 معني خواركننده و رسواكننده دارد . يادآوري اين نكته لازم است كه اخطارها و هشدارهائي كه معمولاً قبل از عذاب نهائي مي‌آيد ، براي قوم يونس به قدر كافي بيداركننده بود و آنان اين اخطارها را جدّي گرفتند و از زشتيها و پلشتيها توبه كردند و توبه آنان پذيراي آستان خدا گرديد .‏
 
آيه  99
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لآمَنَ مَن فِي الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُواْ مُؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اگر پروردگارت مي‌خواست ، تمام مردمان كره زمين جملگي ( به صورت اضطرار و اجبار ) ايمان مي‌آوردند ( امّا ايمان اضطراري و اجباري به درد نمي‌خورد ) . آيا تو ( اي پيغمبر ! ) مي‌خواهي مردمان را مجبور سازي كه ايمان بياورند ؟  ( اين كار نه صحيح و سودمند است و نه از دست تو ساخته است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« تُكْرِهُ » : مجبور مي‌سازي . وادار مي‌كني .‏
 

آيه  131
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آن گاه كه پروردگارش ( همراه با نمودن نشانهها و آيات كوني و نفسي ) بدو گفت :  ( به يگانگي خدا اقرار كن و ) اخلاص داشته باش . گفت :  ( اقرار كردم و سر بر آستان تو سائيدم و ) خالصانه تسليم پروردگار جهانيان گشتم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« اَسْلِمْ » : مطيع شو . مخلص شو .‏
 
آيه  100
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هيچ كسي نمي‌تواند ايمان بياورد ، مگر اين كه ( بدان گرايش پيدا نمايد و براي آن تلاش كند و ) خدا اجازه دهد ( و اسباب و وسائل ايمان را براي او ميسّر سازد . امّا كسي كه به ايمان رو نكند و حاضر به استفاده از سرمايه فكر و خرد خويش نباشد ، او مستحقّ خشم و عذاب خدا است ، ) و خدا عذاب را نصيب كساني مي‌سازد كه تعقّل و تفكّر نمي‌ورزند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الرِّجْسَ » : پليدي و كثافت . در اينجا مراد عذاب است .‏
 
آيه  101
‏متن آيه : ‏
‏ قُلِ انظُرُواْ مَاذَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا تُغْنِي الآيَاتُ وَالنُّذُرُ عَن قَوْمٍ لاَّ يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بگو : بنگريد ( و چشم برون و درون را باز كنيد و ببينيد ) در آسمانها و زمين چه چيزهائي است‌ ؟ ! آيات ( خواندني كتابهاي آسماني ، از جمله قرآن ، و ديدني جهان هستي ) و بيم‌دهندگان ( پيغمبر نام ، و اندرزها و انذارها هيچ كدام ) به حال كساني سودمند نمي‌افتد كه نمي‌خواهند ايمان بياورند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أنظُرُوا » : بنگريد . دقّت كنيد . « ماتُغْني‌ » : مفيد واقع نمي‌شود . سودمند نمي‌افتد ( نگا : آل‌عمران / 10 و 116 ، انفال / 19 ) . « الآيَاتُ » : دلائل و براهين . عجائب و غرائب جهان . نشانه‌هاي دالّ بر وجود خدا در گستره هستي . « النُّذُرُ » : جمع نَذير به معني مُنْذِر ، مانند بَديع به معني مُبْدِع ، يعني : پيغمبران ( نگا : اعراف / 184 و 188 ، احقاف / 21 ) يا به معني إِنذار باشد : يعني : ترساندنها و بيم‌دادنها ( نگا : قمر / 16 و 18 ) يا به معني مُنْذَرٌبِهِ بوده باشد . يا خود مصدر است و به معني إِنذار ، يعني اخطار و تَهديد است .‏
 
آيه  102
‏متن آيه : ‏
‏ فَهَلْ يَنتَظِرُونَ إِلاَّ مِثْلَ أَيَّامِ الَّذِينَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِهِمْ قُلْ فَانتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا آنان چشم آن دارند كه روزگاري ( پر از بلاها و عذابهائي ) جز روزگار كساني داشته باشند كه پيش از ايشان بوده‌اند ؟  ( نه‌ ؛ انتظار جز اين را نداشته باشند ، كه خدا در دنيا و آخرت به مصيبتها و بدبختيها گرفتارشان سازد ) . بگو منتظر ( فرمان خدا ) باشيد و من هم با شما چشم به راه مي‌مانم .  ( ولي مي‌دانم پيروزي دنيا و سعادت عقبي از آن ما مؤمنان ، و شكست دنيا و بدبختي عقبي از آن شما كافران مي‌گردد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فَهَلْ يَنتَظِرُونَ . . . » : انگار چشم به راه مصائب و بلايائي ، همچون مصائب و بلاياي گذشتگان مي‌باشند . « أيَّام‌ » : روزگاران . مراد حوادث بزرگ و ناگواري است كه در طي روزگاران رخ مي‌دهد ( نگا : اعراف / 130 ، ابراهيم / 5 ، جاثيه / 14 ) همان گونه كه مي‌گوئيم ( مَغْرِب ) و منظورمان نماز مغرب است كه در آن برگزار مي‌شود .‏
 آيه  103
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ نُنَجِّي رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُواْ كَذَلِكَ حَقّاً عَلَيْنَا نُنجِ الْمُؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پس از آن ( كه بلا و عذاب گريبانگير كافران گرديد ) پيغمبرانِ خود و مؤمنان را مي‌رهانيم ( اين هم اختصاص به اقوام گذشته و پيغمبران و مؤمنان پيشين ندارد ، بلكه ) همين طور ايمان آورندگان ( به تو ) را ( نيز ) نجات خواهيم داد و اين حقي است بر ما ( حقي مسلّم و تخلّف ناپذير ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ثُمَّ » : حرف عطف است و جمله ( نُنَجِّي رُسُلَنَا وَ الَّذِينَ ءَامَنُوا ) را بر جمله محذوفي از قبيل ( لَنُهْلِكُ الْأُمَمَ ) عطف مي‌كند . « كَذلِكَ » : همان گونه كه . مثل . « حَقّاً عَلَيْنَا » : اين كار حتماً شدني است . بر ما واجب است . مراد از وجوب در اينجا يعني مانند كار واجبي بر خدا است والّا چيزي بر او واجب نيست .  ( حَقّاً عَلَيْنَا ) جمله معترضه است ميان ( كَذلِكَ ) و ( نُنجِ الْمَؤْمِنِينَ ) . « نُنجِ » : نجات مي‌دهيم . فعل مضارع مرفوع است و در اصل ( نُنجِي ) است كه در رسم‌الخطّ قرآني حرف ( ي ) ندارد ( نگا : انبياء / 88 ) .‏
 
آيه  104
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِن كُنتُمْ فِي شَكٍّ مِّن دِينِي فَلاَ أَعْبُدُ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ وَلَكِنْ أَعْبُدُ اللّهَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بگو : اي مردمان ! اگر درباره آئين من در شكّ و ترديد هستيد ( بدانيد كه ) من كساني را كه بجز خدا مي‌پرستيد نمي‌پرستم ، وليكن خداوندي را مي‌پرستم كه شما را مي‌ميراند ( و بعد از مرگ شما را زنده مي‌گرداند و به سزاي خود مي‌رساند ) و به من دستور داده شده است كه از زمره مؤمنان باشم ( آنان كه خداوند ايشان را از عذاب دوزخ مي‌رهاند و به بهشت نائل مي‌گرداند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مِن دُونِ اللهِ » : بجز خدا . به جاي خدا . « يَتَوَفَّاكُمْ » : شما را مي‌ميراند .‏
 
آيه  105
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنْ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ( به من دستور داده شده است ) اين كه به آئيني رو كن كه خالي از هرگونه شرك و انحرافي است ( و كاملاً موافق با فطرت است ) و از زمره مشركان مباش .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« وَجْهَكَ » : روي خود را . توجّه خود را . « حَنيِفاً » : شخص مخلصي كه كار و بار خود را به خدا واگذارد و از راستاي دين به هيچ وجه منحرف نشود . راست و درست . خالص و بي غلّ و غشّ . اين واژه مي‌تواند حال فاعل فعل ( أَقِمْ ) ، يا ( وَجْهَ ) به معني توجّه ، و يااين كه ( دين ) باشد .