 كه به سوي شام اعزام شد و مأموريتش، اين بود كه دمشق را فتح كند و به هنگام ضرورت به عنوان نيروي پشتيباني ساير لشكرها وارد عمل شود. لشكر يزيد(رض)، ابتدا سه‌هزار نفر رزمنده داشت؛ اما ابوبكر صديق(رض) نيروهاي كمكي ديگري نيز به لشكر افزود و لشكر يزيد، به حدود هفت‌هزار نفز افزايش يافت. ابوبكر صديق(رض) با پاي پياده، لشكر يزيد(رض) را بدرقه نمود. ايشان هنگام بدرقه‌ي يزيد(رض) به او چنين فرمود: «من، تو را امير كرده‌ام تا تو را بيازمايم؛ اگر به خوبي از عهده‌ي كار برآمدي، تو را بر مسؤوليتت ماندگار مي‌كنم و بلكه كار بزرگ‌تر و بيش‌تري به تو وامي‌گذارم و اگر بد عمل كردي، تو را عزل مي‌نمايم. من، تو را سفارش مي‌كنم به اين‌كه تقواي الهي پيشه كني؛ چراكه خداي متعال، از درونت همانند ظاهرت باخبر مي‌باشد. نزديك‌ترين مردم به خدا، كسي است كه بيش از همه او را دوست بدارد و با اعمال نيك به او نزديكي بجويد. من، مسؤوليت خالد بن سعيد را به تو واگذار كردم؛ پس به‌هوش باش كه از عادات و تفاخر جاهليت دوري كني كه خداي متعال، اين رويه را نمي‌پسندد و بر كساني كه ‌آن را در پيش بگيرند، خشم مي‌‌گيرد. با سربازانت به خوبي برخورد نما و چون به حضورشان رسيدي، با آنان به نيكي آغاز كن و به آن‌ها مژده‌هاي خوبي بده. هرگاه كه‌ آنان را نصيحت مي‌كني، كوتاه و مختصر نصيحت كن كه سخن زياد، باعث مي‌شود بخشي از سخنان، فراموش شود. تو خودت را اصلاح كن تا مردم به صلاح تو رفتار كنند. نمازها را به وقتش و با رعايت كامل ركوع، سجده و خضوع و خشوع ادا كن. اگر پيك‌هاي دشمن، پيشت آمدند، آنان را گرامي بدار و البته آن‌ها را زياد پيش خود نگه ندار تا در حالي اردوگاهت را ترك كنند كه چيزي (از اسرار جنگي و نظامي شما) كسب نكرده باشند. قاصدان دشمن را از اهداف و كارهاي خود باخبر نكن كه به نقاط ضعفتان پي مي‌برند و از برنامه‌هايتان مطلع مي‌شوند. با آن‌ها در بخش انبوه لشكرت ملاقات كن (تا از قدرت لشكرت بترسند). شخص ديگري را سخن‌گو نكن و خودت عهده‌دار مذاكره با قاصدان دشمن باش. راز خودت را برملا نكن كه با مشكل مواجه مي‌شوي و هرگاه از سپاهيانت مشورت خواستي، سخن راست بگو تا مشورت درستي دريافت كني و مسايل را از مشاوران، پنهان نكن كه در اين صورت، كارت، به خرابي و آشفتگي مي‌كشد. شبانگاهان با يارانت به گفتگو بنشين تا از اوضاع و احوالشان اطلاع يابي و نگهبانان زيادي را در اطراف اردوگاه پراكنده كن و ناگهاني و بدون خبر قبلي از آنان سر بزن و هر كه را در حال غفلت يافتي، به خوبي و بدون افراط تنبيه كن و در شب، نوبت پاسباني بگذار و اولين نوبت را طولاني‌تر نما كه نوبت اول نگهباني، آسان‌تر است. از اين‌كه كسي را به‌حق، عقوبت و بازخواست كني، نترس و در عين حال از حد نگذر و از عجله و شتاب‌زدگي در بازخواست، بپرهيز و طوري هم عمل نكن كه سبب نفرت و بيزاري شوي. از وضع سپاهيانت غفلت نكن (و آن‌قدر نسبت به آن‌ها بي‌خيال نباش) كه سبب تباهيشان مي‌شوي و در پي تجسس و خرده‌گيري بر آنان نيز مباش كه آن‌ها را به رسوايي مي‌كشي و هيچ‌گاه اسرارشان را فاش نكن و به ظاهرشان بسنده نما. از هم‌نشيني با شوخ‌بازان بپرهيز و با اهل صدق و وفا هم‌نشين باش. هنگام رويارويي با دشمن، شجاعانه برخورد كن و ترس و بزدلي به خود راه نده كه مردم نيز بزدل و ترسو مي‌شوند و از خيانت در غنايم بپرهيز كه مايه‌ي فقر است و نصرت الهي را دور مي‌كند. شما با مردمي مواجه مي‌شويد كه در صومعه‌ها خلوت گزيده‌اند؛ آن‌ها را به حالشان واگذاريد و كاري به كارشان نداشته باشيد.» ابن‌‌اثير مي‌گويد: «اين وصيت ابوبكر صديق(رض) از بهترين و مفيدترين وصايا براي كارگزاران مي‌باشد.»(1)  نكات زير در سفارش ابوبكر صديق(رض) قابل توجه و در خور بررسي است:
1ـ پست‌ها و منصب‌ها، حق ثابت و هميشگي صاحب‌منصبان و مسؤولان نيست و ماندگاريشان بر مقام و منصبشان، منوط به درستي عملكرد و ميزان موفقيتشان مي‌باشد. از همين‌رو بالاترين مقام اجرايي حكومت اسلامي وظيفه دارد تا مسؤولان بدكار يا كم‌كار را عزل نمايد. درك اين موضوع، كارگزاران و مسؤولان را در انجام هرچه بهتر وظايفشان برمي‌انگيزد و باعث مي‌شود تا تمام تلاش خود را در راستاي دست‌يابي به بالاترين سطح موفقيت كاري به‌كار بگيرند. اگر مسؤولي، خودش را هميشه بر منصبش ماندگار بداند، در انجام وظايفش كوتاهي مي‌كند و به ساخت و پاخت‌هاي گيتيانه و منفعت‌طلبي‌هاي شخصي مي‌پردازد و بدين‌سان مردم را به انواع و اقسام هرج و مرج‌ها و فسادها گرفتار مي‌سازد.
2ـ تقوا، مهم‌ترين عامل موفقيت است. چراكه خداي متعال از درون و برون انسان به يك‌سان آگاه است و بنده‌اي كه از درون خود تقوا دارد، در ظاهر نيز از خدا مي‌ترسد و به همين خاطر هم از فساد و مصاديق فساد و تبه‌كاري اجتناب مي‌كند. فساد و تبهكاري، عمدتاً نتيجه‌ي هوا و هوسي است كه اصلاً با تقواي الهي سازگار و همگرا نيست.
3ـ پرهيز از تعصب قبيله‌اي و دوري از جانب‌داري متعصبانه از آبا و اجداد، اصل ديگري بود كه ابوبكر صديق(رض) بر آن تأكيد فرمود. از آن‌جا كه ممكن است عادات و رسوم آبا و اجداد، با حق و آموزه‌هاي ديني مغاير باشد، تعصب و سرسختي بر جانبداري از آن‌ها، سبب انحراف انسان از راه راست مي‌شود. چراكه روابط اسلامي، مبتني بر اخوت و برادري اسلامي است و تعصب، مايه‌ي تضعيف اين روابط مي‌گردد.
4ـ همواره بايد كوتاه و مختصر سخن گفت و نصيحت كرد؛ چراكه طولاني كردن سخن، گذشته از آن‌كه ممكن است انسان را از اداي مقصود باز بدارد، باعث مي‌شود كه انسان، بسياري از سخنان را از ياد ببرد و يا در صورت بلاغت كلامي گوينده، مخاطب را در شگفت اندازد و مانعي براي درك مقصود واعظ شود و در صورت عدم بلاغت، فهم و شناخت درستي از گفته‌ها برداشت نگردد.
5ـ اگر مسؤولان، شايسته باشند و به رفع عيوب و كاستي‌هاي خود بپردازند، سبب اصلاح و بهبود عملكرد مردم مي‌شوند.
6ـ نماز كامل، نمازي است كه هم از لحاظ ظاهري يعني چگونگي اداي ركوع و سجده و هم از نظر دروني كامل باشد و با خشوع و خضوع هرچه تمام‌تر ادا شود. با نماز كامل است كه نام و ياد خدا در زمين برپا مي‌گردد و رفتار و كردار انسان بهبود مي‌يابد. نماز كامل، دل‌ها را قوت مي‌بخشد و مايه‌ي راحتي و آرامش است و به هنگام بروز مشكلات، براي مسلمان، حكم پناهگاه مي‌يابد.
7ـ برخورد محترمانه با قاصدان دشمن و فراهم آوردن شرايطي كه از چند و چون لشكر اسلام، آگاهي نيابند، نكته‌ي مورد تأكيد ديگر ابوبكر صديق(رض) بود. استقبال محترمانه از قاصدان دشمن، نوعي دعوت عملي به اسلام است تا دشمنان، به ارزش‌هاي اخلاقي مسلمانان پي ببرند. البته گرامي‌داشت پيك‌هاي دشمن، بدين معنا نيست كه آن‌قدر به آنان رو داده شود كه از چند و چون لشكر اسلام آگاهي يابند؛ بلكه بايد توان و قدرت مسلمانان را طوري به رخ قاصدان دشمن كشيد كه ترس