 عنايت كني و مرا از لذت نگريستن به چهره‌ات، بهره‌مند سازي و شوق ديدارت را نصيبم گرداني؛ و از سختي و گزند رنج‌آور و از فتنه‌ي گمراه‌كننده، به تو پناه مي‌برم. بارخدايا! ما را به زيور ايمان، بياراي و ما را از پيشوايان ره‌يافته، بگردان».
اقوال و سخنان رسول اكرم(ص) در زمينه‌ي رضايت و خرسندي، به آن دسته از اقوالي كه بيانگر خلق و خوي بزرگ وي مي‌باشد، خلاصه نمي‌گردد؛ بلكه رسول‌خدا(ص) اين خلق و خوي سترگ را مي‌ستود و به بيان اجر و پاداش وافرش، مي‌پرداخت تا امتش را به آراسته شدن بدين اخلاق و منش بزرگ، تشويق نمايد. چنانچه فرموده است: (من قال حين يسمع المؤذن: أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له، و أشهد أن محمدًا عبده و رسوله، رضيت بالله رباً و بمحمد رسولاً و بالإسلام دينًا، غفر اللهُ له ما تقدم من ذنوبه)(88)  يعني: «هر كس، هنگام شنيدن صداي مؤذن بگويد: (أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له، و أشهد أن محمدًا عبده و رسوله، رضيت بالله رباً و بمحمد رسولاً و بالإسلام دينًا)(89) ، خداي متعال، گناهان گذشته‌اش را مي‌آمرزد».
آنچه در اين حديث، در خورِ توجه مي‌باشد، اين است كه رسول اكرم(ص) دعاي مذكور را به‌طرز حكيمانه‌اي با عملي پيوند مي‌دهد كه روزانه، پنج بار تكرار مي‌شود تا بدين ترتيب اين دعا و مضمونش، در وجود زنان و مردان مؤمن، نهادينه گردد؛ رسول اكرم(ص) فرموده است: (ذاق طعم الإيمان من رضي بالله رباً و بالإسلام دينًا و بمحمد رسولاً)(90)  يعني: «كسي كه به الله((جل جلاله)) به عنوان پروردگار، و به اسلام به عنوان دين، و به محمد((ص)) به عنوان فرستاده‌ي خدا، راضي و خرسند باشد، طعم ايمان را مي‌چشد».
در اين دو حديث، عظمت و بزرگي خلق و خوي رضايت از الله(جل جلاله) بيان شده و واضح گرديده كه داشتن چنين خلق و خويي، سبب آمرزش گناهان و برخوردار شدن از حلاوت و شيريني ايمان مي‌باشد. زيرا كسي كه داراي چنين سرشتي باشد، مي‌داند هر آنچه كه به او رسيده، خواست خدا بوده و هيچ مانعي، توان دور كردن آن را از وي نداشته است؛ و نيز آنچه به او نرسيده، چنان نبوده كه به وي برسد. همچنين شكي ندارد كه تدبير الهي درباره‌ي او، سراسر خير است و از اين‌رو در خوشي‌ها و ناخوشي‌هاي زندگاني دنيا، شادمان و آسوده‌خاطر زنگي مي‌كند و خداي متعال را در تمام اوضاع و احوال، مي‌ستايد؛ چراكه همه را تقدير و تدبير خداي متعال مي‌داند و چه راحتي و آسايشي، بيش از اين است كه بنده، بدين نحو زندگي‌ نمايد؟!(91) 
آري! حسن بن علي(رض) با زبان حال و نيز با زبان مقال و در قالب سخن ارزشمندش، به اين خلق و خوي سترگ فرا خواند؛ آنجا كه فرمود: «به آنچه خداي متعال، نصيبت فرموده، خرسند و راضي باش تا بي‌نياز گردي».(92) 
◘ شرحي بر اين سخن حسن(رض) كه: «با همسايه‌ات، به‌خوبي رفتار كن تا مسلمان كاملي، محسوب شوي».(93) 
حسن بن علي(رض) مسلمانان را به رفتار و برخورد نيك با همسايگانشان فرا مي‌خواند؛ چراكه حقوق همسايه، از مهم‌ترين حقوق مورد تأكيد در اسلام است. خداي متعال، مي‌فرمايد:
(وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاکِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ) (نساء:36)
«و به پدر و مادر، خويشان، يتيمان، درماندگان و بيچارگان و همسايگان خويشاوند و بيگانه، نيكي كنيد».
عايشه رضي الله عنها مي گويد: رسول اكرم(ص) فرموده: (مَا زَالَ يُوصِينِي جِبْرِيلُ بِالْجَارِ حَتَّى ظَنَنْتُ أَنَّهُ سَيُوَرِّثُهُ)(94)  یعنی: «جبرئيل((ع)) آنقدر مرا در مورد همسايه سفارش نمود كه گمان بردم او را شريك ارث، قرار مي دهد».
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) بخاري، شماره‌ي6065.
2) مسند احمد (3/166)؛ با سند صحيح.
3) نگا: منهج الإسلام في تزكية النفس، ص340.
4) منهج الإسلام في تزكية النفس، ص341
5) علموا أولادكم حب…، ص31.
6) نگا: البداية و النهاية (11/199).
7) مدارج السالكين (2/214).
8) مسلم، شماره‌ي43 (1/62).
9) مسلم، شماره‌ي386 (1/290).
10) يعني: گواهي مي‌دهم كه هيچ معبودي برحقي جز الله وجود ندارد؛ يكتاست و هيچ شريكي (در امر و خلق) ندارد؛ و گواهي مي‌دهم كه محمد((ص)) بنده و فرستاده‌ي اوست؛ به الله(جل جلاله) به عنوان پروردگار، و به محمد(ص) به عنوان پيامبر، و به اسلام، به عنوان دين، راضي و خرسند هستم.
11) مدارج‌السالكين (2/172).
12) مدارج السالكين (2/174)
13) صلاح الأمة (4/512)، به‌نقل از مدارج السالكين
14) يعني: آنچه را كه خداوند متعال، براي او مقدر كرده، نيك بداند و به آن اعتماد كند.
15) نگا: البداية و النهاية (11/199).
16) مرجع پيشين.
17) حديث صحيحي است به روايت: ترمذي، كتاب الزهد، شماره‌ي2333.
18) از آن جهت 
19) سنن ترمذي، شماره‌ي4110.
20) حديث حسن غريبي است كه ترمذي در كتاب الزهد، به شماره‌ي2322 آورده است.
21) بخاري، شماره‌ي4936.
22) حديث، صحيحي است به روايت ترمذي، كتاب الزهد، شماره‌ي 2380 از مقدام بن معدي‌كرب(رض)
23) نگا: أمراض النفس، دكتر انس كرزون، ص109.
24) بخاري، شماره‌ي5393.
25) نگا: فتح‌الباري شرح صحيح البخاري (9/538)
26) شرح النووي علي صحيح مسلم (14/23).
27) نگا: مدارج السالكين (1/458).
28) بخاري، شماره‌ي 5578
29) حاكم در المستدرك (1/22)، اين حديث را صحيح دانسته و ذهبي نيز با او موافق است.
30) نگا: كناب الإيمان، از ابن‌تيميه، ص29.
31) أمراض النفس، ص121.
32) الجواب الكافي، ص59.
33) أمراض النفس، ص121.
34) أمراض النفس، ص123.
35) شريعت اسلام، نه افسارگسيختگي جنسي را قبول دارد و نه سركوب نيازهاي جنسي؛ بلكه با ارائه‌ي راه‌هايي دقيق و كارآمد، زمينه را براي پاسخگويي به نيازهاي جنسي، فراهم آورده است و اين، بيانگر توجه اين آيين آسماني، به نيازهاي بشري مي‌باشد؛ آن‌چنانكه قوانين اجتماعي آن، از جمله ساز و كارها و قوانيني كه در زمينه‌ي ازدواج و كنترل اميال جنسي ارائه داده، همچنان قوي‌ترين و كارآمدترين قوانين اجتماعي در عصر حاضر به‌شمار مي‌رود؛ بر خلاف قوانين بشري كه هر روز، پرده از ناكارايي و بلكه پيامدهاي سوء آن، برداشته مي‌شود. [مترجم]
36) صحيح مسلم. شماره‌ي
37) روضة المحبين، ص109.
38) مرجع پيشين، ص114.
39) البته در مورد اينكه آيا صورت و كفين زن، عورت است يا نه، اختلاف نظر وجود دارد. بسياري از فقهاي امت، بر اين باورند كه پوشاندن صورت، واجب نيست. در تأييد اين ديدگاه، احاديث صحيحي وجود دارد. [مترجم].
40) نگا: شرح النووي علي صحيح مسلم (14/153)
41) مسلم، شماره‌ي1341
42) اين حديث، دليلي بر تفاوت حكم اختلاط و خلوت كردن است؛ از اين‌رو به پندار مترجم، در ادبيات ديني هر جا كه مسأله‌ي حرمت اختلاط به ميان مي‌آيد، در واقع همان مسأله‌ي خلوت كردن زن و مرد بيگانه، منظور مي‌باشد.
43) نگا: بخاري، كتاب اللباس (7/55).
44) أمراض النفس، ص126.
45) البداية و النهاية (11/199).
46) سنن الترمذي، شماره‌ي1986؛ ابن‌حبان نيز اين حديث را روايت نموده (شماره‌ي1913) و آن را صحيح دانسته است.
47) جامع بيان العلم و فضله (1/129).
48) جامع بيان العلم و فضله (1/146