هاي فتح عراق را فراهم نمود. جنگ‌هايي از قبيل: ذات‌السلاسل، مذار، ولجه، اليس، فتح حيره، انبار، عين‌التمر، دومه الجندل و جنگ‌هاي حصيد، مصيخ و فراض.
53 ـ هنگامي كه ابوبكر صديق(رض) آهنگ فتح شام را نمود، در اين‌باره از بزرگان صحابه نظر خواست، اهل يمن را به حضور در لشكر اسلام فراخواند و سپس چهار لشكر را به سوي شام گسيل كرد. فرماندهان لشكري فتح شام عبارت بودند از: يزيد بن ابوسفيان، ابوعبيده بن جراح، عمرو بن عاص و شرحبيل بن حسنه(رض)
54 ـ لشكرهايي كه مأمور فتح شام شده بودند، در انجام مأموريتشان با سختي‌هاي زيادي روبرو شدند؛ چراكه قشون رومي، توان و تعداد زيادي داشتند و حصارها و دژهاي بسياري نيز پيرامون شهرها ساخته بودند. فرماندهان قشون اسلامي، تحركات رومي‌ها را به‌طور كامل زير نظر داشتند و دريافتند كه وضعيت سختي پيش رو دارند. به همين سبب گرد هم آمدند و ابوعبيده(رض) در نامه‌اي، وضعيت را به ابوبكر صديق(رض) گزارش داد و در همان زمان قرار بر آن شد كه مسلمانان، از تمام اراضي فتح‌شده، عقب نشينند و در يك مكان جمع شوند تا بتوانند با هم‌دستي و يك‌پارچگي، نقشه‌ي روميان را خنثي كرده و به اتفاق هم جبهه‌ي بزرگي فراروي روميان ايجاد نمايند. عمرو بن عاص(رض) پيشنهاد كرد تا تمام قواي مسلمانان در يرموك جمع شوند. فرمان ابوبكر صديق(رض) نيز مطابق پيشنهاد عمرو(رض)، رسيد و به قشون اسلامي مأموريت داد كه در يرموك جمع شوند. ابوبكر صديق(رض) هم‌چنين به خالد(رض) كه در آن زمان در عراق بود دستور داد تا به همراه نيمي از سپاهيانش عازم شام شود و فرماندهي قشون اسلامي را بر عهده بگيرد.
55 ـ خالد(رض) به پيروزي‌هاي چشم‌گيري در برابر رومي‌ها دست يافت كه از آن جمله مي‌توان به پيروزي در جنگ‌هاي اجنادين و يرموك اشاره كرد.
56 ـ در دوران خلافت ابوبكر صديق(رض) مهم‌ترين اهداف و شاخص‌هاي سياست‌گذاري خارجي حكومت اسلامي بدين شرح، تبيين شد: *ارائه‌ي نمايي باشكوه و قدرتمند از اسلام به ساير ملت‌ها، *پيگيري فرمان رسول‌خدا(ص) درباره‌ي جهاد، *عدالت‌گستري و مهرورزي درميان مردم مناطق فتح‌شده، *برداشتن هرگونه زور و اجبار از مردم، *برچيدن موانع فراروي دعوت تا دعوت اسلام به عموم انسان‌ها برسد.
57 ـ بازنگاهي به فتوحات دوران ابوبكر صديق(رض) اين امكان را فراهم مي‌آورد تا اساسي‌ترين برنامه‌هاي جنگي اين خليفه‌ي بزرگوار و چگونگي كاربري اسباب و زمينه‌ها از سوي وي، به عنوان يك سنت الهي نمايان گردد و از چند و چون عوامل نزول نصرت و پيروزي مسلمانان در جريان فتوحات خليفه‌ي اول آگاهي يابيم. برخي از اين برنامه‌ها عبارت بودند از: *پرهيز از شتاب‌زدگي در ورود به قلمرو دشمن، *بسيج و فراخوان عمومي براي جهاد در راه خدا، *تشكيل نيروهاي امداد و پشتيباني، *هدفمند كردن جنگ، *اولويت‌بندي و سنجيدگي در عمليات نظامي، *عمل‌كرد فرماندهان، سنجه‌ي عزل و نصب بود. *ايجاد تحول در شيوه‌هاي عملياتي بر اساس شرايط *بي‌نقص بودن خطوط ارتباطي خليفه با فرماندهان لشكري، *فراست و تيزبيني خليفه.
58 ـ ابوبكر صديق(رض) در رهنمودهايش به فرماندهان لشكري، پاره‌اي از حقوق الهي را برشمرد كه از آن جمله مي‌توان اشاره كرد به: *شكيبايي در برابر دشمن، *هدف قرار دادن نصرت دين، در عرصه‌ي جهاد، *امانت‌داري. ابوبكر صديق(رض) در نامه‌هايش، حقوق فرماندهان (وظايف رزمندگان) را شرح داده كه مي‌توان اين موارد را نام برد: *حرف‌شنوي و اطاعت از فرمانده، *واگذاري تصميم‌گيري امور به فرمانده، *اجراي فوري دستور فرمانده، *عدم كشاكش با فرمانده به‌هنگام تقسيم غنايم.. ابوبكر صديق(رض) از خلال دستورات و نامه‌هايش، حقوق سربازان و سپاهيان را نيز بدين شرح تبيين نموده است: *بازديد فرمانده از سپاهيان و بررسي اوضاع و احوالشان، *مهرورزي و مدارا با سپاهيان و عدم سخت‌گيري بر ايشان، *وضع شعار (نشان شناسايي) براي هر يك از طوايف و دسته‌هاي فعال در لشكر، *وارسي سربازان و دقت نظر در به‌خدمت گرفتن سربازان جديد، *احتياط و آمادگي كامل در برابر فريب و شبيخون احتمالي دشمن، *تأمين نيازمندي‌هاي لشكر، *آرايش نظامي و صف‌بندي سپاهيان، *تشويق و برانگيختن سربازان به قتال در راه خدا، *يادآوري فضيلت جهاد و شهادت در راه خدا به سپاهيان، *نظرخواهي و از افراد صاحب‌نظر، *ملزم ساختن سپاهيان به انجام حقوق الهي و تكاليف شرعي.
59 ـ اندكي تأمل در جريان فتوحات اسلامي، اين نكته را روشن مي‌كند كه توفيق الهي، طوري قشون اسلامي را در زمان ابوبكر صديق(رض) شامل شد كه لشكريان اسلام توانستند پيروزي‌هاي چشم‌گيري در عراق و شام به‌دست آورند و شوكت دو قدرت ايران و روم را در زمان اندكي درهم شكنند و بسياري از سرزمين‌هاي زير سلطه‌ي اين دو قدرت را به قلمرو اسلامي بيفزايند. مهم‌ترين دلايل و زمينه‌هاي پيروزي مسلمانان عبارتند از:
‌أ-	ايمان و باور راستين مسلمانان به حق و حقيقتي كه به خاطرش مي‌جنگيدند.
‌ب-	يقين كامل مسلمانان به پروردگارشان در مسايلي از قبيل چند و چون رزق و روزي، اجل، قضا و قدر و اين‌كه همه چيز، به اذن و خواست خداي متعال مي‌باشد.
‌ج-	ريشه‌دار بودن اصول و انديشه‌هاي درست و استوار جنگي و جهادي در مسلمانان.
‌د-	مهرورزي و عدالت‌گستري مسلمانان درميان مردم مناطق فتح‌شده.
‌ه-	آسان‌گيري مسلمانان در تعيين مقدار جزيه و خراج و پايبنديشان به توافق‌نامه‌ها و پيمان‌ها.
‌و-	برخورداري مسلمانان از مردان و فرماندهان بزرگ و ارزشمند.
‌ز-	رعايت كامل رهنمودهاي ديني در مورد جنگ و جهاد.
60 ـ هنگامي كه ابوبكر صديق(رض) مريض شد و وفاتش را حتمي دانست، براي تعيين خليفه‌ي پس از خود، اقدامات زير را انجام داد:
‌أ-	ابوبكر صديق(رض) با بزرگان مهاجرين و انصار، درباره‌ي جانشين پس از خود مشورت و رايزني كرد.
‌ب-	ابوبكر(رض) پس از رايزني با صحابه در مورد جانشيني عمر(رض)، حكمي در اين‌باره نوشت تا در مدينه و درميان سپاهيان اسلام خوانده شود.
‌ج-	عمر فاروق(رض) به حضور ابوبكر صديق(رض) رفت و چون ابوبكر(رض)، عمر(رض) را از اين قصد باخبر كرد كه مي‌خواهد او را به عنوان جانشين پس از خود معرفي كند، عمر(رض) نپذيرفت. ابوبكر صديق(رض) او را با شمشير تهديد كرد و عمر(رض) كه راهي جز پذيرش مسؤوليت خلافت نمي‌ديد، ناگزير پذيرفت.
‌د-	ابوبكر(رض) براي آن‌كه هيچ‌گونه ابهامي در مورد جانشيني عمر(رض) باقي نماند، شخصاً به ميان مردم رفت و حكم خلافت عمر(رض) را به آن‌ها ابلاغ كرد.
‌ه-	ابوبكر صديق(رض) با خدايش راز و نياز كرد و اذعان كرد كه: «خدايا! من، عمر را بدون دستور پيامبرت خليفه كردم و جز خير و صلاح مردم را نمي‌خواستم. من، از اين ترسيدم كه آنان دچار فتنه شوند؛ به همين خاطر بهترينشان را به عنوان كاردارشان معرفي نمودم؛ او بيش از همه مشتاق آن چيزي است كه مايه‌ي رشد و تعالي مردم است و اينك به خواست تو چنين حالي دارم كه گويا خواهم مُرد؛ پس ك