رآن خود راه و حدت اين امّت را روشن نموده‌است و  خداوند مي‌فرمايد: «واعتصموا بحبل الله جميعاً و  لا تفرّقوا = و  همگي به ريسمان الهي چنگ بزنيد و  متفرّق نگرديد»(آل عمران/103) و راه و روش رفع اختلاف را نيز ذكر كرده‌ و  مي‌فرمايد: «فان تنازعتم في شي‌ء فردّوه الي الله و  الرّسول = اگر در چيزي نزاع نموديد آن را به خدا و  رسول بازگردانيد» (النّساء/59) يعني كتاب خدا و  سنّت رسول الله مرجع حلّ اختلاف مي‌باشد. اين اسلوب و  روش و يژه‌ي مسلمين است كه سرمشق آنها هدايت الهي است، امّا كساني كه تظاهر به اسلام نموده و  درواقع با آن مخالفت مي‌كنند بايد پرده‌ي آنها را دريد تا مسلمانان دشمنان و اقعي، و  نفاق و  دورنگي آنها را بشناسند.

 و در پايان اين مقدمه  اين را متذكر ميشوم كه در شماره گذارى فصول و حواشى كتاب اندك اشتباهى رخ داده است كه مخل موضوع نيست و مشكل فنى كمپيوتر بود كه با تمام سعى، نتوانستيم آنرا برطرف كنم و  از اين بابت عذر مرا بپذيريد و از طرفى ديگرحد اكثر سعى خودرا نموده ام كه اين كتاب با سهل ترين روش ممكن در اختيار خواننده قرار بگيرد، تا كمكى به روشنگرى  مردم ما مخصوصا نسل جوان و خرافات زدايى جامعه‌ي دين باور ايران باشد، 

و اين نوشته درواقع گلچينى از چند كتاب و  تحقيق ميباشد كه اين قلم آنهارا به عنوان منابع اساسى ياد نموده و  درحاشيه‌ي هر موضوعى بدان اشاره شده است، كه در حقيقت فضل و  بزرگوارى  و  رنج و  زحمت حقيقى تحقيق و  مراجعه به منابع و  مصادر متعدد به آن محققان باز مي گردد و اينجانب فقط  تا توانسته ام درهاى گرانقدر آنهارا در يك رشته جمع نموده و  چون دانه هاى يك تسبيح در نزد هم چيده ام تا خواننده‌ي محترم بزبان فارسى بدانها دسترسى داشته باشد تا كه ا گر توفيق الهى نصيبش شده باشد از آنها استفاده نمايد، و الله و لي التوفيق.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]  تنبيه الظلام و تنبيه النيام از شيخ ابراهيم جبهان ص 213
[2]  يعنى در وقت آغاز نوشتن اين كتاب.
[3] كتب ايشان از آن جمله: اي شيعيان جهان بيدار شويد و  شيعه و تصحيح، در سايت ما به زبان فارسي و  عربي موجود مي‌باشد.
[4] كسي كه كتاب توحيد شيخ محمّدبن عبدالوهاب را به فارسي ترجمه و  در زمان شاه به چاپ رساند. صاحب تأليف‌هاي متعدّد كه اينجانب بعضي از آنها را به عربي ترجمه و  چاپ كرده‌ام، و  نيز ايشان يكي از شاهكارهاي شيخ‌الاسلام احمدبن تيميه را كه "منهاج السّنّه" باشد و  ذهبي آن را خلاصه كرده و  "المنتقي" نام گذاشته‌است به فارسي به عنوان "رهنمود سنّت در ردّ اهل بدعت" ترجمه كرده و  چاپ شده‌است. 
[5]  دو نويسنده اخير عراقي هستند كه كتاب لله ثمّ للتّاريخ نيز در سايت‌ ما مي‌باشد و  همچنين كتاب‌هاي آقاي قلمداران. و  كتاب لله ثم للتاريخ به فارسى بعنوان اهل بيت از خود دفاع مي‌كنند بوسيله جواد منتظرى ترجمه شده است.
[6] الفصل في الملل و  الاهواء و  النّحل، ابن حزم: 2/108-109.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:52.txt">تعريف اهل بيت و تحريف شيعيان در معناى آن</a><a class="text" href="w:text:53.txt">مخالفت شيعه با اهل بيت</a><a class="text" href="w:text:54.txt">مدح  وتمجيد على بن ابى طالب از اصحاب پيامبر</a><a class="text" href="w:text:55.txt">موضع اهل بيت راجع به ابوبكر صديق</a><a class="text" href="w:text:56.txt">اكاذيب شيعه  بر اهل بيت</a><a class="text" href="w:text:57.txt">متعه يا زناى ثواب دار شيعى و اعارهء و اجارهءزن و لواطت با همسر </a><a class="text" href="w:text:58.txt">ويرانگرى ها ونيرنگهاى شيعه براى نابودى شرع</a><a class="text" href="w:text:59.txt">ائمه  خدايانى در لباس بشر</a><a class="text" href="w:text:60.txt">اهانت هاى شيعه به اهل بيت عليهم السلام</a><a class="text" href="w:text:61.txt">زبان درازى شيعيان به خاتم النبيين محمد (ص)</a><a class="text" href="w:text:62.txt">زبان درازى بر انبياء</a><a class="text" href="w:text:63.txt">اهانت شيعيان به خود اهل بيت </a><a class="text" href="w:text:64.txt">اهانت شيعيان به فرزند پيامبر</a><a class="text" href="w:text:65.txt">اهانت شيعيان به دختران پيامبر</a><a class="text" href="w:text:66.txt">اهانت شيعيان به خود على</a><a class="text" href="w:text:67.txt">اهانت شيعيان به فاطمه  (رض)</a><a class="text" href="w:text:68.txt">اهانت شيعيان به حسن بن على </a><a class="text" href="w:text:69.txt">اهانت شيعيان به حسين بن على</a><a class="text" href="w:text:70.txt">اهانت شيعيان به بقيهء اهل بيت </a><a class="text" href="w:text:71.txt">اهانت شيعيان به على بن حسين</a><a class="text" href="w:text:72.txt">اهانت شيعيان به محمد باقر و فرزندش جعفر</a><a class="text" href="w:text:73.txt">اهانت شيعيان به موسى بن جعفر</a><a class="text" href="w:text:74.txt">اهانت شيعيان به على بن موسى</a><a class="text" href="w:text:75.txt">بيزارى اهل بيت از شيعيان</a></body></html>تعريف اهل بيت و تحريف شيعيان در معناى آن :

اهل بيت از دو كلمهء اهل وبيت يعنى ساكنان منزل يعنى خانواده ميباشند،واگر به فرهنگ هاى لغت عربى مراجعه كنيم ميبينيم كه مثلا  فيروز آبادى صاحب القاموس المحيط  مينويسد: اهل بيت يعنى ساكنان آن واهل كارى صاحب آن واهل مذهب كسانى هستند كه به آن ايمان دارند، واهل يك مرد همسر واهل بيت پيامبر همسران ودختران او ميباشند، كه دامادش على وهمسران متعدد او ميباشند،[1]

زبيدى[2] مينويسد: اهل مذهب كسانى هستند كه به آن باور دارند، واهل يك مرد همسر او ميباشد كه فرزندانش هم داخل آن ميشوند، واين آيه را (سار بأهله) با همسرش رفت بر زوجه وهمسر تعريف كرده است، واهل پيامبر همسران وخانواده او ميباشد كه دختران ودامادش على در آن داخل ميشود، از اين جمله است: ( وأمر أهلك بالصلاهء واصطبر عليها) = خانواده ات را به نماز بخوان وبر آن شكيبا باش،

 وابن منظور[3] افريقى  نيز در تأييد  همين مطلب ميگويد: اهل مرد يعنى نزديكترين فرد به واهل بيت پيامبر يعنى همسران ودختران ودامادش على ميباشد، فلانى متأهل شد يعنى همسر اختيار كرد،وآل همان اهل است كه هاء به همزه بدل شده است، وشده أأل وچون دو همزه متوالى شده دومى به الف مبدل شده است، -يعنى بقول راغب اصفهانى آل مقلوب اهل است- وجوهرى وزمخشرى وخليل نيز همين معنى را براى اهل تأييد نموده وشواهدى ذكر نموده اند، [4] 

محمد جواد مغنيه شيعى  معاصر ميگويد: اهل بيت يعنى ساكنان منزل وآل يك مرد اهل وخانواده او ميباشند، ولفظ (آل) جز براى كسانى كه مقام ومنزلتى داشته باشند بكار نميرود، ووذكر كلمهء (اهل بيت ) در دو آيه از قرآن آمده است، كه اولى آيهء 73 سورهء هود ميباشد كه ميفرمايد: رحمهء الله وبركاته عليكم أهل البيت)=رحمت خدا وبركاتش برشما هل بيت باد، ودومى آيهء 33 سورهء احزاب كه ميفرمايد: )وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّهء الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلاهء وَآتِينَ الزَّكَاهء وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً) (الأحزاب:33) =و در خانه‏هاى خود بمانيد، و همچون دوران جاهليت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد، و نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، وخدا و ر