي‌خبر باشند ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« غَاشِيَةٌ » : بلاي همگاني و فراگير و نابوده‌كننده . « السَّاعَةُ » : رستاخيز . « بَغْتَةً » : ناگهاني . بدون نشانه و مقدّمه قبلي ( نگا : انعام‌ / 31 ) .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:199.txt">آيه  154</a><a class="text" href="w:text:200.txt">آيه  155</a><a class="text" href="w:text:201.txt">آيه  156</a><a class="text" href="w:text:202.txt">آيه  157</a><a class="text" href="w:text:203.txt">آيه  158</a><a class="text" href="w:text:204.txt">آيه  159</a><a class="text" href="w:text:205.txt">آيه  160</a><a class="text" href="w:text:206.txt">آيه  161</a><a class="text" href="w:text:207.txt">آيه  162</a><a class="text" href="w:text:208.txt">آيه  163</a></body></html>آيه  108
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللّهِ وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بگو : اين راه من است كه من ( مردمان را ) با آگاهي و بينش به سوي خدا مي‌خوانم و پيروان من هم ( چنين مي‌باشند ) ، و خدا را منزّه ( از انباز و نقص و ديگر ناشايست ) مي‌دانم ، و من از زمره مشركان نمي‌باشم ( و كسي و چيزي را شريك خدا نمي‌انگارم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَدْعُو » : دعوت مي‌كنم . در رسم‌الخطّ قرآني الف زائدي در آخر دارد . « عَليا بَصِيرَةٍ » : با بينش و آگاهي . با بيان و حجّت واضح و آشكار ؛ نه كوركورانه و از روي تقليد . حال ضمير فعل ( أَدْعُو ) است . « وَ مَنِ اتَّبَعَنِي‌ » : و هركس كه از من پيروي كند اين چنين بايد باشد . واژه ( مَنْ ) مي‌تواند عطف بر ذوالحال باشد ، و يا اين كه مبتدا بوده و خبر آن محذوف و ( كَذلِكَ ) باشد .‏
 
آيه  109
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلاَّ رِجَالاً نُّوحِي إِلَيْهِم مِّنْ أَهْلِ الْقُرَى أَفَلَمْ يَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَيَنظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَدَارُ الآخِرَةِ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ اتَّقَواْ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( سنّت ما در گزينش پيغمبران و گسيل آنان به ميان مردمان تغيير نكرده است ، و از جمله در انتخاب تو به عنوان خاتم‌الانبياء نيز مرعي شده است ) و ما پيش از تو پيغمبراني نفرستاده‌ايم ، مگر اين كه مرداني از ميان شهريان بوده‌اند و بديشان وحي كرده‌ايم .  ( دسته‌اي از انسانها بدانان گرويده و گروهي هم از ايشان بيزاري جسته‌اند . آيا قوم تو از اين بي‌خبرند كه پيغمبران نه فرشته و نه زن بوده‌اند و بلكه مرداني از شهرها بوده و در ميان مردمان همچون ايشان زندگي كرده‌اند و تنها فرق آنان با ديگران اين بوده كه حاملان وحي و پيام آوران آسماني بوده‌اند ، و بعضي راه چنين راهنماياني را انتخاب و به بهشت رسيده‌اند ، و برخي هم عناد ورزيده و كفر پيشه كرده‌اند و به دوزخ واصل شده‌اند ؟ ) . مگر در زمين به گشت‌‌وگذار نمي‌پردازند تا ببينند كه سرانجام كار گذشتگان پيش از ايشان چه بوده و به كجا كشيده شده است‌ ؟ بي‌گمان سراي آخرت ، بهتر ( از سراي اين جهان ) براي پرهيزگاران است .  ( اي معاندان افسار گسيخته و آرزوپرستان سرگشته ! ) آيا خرد و انديشه خويش را به كار نمي‌اندازيد ( و نمي‌دانيد كه هستي خود را ناآگاهانه مي‌بازيد و توشه‌اي براي آخرت فراهم نمي‌سازيد ؟ ! ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِلاّ رِجَالاً » : يعني پيغمبران همه مرد بوده‌اند ؛ نه فرشته يا جنّ يا زن . « مِنْ أَهْلِ الْقُرَيا » : از ميان اهالي شهرنشين . يعني پيغمبران شهرنشين بوده‌اند ؛ نه بيابانگرد و صحرانشين ، و لذا كاملاً از اوضاع و احوال و مشكلات مادي و معنوي زندگي باخبر و مطّلع بوده و از روي شناخت به رفع مشكلات و كار تبليغ پرداخته‌اند . « أَفَلَمْ يَسِيرُوا . . . » :  ( نگا : آل‌عمران‌ / 137 ، انعام‌ / 11 ) . « دَارُ الآخِرَةِ » : سراي آخرت . دنياي ديگر . اضافه موصوف به صفت است . يعني ( الدَّارُ الآخِرَةِ ) :  ( نگا : انعام‌ / 32 ، اعراف‌ / 169 ) .‏
 
آيه  110
‏متن آيه : ‏
‏ حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُواْ جَاءهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّيَ مَن نَّشَاء وَلاَ يُرَدُّ بَأْسُنَا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! ياري ما را دور از خويشتن مدان . ياري ما به شما نزديك و پيروزيتان حتمي است . پيش از اين پيغمبران متعدّدي آمده‌اند و به دعوت خود ادامه داده‌اند و دشمنان حق و حقيقت هم به مبارزه خاسته و مقاومت و مخالفت نموده‌اند ) تا آنجا كه پيغمبران ( از ايمان آوردن كافران و پيروزي خود ) نااميد گشته و گمان برده‌اند كه ( از سوي پيروان اندك خويش هم ) تكذيب شده‌اند ( و تنهاي تنها مانده‌اند ) . در اين هنگام ياري ما به سراغ ايشان آمده است ( و لطف و فضل ما آنان را در برگرفته است ) و هركس را كه خواسته‌ايم نجات داده‌ايم .  ( بلي ! در هيچ زمان و هيچ مكاني ) عذاب ما از سر مردمان گناهكار دور و دفع نمي‌گردد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« حَتّيا » : براي غايت محذوفي است كه سياق دالّ بر آن است : لا يُغْرِرْهُمْ تَمادي ايّامِهِمْ فَإِنَّ مَنْ قَبْلَهُمْ أُمْهِلُوا حَتّي . « إِسْتَيْأَسَ » : مأيوس و نااميد شدند ( نگا : يوسف‌ / 80 ) . « ظَنُّوا » : گمان بردند . انگاشتند . « كُذِبُوا » : تكذيب شده‌اند . با آنان دروغ گفته شده است . « ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا » : پيغمبران مي‌انگاشتند كه همه مردمان از جمله مؤمنان تازه ايمان ، ايشان را تكذيب مي‌كنند . مؤمنان گمان مي‌بردند كه پيغمبران به دروغ بديشان وعده نصرت و پيروزي داده‌اند . پيامبران در طوفانيترين حالات و در لحظاتي ناپايدار و به مقتضاي طبع بشري ، بي‌اختيار به مغز آنان ميگذشت كه نكند وعده پيروزي خلاف از آب درآيد ، و يا وعده پيروزي مشروط به شرائطي بوده كه حاصل نشده باشد ( نگا : بقره‌ / 214 ) . « نُجِّيَ » : فعل ماضي مجهول است . به معني : نجات داده شده است . « فَنُجِّيَ مَنْ . . . » : مراد نجات پيغمبران و مؤمنان است . «