عاملات و روابط مالي و اقتصادي و نيز مباحث علمي و جر و بحث‌هاي مختلف مي‌رسد. خداي متعال، در قرآن كريم، كم‌فروشان را نكوهش كرده و آنان را به هلاكت و نابودي تهديد كرده است. چنانچه مي‌فرمايد:
(وَيْلٌ لِّلْمُطَفِّفِينَ(1) الَّذِينَ إِذَا اکْتَالُواْ عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ(2) وَإِذَا کَالُوهُمْ أَو وَّزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ(3)) (مطففين:1-3)
«واي به حال كاهندگان؛ كساني كه وقتي (در معامله) براي خود پيمانه مي‌كنند (يا وزن و متراژ مي‌نمايند) به تمام و كمال و افزون بر اندازه‌ي لازم، دريافت مي‌دارند و چون براي ديگران، پيمانه يا وزن مي‌كنند، از اندزه‌ي لازم مي‌كاهند».
ابن‌سعدي رحمه‌الله مي‌گويد: آيه‌ي مذكور، بيانگر اين است كه انسان، همان‌گونه كه حقش را از ديگران مي‌گيرد، بايد حقوق ديگران را هم رعايت نمايد؛ در اين آيه، تمام مسايل اعم از جر و بحث‌ها و بيان دلايل نيز مي‌گنجد. متأسفانه اينك در بگومگوها و كشمكش‌هايي كه ميان دو نفر روي مي‌دهد، هر يك از طرفين مي‌كوشد به بيان دلايلي بپردازد كه بر حقانيت وي، دلالت مي‌كند؛ حال آنكه بر هر يك از آنان واجب است كه دلايل طرف مقابلش را هم كه وي، از آن بي‌خبر است، بيان نمايد و همان‌طور كه دلايل خويش را مد نظر قرار مي‌دهد، به دلايل او نيز توجه نمايد. در چنين مواردي است كه عدل و انصاف انسان، از بي‌انصافي و سرسختي نابجا و ظالمانه‌ي وي، باز شناخته مي‌شود و فروتني و تواضعش، از كبر و غرورش، و نيز عقل و خردش، از سبك‌سري و ناداني‌اش، مشخص مي‌گردد.(21) 
بنابراين حسن(رض) چه زيبا فرموده است: «با مردم، آن‌گونه رفتار كن كه دوست داري با تو رفتار كنند كه در اين صورت، عادل به‌شمار مي‌آيي».(22) 
◘ شرحي بر اين سخن حسن(رض) كه: «پيش از شما كساني مي‌زيستنند كه مال زيادي جمع‌آوري مي‌نمودند و ساختمان‌هاي محكمي مي‌ساختند و آرزوهاي دور و درازي داشتند، اما آنچه جمع كردند، نابود گشت و عملشان، بيهوده و بي‌نتيجه ماند(23)  و خانه‌هايشان، قبرستان آنان گرديد. اي فرزند آدم! تو، از آن زمان كه از شكم مادر زاده شده‌اي، عمرت را تباه مي‌كني؛ پس با آنچه در دست داري، آنچه را كه در پيش روي توست، به دست آور. چراكه مؤمن، (از زندگي دنيا) زاد و توشه بر مي‌دارد و كافر، فقط بهره مي‌جويد و بس».(24)  آن‌گاه اين آيه را تلاوت فرمود:
(وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى) (بقره:197)
«و توشه برگيريد كه بهترين توشه، تقوا و پرهيزگاري است».
حسن(رض) در اين گفتار ارزشمند، به توصيف گروهي از مردم پرداخته كه در دنيا و ظواهر فريبنده‌اش، غوطه‌ور گشته و مشغول ثروت‌اندوزي و ساختن ساختمان‌هاي محكم شده و به آرزوهاي دور و دراز، مبتلا گرديده‌اند. متأسفانه اينك بيشتر مردم، چنين وضعيتي پيدا كرده‌اند مگر كسي كه پروردگارم، به او رحم نمايد. از اين‌رو زماني كه مرگ، به صورت ناگهاني، فرا رسد، ديگر آن‌همه مال و ثروتي كه جمع كرده‌اند، سودي به حالشان نمي‌بخشد و تمام تلاش و كوشش آنان، نباه مي‌گردد و خانه‌هايشان، خالي مي‌شود.
آري! حسن بن علي(رض) مردم را از فريفته شدن به زندگاني دنيا برحذر مي‌دارد و آنها را به بي‌رغبتي به دنيا فرا مي‌خواند. بدون ترديد زهد و بي‌رغبتي به دنيا، ره‌آورد باور كامل به اين است كه تفاوت زيادي ميان دنيا و آخرت، وجود دارد. خداي متعال مي‌فرمايد:
(قُلْ مَتَاعُ الدَّنْيَا قَلِيلٌ وَالآخِرَةُ خَيْرٌ لِّمَنِ اتَّقَى وَلاَ تُظْلَمُونَ فَتِيلاً) (نساء:77)
«بگو: كالاي دنيا، ناچيز است و آخرت، براي كسي كه پرهيزگار باشد، بهتر است و (چون، جزاي شما داده شود) كم‌ترين ستمي به شما نمي‌گردد».
قرآن كريم، مؤمن را به بي‌رغبتي به دنيا، و ميل و رغبت به آخرت، تشويق مي‌نمايد. خداي متعال، بيان فرموده كه كافران، كساني هستند كه به زندگي دنيا و ظواهر فريبنده‌‌ي آن، فريفته مي‌شوند؛ چنانچه مي‌فرمايد:
(زُيِّنَ لِلَّذِينَ کَفَرُواْ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَيَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ اتَّقَواْ فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَاللّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاء بِغَيْرِ حِسَابٍ) (بقره:212)
«زندگي دنيا، براي كافران، آراسته و پيراسته شده (و همين زينت عارضي و گذراي دنيا، ايشان را فريفته و از خدا بي‌خبر ساخته) است و مؤمنان را (كه فريفته‌ي زندگي دنیا نشده‌اند و بيشتر به امور آخرت مشغولند) مسخره مي‌كنند. (ايشان، از ياد برده‌اند كه زندگي دنيا، پل آخرت است) و روز قيامت، پرهيزگاران، بالاتر از ايشانند و خداوند، به هر كس كه بخواهد، بدون حساب (كفر يا ايمان)، روزي مي‌رساند».
قرآن كريم در بسياري از آيات، به بيان اين نكته پرداخته كه زندگي دنيا، ناچيز است و از اين‌رو زيبنده‌ي بنده نيست كه به دنيا مشغول گردد و از آخرت باز بماند؛ چنانچه مي‌فرمايد:
(أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ(1) حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ(2) کَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ(3) ثُمَّ کَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ(4) کَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ(5) لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ(6) ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ(7) ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ(8)) (تكاثر:1-8)
«افزون‌طلبي و باليدن (به مال و منال و ثروت و قدرت) شما را به خود، سرگرم و مشغول مي‌دارد تا آنكه (مي‌ميريد و) به گورستان‌ها مي‌رويد (و كار از كار مي‌گذرد). هان! بس كنيد؛ خواهيد دانست (كه چه آتشي براي خويش برافروخته‌ايد؛ باز هم بس كنيد؛ خواهيد دانست (كه چه روزي بر سر خويش آورده‌ايد). باز آييد! اگر يقين و آگاهي قطعي و راستيني داشته باشيد، (هرگز افزون‌طلبي نمي‌کنيد و به مال و منال دنيا نمي‌باليد). شما قطعاً دوزخ را خواهيد ديد؛ آري! دوزخ را خواهيد ديد و سپس در آن روز، درباره‌ي ناز و نعمت، بازخواست خواهيد شد».
آيات مذكور، بدين مفهومند كه محبت دنيا و نعمت‌هاي دنيوي، شما را از طلب آخرت، تا بدانجا به خود مشغول نمود كه مرگتان، فرا رسيد و از دنيا رفتيد و گورستان، منزل شما گرديد. عبدالله بن شخير(رض) مي‌گويد: نزد رسول‌خدا(ص) رفتم؛ آن حضرت(ص) مي‌‌فرمود: (أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ) يقول ابن آدم مالي مالي و هل لك من مالك إلا ما أكلت فأفنيت أو لبست فأبليت أو تصدقت فأمضيت)(25)  يعني: «افزون‌طلبي و باليدن (به مال و منال) شما را به خود، سرگرم و مشغول مي‌دارد؛ آدمی، مي‌گوید: مالم، مالم. آیا غیر از این است که تنها آن مال و ثروتی، از آنِ توست که مي‌خوری و بدین سان از بین مي‌بری یا مي‌پوشی و کهنه مي‌کنی و یا صدقه مي‌دهی و (برای آخرت خویش) ذخیره مي‌نمایی؟»
همچنين رسول‌خدا(ص) فرموده است: (یقول العبد: مالي مالي و إنما له من ماله ثلاث: ما أكل فأفني، أو لبس فأبلي أو تصدق فأمضي و ما سوي ذلك فذاهب و تاركه للناس)(26)  يعني: «بنده مي‌گوید: مالم، مالم؛ حال آنکه تنها سه چیز، جزو مالِ اوست: آنچه مي‌خورد و از بین مي‌برد،