 جان‌سوز از آفت بي‌صبري مصون داشت. علاوه بر اين جاي دفن رسول‌خدا(ص) را بر اساس آن‌چه از خود آن حضرت شنيده بود، مشخص كرد و بر مبناي آموخته‌هايش از رسول‌خدا(ص) و به تأييد تعداد زيادي از صحابه، حكم مشخصي درباره‌ي ميراث آن حضرت(ص) صادر نمود. او با وجود برخي مخالفت‌ها، بي‌درنگ با مرتدان و مانعان زكات جنگيد و بر اعزام لشكر اسامه(رض) تأكيد كرد. ابوبكر(رض) بر اساس فرموده‌ي رسول‌خدا(ص) براي صجابه تبيين نمودكه خليفه بايد از قريشيان باشد. زماني كه رسول‌خدا(ص) به بنده‌اي از بندگان خدا اشاره كردند كه در مورد دنيا و آخرت به او اختيار انتخاب داده شده، ابوبكر(رض) دانست كه منظور پيامبر(ص) از آن بنده‌ي خدا، خودشان مي‌باشد. در صفحات بعد به اين موضوع خواهيم پرداخت.
رسول‌خدا(ص) در مورد ابوبكر(رض) خوابي ديدند كه از آن به علم ابوبكر تعبير شد؛ از عبدالله بن عمر رضي الله عنهما روايت شده كه رسول‌خدا(ص) فرمودند: (رأيت كأنّي أعطيت عسًّا، فشربت منه حتّي تملأت فرأيتها تجري في عروقي بين الجلد و اللحم، ففضلت منها فضلة فأعطيتها أبابكرٍ) يعني:«(در خواب) ديدم كه كاسه‌اي پر از شير به من داده شد و از آن به‌گونه‌اي سير نوشيدم كه گويا آن را مي‌ديدم كه در رگ‌هايم و درميان پوست و گوشتم جريان يافته است؛ مقداري از آن شير زياد آمد؛ آن مقدار اضافه را به ابوبكر(رض) دادم.» صحابه عرض كردند: «اي رسول‌خدا! اين، همان علمي است كه خداي متعال به شما داده و شما از آن سرشار گشته‌ و مقداري را نيز به ابوبكر(رض) داده‌ايد.» رسول‌خدا(ص) فرمودند: «درست تعبير كرديد.»(5) 
ابوبكر صديق چنين باور داشت كه خواب، حق است و در تعبير خواب نيز توانمند بود. او معمولاً پس از نماز صبح از مردم مي‌خواست تا هر كس خواب خوبي ديده، تعريف كند؛ او همواره مي‌گفت: «خواب خوب مسلماني كه با وضو خوابيده، در نزد من از خيلي چيزها بهتر است.»(6)  ابن‌عباس رضي الله عنهما مي‌گويد: شخصي نزد رسول‌خدا(ص) آمد و گفت: «شب در خواب، سايباني را ديدم كه از آن روغن و عسل برمي‌دارند؛ برخي مقدار زيادي از روغن و عسل جمع مي كردند و برخي هم مقدار كمي؛ در اين ميان ريسماني ديدم كه از آسمان به زمين آويخته بود؛ شما را ديدم كه از آن بالا رفتيد؛ سپس شخص ديگري ريسمان را گرفت و از آن بالا رفت؛ آنگاه شخص ديگري آن را گرفت و بالا رفت. سرانجام شخص ديگري ريسمان را گرفت تا بالا برود، اما ريسمان پاره شد؛ پس از آن دوباره ريسمان به حالت اولش درآمد. ابوبكر(رض) گفت: «اي رسول‌خدا! پدرم فدايت شود؛ شما را به خدا بگذاريد تا من اين خواب را تعبير كنم.» رسول‌خدا(ص) به ابوبكر(رض) اجازه دادند تا آن خواب را تعبير كند. ابوبكر(رض) گفت: «آن سايبان، اسلام است و روغن و عسلي كه از آن چكيده، به معنای قرآن مي‌باشد كه برخي (با تلاوت قرآن)از شيريني و حلاوت آن زياد بهره مي‌برند و برخي هم كم و اندك. اما ريسمان آويخته از آسمان به زمين، همان حق و حقيقتي است كه شما بر آن هستيد و به وسيله‌ي آن خدا، شما را بالا مي‌برد و سپس شخصي پس از شما نيز آن ريسمان (دين حق و آموزه‌هاي كتاب و سنت) را مي‌گيرد و بالا مي‌رود. سپس شخص ديگري به همين منوال و وسيله بالا مي‌رود. سپس شخص دیگری آن را مي‌گيرد، اما ریسمان پاره مي‌شود و دوباره وصل مي‌گردد و او هم به وسيله آن بالا مي‌رود». ابوبكر(رض) پس از تعبير خواب به رسول‌خدا(ص) گفت: «پدرم فداي شما اي رسول‌خدا، بفرماييد كه آيا درست تعبير كردم يا اشتباه؟» رسول‌خدا(ص) فرمودند: «قسمتي را درست گفتي و مقداري هم اشتباه كردي.» ابوبكر(رض) گفت: «به خدا سوگند به من بگوييد كجا اشتباه گفتم.» رسول‌خدا(ص) فرمودند: «سوگند نخور»(7). 
يك بار عايشه رضي الله عنها در خواب ديد كه سه ماه تابان در خانه‌اش قرار گرفتند. خوابش را براي ابوبكر(رض) تعريف كرد. ابوبكر(رض) خواب عايشه رضي الله عنها را چنين تعبير فرمود: «اگر خوابت به حقيقت بپيوندد، در خانه‌ات سه نفر از بهترين بندگان خدا دفن خواهند شد.» پس از آن‌كه رسول‌خدا(ص) رحلت فرمودند، ابوبكر(رض) به عايشه رضي الله عنها فرمود: «اي عايشه! اين بهترين ماه تاباني است كه در خانه‌ات قرار گرفت.»(8)  ابوبكر(رض) پس از رسول‌خدا(ص) در تعبير خواب، علم و دانش بيش‌تري از ديگران داشت(9).  البته ابوبكر(رض) با وجودي كه درميان صحابه از همه عالم‌تر بود، در عين حال بيهوده سعي نمي‌كرد درباره‌ي چيزي كه نمي‌داند، اظهار نظر كند. روايت شده كه يك بار ابوبكر(رض) آيه‌ي 31 سوره‌ي عبس (وَفَاکِهَةً وَأَبًّا) را خواند؛آن‌جا اين سؤال مطرح شد كه منظور از «أب» در اين آيه چيست؟ هر كس به‌گونه‌اي اظهار نظر كرد. ابوبكر(رض) فرمود: «اين، تكلف و اظهار نظر نابجا است كه ندانسته چيزي گفته شود؛ كدامين زمين مرا در خود جاي مي‌دهد و كدامين آسمان مرا در زير سقفش مي‌گنجاند كه درباره‌ي كتاب خدا چيزي بگويم كه مي‌دانم؟»(10) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاريخ الخلفاء از سيوطي، ص58
2) ابوبكر الصديق، از محمد مال الله، ص334 و 335
3) نگاه كنيد به: صحيح بخاري، شماره‌ي1448
4) ابوبكر الصديق أفضل الصحابة و أحقهم بالخلافة، ص60
5) الإحسان في تقريب صحيح ابن‌حبان (15/269)
6) خطب ابي‌بكر ص 155
7) بخاري، كتاب التعبير، شماره‌ي7046
8) تاريخ الخلفاء از سيوطي، ص129
9) مرجع سابق، ص130
10) فتح الباري (13/258)؛ در سند روايت، ميان ابراهيم نخعي و ابوبكر صديق، انقطاع وجود دارد.دعا، دروازه‌ي بزرگي است رو به غفران و رحمت الهي كه هرگاه بر بنده‌اي گشوده شود، خير و بركت زيادي به سوي آن بنده سرازير مي‌گردد. هم‌چنين دعا، يكي از بزرگ‌ترين و قوي‌ترين عوامل پيروزي بر دشمن است. ابوبكر(رض) پيوند و رابطه‌ي خوبي با خدا داشت و به كثرت دست به پيشگاه الهي دراز مي كرد.
خداوند متعال مي‌فرمايد:(وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ) (غافر:60)
يعني: «پروردگارشما مي‌گويد: مرا (براي رفع نيازها و مشكلاتتان) به فرياد بخوانيد تا (خواسته‌تان را) بپذيرم (و نيازتان را برآورده سازم). همانا كساني كه از عبادت (دعاي)من سرباز مي‌زنند (و خود را از كمك من بي‌نياز مي‌پندارند)، با خفت و خواري در جهنم داخل خواهند شد.»
هم‌چين خداوند متعال مي‌فرمايد:(وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِي وَلْيُؤْمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ) (بقره:186)
يعني: «و هنگامي كه بندگانم از تو درباره‌ي من بپرسند (كه من دورم يا نزديك، بگو:) من نزديكم و دعاي دعاكنننده را هرگاه كه مرا بخواند، اجابت مي‌كنم. پس آنان هم بايد دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان بياورند تا هدايت يابند.»
ابوبكر(رض) پيوسته همراه رسول‌خدا(ص) بود و مي‌ديد كه آن حضرت چگونه خداوند را به فريادرسي و كمك مي‌طلبد و از 