 ، كاري نمي‌تواند بكند . با وسوسه‌هاي دائم خود ، انسانها را به لذائذ و شهوات و كارهاي بيهوده مشغول مي‌دارد و چه بسا خدا و حقائق را از ياد آنان مي‌برد ( نگا : نحل‌ / 99 و 100 ، ابراهيم‌ / 22 ، حجر / 42 ) . « لَبِثَ » : ماند . « بِضْعَ » : چند . عدد مبهمي ميان سه تا نه است .‏
 
آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرَى سَبْعَ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعَ سُنبُلاَتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَاتٍ يَا أَيُّهَا الْمَلأُ أَفْتُونِي فِي رُؤْيَايَ إِن كُنتُمْ لِلرُّؤْيَا تَعْبُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏شاه ( مصر ) گفت : من در خواب هفت گاو چاق را ديدم كه هفت گاو لاغر آنها را مي‌خورند ، و هفت خوشه سبز و ( نارس ، و هفت ) خوشه خشك ( و رسيده ) را ديدم ( كه خشكها بر سبزها مي‌پيچند و آنها را نابود مي‌كنند ) . اي بزرگان !  ( علماء و حكماء ) اگر خوابها را تعبير مي‌كنيد ( و در اين فنّ سررشته داريد ) نظر خود را درباره خوابم برايم بيان داريد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بَقَرَاتٍ » : جمع بَقَرة ، گاوها . « سِمَانٍ » : جمع سَمين ، چاق . فربه . « عِجَافٍ » : جمع أَعْجَف و عَجْفاء ، لاغر . « سُنبُلات‌ » : جمع سُنْبُلَة ، خوشه گندم . « خُضْرٍ » : جمع أَخْضَر و خَضْراء ، سبز و نارس . « يَابِسَاتٍ » : جمع يابِس ، خشك . رسيده . « أَفْتُونِي‌ » : برايم فتوا و نظر دهيد . « تَعْبُرُونَ » : تعبير مي‌كنيد . سرانجام خوابها را بيان مي‌داريد . از معني خيالي مي‌گذريد و به معني حقيقي مي‌پردازيد .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1908.txt">آيه  44</a><a class="text" href="w:text:1909.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:1910.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:1911.txt">آيه  47</a><a class="text" href="w:text:1912.txt">آيه  48</a><a class="text" href="w:text:1913.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:1914.txt">آيه  50</a><a class="text" href="w:text:1915.txt">آيه  51</a><a class="text" href="w:text:1916.txt">آيه  52</a></body></html>آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ أَضْغَاثُ أَحْلاَمٍ وَمَا نَحْنُ بِتَأْوِيلِ الأَحْلاَمِ بِعَالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏گفتند :  ( اين خواب از زمره ) خوابهاي پريشان و پراكنده است ( و جزو اوهام و خيالات آشفته‌اي است كه معني ندارند ) و ما از تعبير ( اين گونه ) خيالپردازيها آگاه نيستيم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أضْغَاثُ‌ » : جمع ضِغْث ، بسته‌اي از چوب . دسته‌اي از گياهان مختلف خشكيده . در اينجا مراد آميزه‌اي از خاطره‌ها و خيالهاي بي سر و ته است . « أَحْلام‌ » : جمع حُلُم ، رؤيا . خواب . « أَضْغَاثُ أَحْلام‌ » : مجموعه‌اي از خوابهاي درهم و آشفته و بيجا و بي‌معني .‏
 
آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ الَّذِي نَجَا مِنْهُمَا وَادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَاْ أُنَبِّئُكُم بِتَأْوِيلِهِ فَأَرْسِلُونِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كسي كه از ميان آن دو ( نفر زنداني ، از زندان ) نجات يافته بود و بعد از مدّتها ( سفارش يوسف را ) به ياد آورد ، گفت : من شما را از تعبير چنين خوابي مطّلع مي‌گردانم . مرا بفرستيد ( تا آن جوان يوسف نام را ببينم كه او در اين كار ماهر و استاد است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِدَّكَرَ » : متذكّر شد . به ياد آورد . « أُمَّةٍ » : مدّتي از زمان ( نگا : هود / 8 ) . « وَادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ . . . » : حرف واو ، حاليّه است .‏
 
آيه  147
‏متن آيه : ‏
‏ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏حق ( همان است كه ) از جانب پروردگارت ( برايت آمده است ، نه آنچه يهوديان و مسيحيان ميگويند ) و جزو شكّكنندگان مباش .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْمُمْتَرِينَ » : شكّكنندگان . از مصدر ( إمتراء ) و از ماده ( مري ) .‏
 
آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ يُوسُفُ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ أَفْتِنَا فِي سَبْعِ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعِ سُنبُلاَتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَاتٍ لَّعَلِّي أَرْجِعُ إِلَى النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اي يوسف ! اي بسيار راستگو ! از تعبير خواب ، ما را آگاه كن كه ( شاه ديده است : ) هفت گاو لاغر ، هفت گاو چاق را خورده‌اند ، و هفت خوشه خشك ، و هفت خوشه سبز ( به هم پيچيده‌اند و رسيده‌ها نارسها را تباه كرده‌اند ) ، تا اين كه من به سوي مردم برگردم ( و تعبير تو را براي ايشان بيان دارم ) . اميد است كه آنان ( تعبير خواب را ) بدانند و ( با علم و فضل تو آشنا شوند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الصِّدِّيقُ » : بسيار راستگو و راستكار .‏
 
آيه  47
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِينَ دَأَباً فَمَا حَصَدتُّمْ فَذَرُوهُ فِي سُنبُلِهِ إِلاَّ قَلِيلاً مِّمَّا تَأْكُلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( يوسف ) گفت : بايد هفت سال پياپي ( با تلاش هرچه بيشتر ، گندم و جو ) بكاريد ، و آنچه را كه درو مي‌كنيد - جز اندكي كه مي‌خوريد - در خوشه خود نگاه داريد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« دَأْباً » : پياپي . حال و به معني ( دَآئِبينَ ) است ، يا به معني رنج و زحمت كشيدن است و مفعول مطلق فعل محذوف ( تَدْأَبُونَ ) است . « حَصَدْتُمْ » : درو كرديد . « ذَرُوهُ » : رهايش كنيد . باقي بگذاريد .‏
 
آيه  48
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ يَأْتِي مِن بَعْدِ ذَلِكَ سَبْعٌ شِدَادٌ يَأْكُلْنَ مَا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلاَّ قَلِيلاً مِّمَّا تُحْصِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پس از آن ( سالهاي خوش ) هفت سال سخت در مي‌رسد و ( قحطي مي‌شود و اين سالهاي سخت ) آنچه را كه به خاطرشان اندوخته‌ايد از ميان برمي‌دارند ، مگر مقدار كمي را ( كه براي بذر ) محفوظ مي‌نمائيد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« شِدَادٌ » : جمع شديد ، سخت . مراد خشكساليها و قحطيها است . « قَدَّمْتُمْ » : اندوخته‌ايد . پيشاپيش آماده كرده‌ايد . « يَأْكُلْنَ مَا . . . » : سالها اندوخته‌ها را مي‌خورند . نسبت فعل به ( سِنينَ ) براي مبالغه است والاّ اصل اين است كه مردم در آن سالها اندوخته‌ها را مي‌خورند . « تُحْصِنُونَ » : حفظ مي‌كنيد . محكم نگاه مي‌داريد . مراد حفظ بذر براي كِشت آينده است .‏
 
آيه  49
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ يَأْتِي مِن بَعْدِ ذَلِكَ عَامٌ فِيهِ يُغَاثُ النَّاسُ وَفِيهِ يَعْصِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏سپس ، بعد از آن ( سالهاي خشك و سخت ) ، سالي فرا مي‌رسد كه بارانهاي فراوان براي مردم بارانده و به فريادشان رسيده مي‌شود و در آن شيره ( انگور و زيتون و ديگر ميوه‌ها و دانه‌هاي روغني ) را مي‌گيرند ( و به نعمت و خوشي مي‌افتند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يُغَاثُ » : بارانده مي‌شود . از واژه ( غَيْث ) به معني باران . ياري و مدد مي‌گردند . از مصدر ( غَوْث ) يا ( إِغاثَه ) به معني كمك كردن و به فرياد رسيدن . « يَعْصِرُونَ » : ميفشارند . شيره ميوه‌ها و دانه‌هاي روغني را مي‌گيرند ، كه نشانه وفور نعمت و رحمت ايزد تعالي است .‏
 
آيه  50
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ فَلَمَّا جَاءهُ الرَّسُولُ قَالَ ارْجِعْ إِلَى رَبِّكَ فَاسْأَلْهُ مَا بَالُ النِّسْوَةِ اللاَّتِي قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ إِنَّ رَبِّي بِكَيْدِه