يعقوب خواسته است كه با اين سفارش به فرزندان پندي دهد و اضطراب قلب خود را نيز اندكي فرو نشاند . « قَضَاهَا » : نياز را برآورده كرد . فاعل فعل ( قَضا ) دُخُول حاصل از كلام قبلي ، يا يعقوب است . « إِنَّهُ » : مرجع ضمير ( هُ ) يعقوب است . « لِمَا عَلَّمْنَاهُ » : چيزي كه بدو آموخته بوديم . بر اثر تعليمي كه ما بدو داده بوديم . واژه ( ما ) مي‌تواند موصول و يا مصدريّه باشد .‏
 
آيه  69
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمَّا دَخَلُواْ عَلَى يُوسُفَ آوَى إِلَيْهِ أَخَاهُ قَالَ إِنِّي أَنَاْ أَخُوكَ فَلاَ تَبْتَئِسْ بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و وقتي كه به ( سراي ) يوسف داخل شدند ، برادرش ( بنيامين ) را نزد خود جاي داد ( و پنهاني بدو ) گفت : من برادر تو ( يوسف ) هستم ، و از كارهائي كه آنان كرده‌اند ناراحت مباش .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ءَاوَيا » : جاي داد . « لا تَبْتَئِسْ » : محزون و غمگين مشو . بدحال و ناراحت مشو .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1938.txt">آيه  70</a><a class="text" href="w:text:1939.txt">آيه  71</a><a class="text" href="w:text:1940.txt">آيه  72</a><a class="text" href="w:text:1941.txt">آيه  73</a><a class="text" href="w:text:1942.txt">آيه  74</a><a class="text" href="w:text:1943.txt">آيه  75</a><a class="text" href="w:text:1944.txt">آيه  76</a><a class="text" href="w:text:1945.txt">آيه  77</a><a class="text" href="w:text:1946.txt">آيه  78</a></body></html>آيه  70
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا جَهَّزَهُم بِجَهَازِهِمْ جَعَلَ السِّقَايَةَ فِي رَحْلِ أَخِيهِ ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسَارِقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هنگامي كه بار و بنه آنان را آماده كرد ، پيمانه ( قيمتي شاه را ) در بارِ برادرش ( بنيامين ) نهاد . پس ( از رهسپار شدن و پيمودن مسافتي ) ندادهنده‌اي ( از اطرافيان يوسف ) فرياد برآورد : اي كاروانيان ! شما دزديد ،  ( بايستيد و تكان مخوريد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« السِّقَايَةَ » : پيمانه‌اي كه بدان آب مي‌خورند . يا پيمانه‌اي كه بدان گندم و جو را مي‌پيمايند . « رَحْلِ » : جُل و رختي كه همچون زين بر پشت شتر مي‌بندند و بر آن سوار مي‌شوند . بر بار و كالاي شتر نيز اطلاق مي‌گردد . در اينجا معني دوم مراد است . « أَذَّنَ » : صدا زد . فرياد برآورد . « مُؤَذِّن‌ » : فرياد كننده . ندا دهنده . « الْعِيرُ » : شتران . اسم جمع است و از لفظ خود داراي مفرد نيست . در اينجا مراد اهل كاروان ، يعني كاروانيان است . « إِنَّكُمْ لَسَارِقُونَ » : بيان اين جمله مي‌تواند به خاطر دزديدن يوسف از پدر باشد ، يا ندادهنده آن را از پيش خود گفته باشد ، يا براي دفع ضرري به ضرري خفيفتر از آن باشد ، و يا اين كه راه چاره‌اي بوده كه خدا آن را براي يوسف مباح كرده باشد ( نگا : ص‌ / 44 ) .‏
 
آيه  71
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ وَأَقْبَلُواْ عَلَيْهِم مَّاذَا تَفْقِدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( برادران يوسف از اين صدا به هم آمدند و ) رو بديشان كرده گفتند : چه چيز گم كرده‌ايد ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« وَ أَقْبَلُوا عَلَيْهِمْ » : بديشان رو كردند . به سويشان رفتند . جمله حاليّه است ، و مرجع ضمير ( هم ) جويندگان يا مناديان مي‌باشد . « تَفْقِدُونَ » : گم كرده‌ايد . به كار بردن فعل مضارع براي استحضار صورت ذهني است .‏
 
آيه  150
‏متن آيه : ‏
‏ وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ إِلاَّ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنْهُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِي وَلأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و از هرجا كه بيرون رفتي ( و به هر جا كه رسيدي ، به هنگام نماز در همه نقاط جهان ) رو به سوي مسجدالحرام كن ، و ( اي مؤمنان ! چه در سفر و چه در حضر ، در همه اقطار زمين ، به هنگام نماز ) هر جا كه بوديد ، رو به سوي آن كنيد ، تا مردم بر شما حجّتي نداشته باشند ( و اهل كتاب كه از بررسي كتابهايشان دريافتهاند كه پيغمبر برانگيخته از نسل اسماعيل بر قبله او ، يعني كعبه خواهد بود ، با ترك قبله موقّت بيتالمقدّس و رو به كعبه نمازگزاردنتان بدانند تو همان پيغمبر راستين و از نژاد اسماعيلي ) مگر كساني كه از ايشان ( با مشركان همصدا شده و منافقانه رفتار كنند و بر خود و ديگران ) ستم نمايند ( و مزوّرانه بگويند : تغيير قبله محمّد از بيتالمقدّس به كعبه ، به علّت گرايش به دين آباء و اجدادي خود و عشق به ديار و زادگاه خويش است ) . پس از آنان مترسيد ( و به فرمان خدا به هنگام نماز رو به كعبه كنيد ) و از من بترسيد ( كه اگر مخالف وحي رفتار كنيد جانب حق را رها ساختهايد و پادافره خود را خواهيد ديد . پس گوش به فرمان خدا باشيد ) تا نعمت خويش را بر شما تكميل كنم ( و با اعطاء قبله مستقلّي فوائد مادي و معنوي به شما بخشم ، و شما نيز با شناخت قبله راستين هميشگي ، آمادگي بيشتر براي دريافت حق را فراهم آريد ) و شايد رهنمود شويد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لِئَلاّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ إِلاّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ » : تا اين كه مردم بر شما حجّتي نداشته باشند ، مگر اين كه ستم و ياوه بگويند . اين سخن بدان ميماند كه به كسي بگوئي : تو حقي بر من نداري مگر اين كه ستم كني و ياوهسرائي نمائي . « حُجَّةٌ » : دليل . در اينجا مراد دليل باطل است ( نگا : شوري / 16 ) . « إِلاّ » : مگر . به معني واو عطف يا لكن است و تقدير چنين است : وَلاَ الَّذِينَ ظَلَمُوا . يا اين كه : لكِنِ الَّذِينَ ظَلَمُوا .‏
 
آيه  72
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ نَفْقِدُ صُوَاعَ الْمَلِكِ وَلِمَن جَاء بِهِ حِمْلُ بَعِيرٍ وَأَنَاْ بِهِ زَعِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏گفتند : پيمانه شاه را گم كرده‌ايم و هركس آن را برگرداند ، بار شتري در برابر آن مي‌گيرد .  ( رئيس آنان هم تأكيد كرد و گفت : ) و من شخصاً اين پاداش را تضمين مي‌كنم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« صُوَاعَ » : پيمانه . به صورت مذكّر و مؤنّث به كار مي‌رود . « حِمْلُ » : بار . « زَعيمٌ » : ضامن .‏
 
آيه  73
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ تَاللّهِ لَقَدْ عَلِمْتُم مَّا جِئْنَا لِنُفْسِدَ فِي الأَرْضِ وَمَا كُنَّا سَارِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( برادران يوسف ) گفتند : به خدا سوگند ! شما ( از روي رفتار و كردارِ دو سفري كه بدينجا داشته‌ايم هر آينه ) مي‌دانيد ما نيامده‌ايم تا در سرزمين ( مصر ) فساد و تباهي كنيم و ما هيچ گاه دزد نبوده‌ايم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لَقَدْ عَلِمْتُمْ » : حتماً دانسته‌ايد . بايد دانسته باشيد .‏
 
آيه  74
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ فَمَا جَزَآؤُهُ إِن كُنتُمْ كَاذِبِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اطرافيان يوسف ) گفتند : اگر شما دروغ بگوئيد ، سزاي آن ( كسي كه دزدي كرده باشد در عرف شما ) چيست‌ ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« جَزَآؤُهُ » : سزاي آن كسي كه دزدي كرده باشد . جزاي دزديدن پيمانه .‏
 
آيه  75
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ جَزَآؤُهُ مَن وُجِدَ فِي رَحْلِهِ فَهُوَ جَزَاؤُهُ كَذَلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ ‏
 