قامت نورزد. از اين‌رو چنين بنده‌اي تنها چيزي را مي‌پسندد و به تقديري راضي و خرسند مي‌گردد كه مطابق ميل و خواسته‌اش باشد. حال آنكه اتفاقات زندگي و آنچه كه خدا، مقدر نموده، هميشه به ميل انسان نيست؛ بلكه گاهي خوشايند و گاهي هم ناخوشايند است. لذا بنده‌ي ناراضى و ناخرسند، نمي‌تواند بر عبادت و بندگي الله(جل جلاله) ثابت‌قدم و استوار باشد، اما بنده‌‌اي كه در همه‌ي اوضاع و احوال، از خدايش راضي و خرسند است، در مقام عبوديت و بندگي الله(جل جلاله) نيز ثابت‌قدم و استوار مي‌باشد. بنابراين بهترين چيزي كه مي‌تواند بي‌قراري بنده را برطرف نمايد، رضايت و خرسندي است. رضايت و خرسندي، قلب بنده را سرشار از محبت خداوند(عزوجل) مي‌گرداند و نارضايتي، قلب وي را از محبت الله(جل جلاله) خالي مي‌گرداند. كسي كه قلبش، آكنده از رضايت و خرسندي گردد، خداي متعال، قلبش را سرشار از بي‌نيازي، آرامش، قناعت، توكل و محبت خويش و نيز انابت و رجوع به سوي خود، مي‌گرداند و كسي كه بهره‌ي چنداني از رضايت و خرسندي نبرده، وضعيت قلبش، دقيقاً، عكس اين حالت مي‌شود و از آنچه كه سعادت و رستگاري‌اش را به دنبال دارد، باز مي‌ماند. سرآغاز رضايت و خرسندي، به دست خود انسان است؛ يعني اين، خود انسان است كه مي‌تواند رضايت و خرسندي از الله(جل جلاله) را برگزيند، اما پايانش، در شمار احوال قرار دارد؛ به عبارتي در جريان سير و سلوك الي الله، آغاز رضا، جزو مقامات و پايانش، جزو احوال، مي‌باشد.
رسول اكرم(ص) فرموده است: (ذاق طعم الإيمان من رضي بالله رباً و بالإسلام دينًا و بمحمد رسولاً)(8)  يعني: «كسي كه به الله((جل جلاله)) به عنوان پروردگار، و به اسلام به عنوان دين، و به محمد((ص)) به عنوان فرستاده ی خدا، راضي و خرسند باشد، طعم ايمان را مي‌چشد».
همچنين فرموده است: (من قال حين يسمع المؤذن: أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له، و أشهد أن محمدًا عبده و رسوله، رضيت بالله رباً و بمحمد رسولاً و بالإسلام دينًا، غفر اللهُ له ما تقدم من ذنوبه)(9)  يعني: «هر كس، هنگام شنيدن صداي مؤذن بگويد: (أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له، و أشهد أن محمدًا عبده و رسوله، رضيت بالله رباً و بمحمد رسولاً و بالإسلام دينًا)(10) ، خداي متعال، گناهان گذشته‌اش را مي‌آمرزد».
ابن‌قيم رحمه الله مي‌گويد: اين دو حديث، مدار تمام مراتب ديني است و همه‌ي آنها، به اين دو حديث منتهي مي‌شوند. اين دو حديث، مفاهيمي همچون رضايت و خرسندي به ربوبيت و الوهيت الله(جل جلاله) و رضايت به فرستاده‌اش و فرمانبرداري از او و نيز رضايت به دينش را در بر گرفته است. به‌راستي كسي كه اين مفاهيم والا، در وجودش جاي گرفته، صديق، به‌شمار مي‌رود. البته گرچه ادعاي اين مفاهيم، به زبان، ساده و آسان به نظر مي‌رسد، اما در حقيقت و در عرصه‌ي آزمون، خيلي سخت و دشوار است؛ به‌ويژه در مواردي كه با پيامدها و رخدادهايي بر خلاف هواها و خواسته‌هاي نفساني همراه باشد….
رضايت به الوهيت الله(جل جلاله)، عبارتست از: خرسندي به محبت خداوند يكتا و خوف و ترس از او؛ و نيز اميد داشتن به او و انابت و رجوع به سوي او؛ و يك‌سويي اختيار كردن براي او و با تمام وجود، روي آوردن به سوي او؛ كشيده شدن تمام اراده‌ها و محبت‌ها با تمام توان به سوي او؛ و راضي بودن از او با تمام وجود كه شامل عبادت و بندگي مخلصانه براي او مي‌باشد.
رضايت به ربوبيت الله(جل جلاله)، عبارتست از: رضايت به اينكه او، امور بنده‌اش را تدبير مي‌كند؛ تنها بر او توكل كردن و تنها از او كمك خواستن و تنها به او اعتماد نمودن؛ همچنين رضايت به ربوبيت، بدين مفهوم است كه بنده، به آنچه كه خدا، او را بدان دستور مي‌دهد و نيز به آنچه كه برايش مقدر مي‌فرمايد، راضي باشد.
رضايت به محمد مصطفي(ص) به عنوان پيامبر، بدين مفهوم است كه: مسلمان، با تمام وجود، از او فرمانبرداري نمايد، به‌گونه‌اي كه او را بر خويشتن، مقدم بدارد و او را از تمام افراد بشر برتر بداند و منزلت و جايگاه والايش را به هيچ‌يك از ساير مخلوقات، ندهد؛ بدين‌سان كه تنها از رهنمودهاي او بهره گيرد و تنها دستورات او را به عنوان حكم و دستور اجرايي بپذيرد و دستور هيچ‌كس را بر دستور او ترجيح ندهد و آنچه را كه درباره‌ي اسماء، صفات و افعال پروردگار متعال گفته، بي‌چون و چرا و بدون انكار و تأويل قبول نمايد و هيچ سخني را در زمينه‌ي حقايق و مراتب ايمان كه برگرفته از آيات قرآن و احاديث نبوي نيست، قبول ننمايد و از پذيرش احكام ظاهري و باطني بي‌اساس كه هيچ جايي در سنت پيامبر(ص) ندارد، خودداري كند و به حكم كسي جز او در اين زمينه، راضي نشود و تنها حكم او را بپذيرد؛ البته اگر حكم مسأله‌اي در سنتش يافت نشد، روي آوردن به نظر شخصي ديگران، حكم خوراكي‌هاي حرامي همچون گوشت مردار و خون را دارد كه انسان مي‌تواند به‌هنگام ضرورت (در حالت اضطرار) از آن استفاده نمايد و بهترين وضعيت در چنين موقعيتي، همچون حالتي است كه شخص معذور، به جاي استفاده از آب پاك، با خاك، تيمم مي‌كند يا او را تيمم مي‌دهند و اما منظور از رضايت و خرسندي از اسلام به عنوان دین، اين است كه با تمام وجود از احكام و دستورات او اعم از امر و نهي، راضي و خرسند باشد و از بابت حكمي كه صادر كرده، به هيچ عنوان دل‌تنگ و ناراحت نباشد و به‌طور كامل تسليم دستورش گردد و آن را بي‌چون و چرا بپذيرد؛ هرچند بر خلاف خواسته و هواي نفساني‌اش يا بر خلاف سخن استاد و هم‌مرامانش و يا مخالف گفتار كسي باشد كه از او تقليد مي‌كند.(11) 
همچنين گفته است: … رضا، اوج توكل و انتهاي آن است؛ كسي كه در عرصه‌ي توكل، فرمانبرداري و تسليم شدن در برابر حكم خدا و نيز واگذاري كارهايش به او، ثابت‌قدم باشد و با تمام وجود در اين عرصه گام نهد، به مقام رضا و خرسندي مي‌رسد و در اين، هيچ شكي نيست. اما از آنجا كه اين امر، خيلي سخت و دشوار است و بسياري از بندگان، ياراي انجامش را به‌طور كامل ندارند، لذا خداي متعال، با لطف و رحمت خود، آن را بر آنها واجب نگردانيده و فقط آنان را تشويق نموده كه به اين عمل والا و عظيم توجه ويژه‌اي داشته باشند و اهل رضايت و خرسندي را ستوده و خبر داده كه ثواب و پاداش اين عمل بزرگ، رضايتش از كساني است كه از او راضي باشند؛ و اين رضايت، از بهشت و نعمت‌هاي موجود در آن، خيلي بزرگ‌تر و والاتر است. از اين‌رو كسي كه از خدايش راضي باشد، خداوند نيز از او راضي مي‌گردد و بلكه رضايت بنده از خدا، نتيجه ي رضايت خدا، از اوست و بدين ترتيب دو نوع رضايت، شامل حال بنده مي‌شود. بنابراين رضايت، بزرگ‌ترين دروازه‌ي شناخت خداوند، و استراحتگاه عارفان و حيات و زندگاني دوستداران الله(جل جلاله) و بهشتِ برينِ عابدان و روشني چشم كساني است كه خواهان ديدار پروردگارشان هستند.
اينك به طرح اين پرسش و پاسخ آن مي‌پردازيم كه چگونه مي‌توان به مقام رضا، دست يافت؟
مهم‌ترين وسيله برا