لي(رض) اخلاقي سترگ داشت و با آشوب و تفرقه، به شدت مخالف بود و به وحدت و یکپارچگی امت اسلامي، اهمیت زیادی مي‌داد. بدين ترتيب خداوند(عزوجل) به وسيله‌ي حسن بن علي(رض) شكاف‌هاي ميان امت اسلامي را برداشت و مسلمانان را متحد و یکپارچه ساخت.(6) 
حسن(رض) شخص همیشه بيدار و آگاهی بود كه به اصلاح امت و ایجاد وحدت و یکپارچگی مي‌انديشيد و براي رسيدن به اين هدف، در برابر موانع و تنگناها ايستادگي مي‌كرد و گاهي نيز براي مصلحت امت، در برابر ناملايمات، برخلاف ميل قلبي، سر تسليم فرود مي‌آورد. در صلحي كه ميان معاويه(رض) و حسن(رض) ‌صورت گرفت، شروط و تعهداتي مقرر گرديد و اين صلح، به نتايجي انجاميد كه در عصرهاي مختلف و درگذر زمان، همواره افتخاري براي امام حسن(رض) به حساب آمده و خواهد آمد. دكتر خالد الغيث مي‌گويد: صلح حسن مجتبی(رض) با معاويه(رض) كه موجب جلوگيري ازخونريزي و هدر رفتن خون مسلمانان شد، در واقع از اهميتي چون جمع‌آوري قرآن توسط عثمان بن عفان(رض) و جهاد عليه مرتدان، توسط ابوبكر صديق(رض) برخوردار بود.(7)  و مي‌توان اين صلح را یکی از معجزات نبي اكرم(ص) برشمرد. دليل اين ادعا، روایتی است كه امام بخاري نقل كرده است؛ ابوبكره(رض) مي‌گويد: از رسول‌خدا(ص) شنيدم كه بر فراز منبر مي‌فرمود: (ابني هذا سيد و لعل الله أن يصلح به بين فئتين من المسلمين) يعني: «اين فرزندم، سيد و آقاست؛ چه‌بسا خداوند، او را واسطه‌ي صلح و سازش دو گروه بزرگ مسلمان بگرداند». ابوبكره(رض) مي‌گويد: در آن هنگام، حسن(رض) كنار رسول اكرم(ص) بود و آن حضرت(ص) ضمن بيان اين فرموده، گاهي به حسن نگاه مي‌كرد و گاهي به مردم.(8) 
صلح حسن(رض) با معاويه(رض)، در تاريخ اسلام از اهميت شاياني برخوردار است؛ بدین دلیل که:
1ـ اين صلح، يكي از نشانه‌هاي حقانيت رسالت محمد مصطفي(ص) بود.
2ـ اين صلح، موجب جلوگيري از قتال و خونريزي ميان مسلمانان شد و در نهايت، به وحدت و يكپارچگي آنان انجاميد.
3ـ امام حسن(رض) نخستین خليفه‌اي بود كه هرچند در اوج قدرت قرار داشت و هيچ فشاری سياسي و نظامي، او را تهديد نمي‌كرد، اما از پست و منصب خلافت روي گرداند تا با اين كار، ميان امت اسلامي، صلح و آرامش برقرار كند.
4ـ حسن(رض) آخرين خليفه از خلفای راشدین پس از رسول‌ گرامي اسلام(ص) بود و به همين خاطر كتب عقايد، حديث، تاريخ، ادبيات و غيره مملو از رواياتي است كه به صلح حسن بن علي(رض) با معاويه(رض) پرداخته است. كساني كه اين كتابها را مطالعه مي‌كنند، در بسیاری از آنها بویژه در تاريخ طبري، رواياتي را در اين باره مي‌يابند كه برخي، با برخي ديگر متناقض مي‌باشد و صحيح و ضعيف آنها، با هم خلط شده است. در اين میان، گزارشهای تاریخی، بدون در نظرگرفتن زمان وقوع آن، نقل گرديده و همين، مطالعه‌كننده را در فهم و نتيجه‌گيري با مشکل، مواجه نموده است. در حالي كه رعايت تسلسل زماني در نقل وقايع و جريانهاي صلح از اهميت شاياني برخوردار است و کمک وافری به فهم موضوع كمك مي‌كند(9) .
دكتر خالد الغيث، تلاش فراواني كرده تا اين مصادر و كتابها را مورد بررسي قرار دهد و روايات صحيح و غیرصحیح را از هم جدا نماید و آنها را به ترتيب زمان وقوع، گرد آورد. وي، روايات ضعيفي را كه به نحوي، با روايات صحيح تطابق دارند، از سایر روايات، جدا نموده و به روشي خاص، از آنها در نتيجه‌گيري موضوع، استفاده کرده است. وي، در مورد رواياتي كه پيرامون خلافت معاويه(رض) در تاريخ طبري آمده نيز به همين روش عمل نموده است(10) . بنده، در نقل و بازنویسی گزارشهای مربوط به صلح امام حسن(رض) از اين تلاشهاي زيبا و تقسيم‌بندي ابتكاري دکتر خالد الغیث بهره ی وافری بردم.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاريخ العراق في ظل الحكم الاموي، ص67 و مقاتل الطالبيين، ص55.
2) در مباحث آینده به تفصيل به اين موارد خواهيم پرداخت.
3) بخاري (2704).
4) المستدرك (3/170) اين حديث به شرط بخاري و مسلم صحيح است.
5) دراسة في تاريخ الخلفاء الامويين، بطاينه، ص60،61.
6) منهاج‌السنة (4/536) و دراسة في تاريخ الخلفاء الامويين ص61.
7) مرويات خلافۀ معاويۀ في تاريخ الطبري، خالد الغيث، ص134.
8) بخاري، شماره‌ي 3746.
9) مرويات خلافة معاويۀ في تاريخ الطبري، ص125.
10) همان ص125.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:246.txt">مرحله‌ي اول</a><a class="text" href="w:text:247.txt">مرحله‌ي دوم</a><a class="text" href="w:text:248.txt">مرحله‌ي سوم: تلاش براي ترور حسن(رض)</a><a class="text" href="w:text:249.txt">مرحله‌ي چهارم</a><a class="text" href="w:text:250.txt">مرحله‌ي پنجم</a><a class="text" href="w:text:251.txt">مرحله‌ي ششم: گفتگوي نمايندگان حسن بن علي و معاويه(رض)</a><a class="folder" href="w:html:252.xml">مرحله‌ي هفتم: اقدامي ديگر براي ترور حسن بن علي(رض)</a><a class="text" href="w:text:256.txt">مرحله‌ي هشتم: كناره‌گيري حسن بن علي(رض) از خلافت و واگذاری زمام امور به معاويه (رض)</a></body></html>فرموده‌ي رسول‌خدا(ص) مبني بر اينكه خداي متعال، حسن(رض) را واسطه‌ي صلح و سازش دو گروه بزرگ از مسلمانان قرار مي‌دهد. اين سخن رسول اکرم(ص) به خودي خود، انگيزه‌اي براي حسن(رض) ايجاد كرد كه با اطمينان خاطر، اقدام به صلح كند و در انجام اين كار مصمم باشد.(1)  رسول اكرم(ص) درباره‌ي وي فرموده بود: (إن ابني هذا سيد، و لعل الله أن يصلح به بين فئتين عظيمتين من المسلمين)(2)  يعني:‌«اين فرزندم، آقا و سرور است و چه بسا خداوند، به وسيله‌ي او، ميان دو گروه عظيم از مسلمانان، صلح و سازش برقرار سازد». اين گفته‌ي رسول‌خدا(ص)، يك خبر يا سخن معمولي نبود كه حسن(رض) و ديگر مسلمانان، آن را فقط بشنوند و دیگر هیچ مسئوليتي نداشته باشند؛ بلكه اين سخن، تمام ديدگاهها، افعال و روش زندگي حسن(رض) را تحت تأثير قرار داد و با گوشت و خون وي عجين گشت و وي، چاره‌اي جز این نداشت كه فرموده‌ي جد بزرگوارش، رسول‌خدا(ص) را سرلوحه‌ي تمام افعال و انديشه‌هاي خويش قرار ‌دهد. حسن بن علي(رض) اين سخن را وصيت و سفارشي از جانب رسول‌ گرامي اسلام تلقي مي‌كرد و چون اين رهنمود نبوی را بر زبان مي‌آورد، چشمانش برق مي‌زد و آثار سرور و شادي در چهره‌اش نمودار مي‌گشت. اين وصيت و سفارش نبوي، حسن(رض) را بکلی تحت تأثير قرار داد و آرماني براي وي گردید؛ از اینرو بدان تمسك جست و آن‌را هدف زندگی خويش قرار داد.
علي بن ابي‌طالب(رض) فرزندش حسن(رض) را از جان و دل دوست مي‌داشت؛ چراكه خداوند(عزوجل) به او مناقب وموهبت‌هاي خاصی ارزاني داشته بود و علی(رض) خوب مي‌دانست كه حسن(رض) از چه فضايل و مناقبي برخوردار است. به همين خاطر او را گرامي مي‌داشت. حسن بن علي(رض) حتي هنگام سخن گفتن با پدر گراميش، اين سفارش جدش را سرلوحه‌ي خویش قرار ‌داد. چنانچه پس از شهادت عثمان(رض) از پدرش خواست كه عزلت اختيار كند و از ديده‌ها نهان شود تا زيان‌ها و آسيب‌هاي فتنه‌اي كه به وجود آمده بود، متوجه او نگردد و تنها كارگردانان اين فتنه از آن متضرر گردند. وی، به پدرش گفت: «پدرم! اگر شما د