د و تاوان غصب خلافت را پس مي‌دهند و بدين‌سان شكنجه مي‌گردند، به صليب كشيده مي‌شوند و به سزاي عملشان (يعني غصب خلافت) مي‌رسند!
3ـ عموم مردم. بر اساس اين پندار، شيعيان كه از ديدگاه روافض، تنها گروه مسلمان هستند، سر از قبرهايشان بر مي‌آورند و به دنيا باز مي‌گردند. گفتني است آن‌چنانكه سرآمدان و شيوخ روافض تصريح كرده‌اند، كافران نيز برانگيخته مي‌شوند. لازم به يادآوري است كه اينها، همه‌ي مردم، جز مستضعفان را در جرگه‌ي كافران مي‌دانند.(3) 
بنابراين در تعريف رجعت گفته‌اند كه عبارتست از رجوع بسياري از مردم به دنيا قبل از برپايي قيامت.(4)  و بازگشتشان به دنيا قبل از برپايي قيامت، به همان سيمايي مي‌باشد كه پيش از مرگ داشته‌اند.(5) 
روافض، با علماي اهل بيت و در رأس آنان حسن بن علي(رض) كه رهروان راه حق و پيروان كتاب و سنت بوده‌اند، در زمينه‌ي عقيده‌ي رجعت، مخالفت كرده‌‌ و رجعت را يكي از اصول مذهب شيعه دانسته‌اند. چنانچه راويان دروغگو، روايات بي‌اساسي را ساخته و آنها را به امامان هدايت، نسبت داده‌اند؛ از جمله، اين روايت كه مي‌گويد: «كسي كه به بازگشت ما ايمان ندارد، از ما نيست».(6)  ابن‌بابويه مي‌گويد: «اعتقاد ما درباره‌ي رجعت، اين است كه حق مي‌باشد».(7)  طبرسي و حر عاملي و ساير شيوخ شيعه تصريح كرده‌اند كه: «اماميه، در مورد رجعت، اجماع كرده‌اند و عقيده‌ي رجعت، از باورهاي اساسي و ضروري ايشان است».(8) 
ناگفته پيداست كه عقيده‌ي رجعت و بازگشت به دنيا قبل از برپايي قيامت، مخالفتي آشكار با نصوص و آيات صريح قرآن كريم است؛ الله(جل جلاله) مي‌فرمايد:
(حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ(99) لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَکْتُ کَلَّا إِنَّهَا کَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ(100)) (مؤمنون:99،100)
«و زماني كه مرگ يكي از آنان، فرا مي‌رسد، مي‌گويد: پروردگارا! مرا (به دنيا) بازگردانيد تا كار شايسته‌اي بكنم و فرصت‌هايي را كه از دست داده‌ام، جبران نمايم. نه! (هيچ راه بازگشتي وجود ندارد). اين، سخني است كه او، بر زبان مي‌آورد. در پيش روي ايشان جهان برزخ است تا روز (قيامت) كه برانگيخته شوند».
اين آيه، به‌ويژه بخش پاياني آن، آشكارا عقيده‌ي رجعت را رد مي‌كند.
خداي متعال مي‌فرمايد:
(وَلَوْ تَرَىَ إِذْ وُقِفُواْ عَلَى النَّارِ فَقَالُواْ يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلاَ نُکَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ(27) بَلْ بَدَا لَهُم مَّا کَانُواْ يُخْفُونَ مِن قَبْلُ وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَکَاذِبُونَ(28)) (انعام:27،28)
«اگر تو ايشان را بدانگاه مشاهده كني كه آنان را در كنار آتش دوزخ نگاه مي‌دارند (و چون هراس جهنم، آنها را بر مي‌دارد)، مي‌گويند: اي كاش به دنيا باز مي‌گشتيم و آيات پروردگارمان را تكذيب نمي‌كرديم و از زمره‌ي نيكوكاران مي‌شديم. (اين، چيزي جز يك آرزوي دروغين و دست‌نيافتني نيست) بلكه (به‌خاطر آن است كه در آن جهان، عيوب و نتيجه‌ي) كارهايي كه قبلاً (در دنيا انجام مي‌داده و) پنهان مي‌كرده‌اند، براي آنان آشكار گشته است. اگر هم (به فرض محال، به دنيا) باز گردانيده شوند، به سراغ همان چيزي مي‌روند كه از آن، نهي شده‌اند. ايشان، دروغگويند».
اينها، همه، هنگام مردن و نيز زماني كه در پيشگاه پروردگارشان حاضر مي‌شوند و آتش هولناك جهنم را مشاهده مي‌نمايند، آرزوي بازگشت به دنيا را مي‌كنند، اما از آنجا كه قانون الهي، چيز ديگري است، هيچ توجهي به آرزويشان نمي‌شود. از اين‌رو علما، اعتقاد بازگشت به دنيا را يكي از مهم‌ترين مراتب غلو و بدعت روافض برشمرده اند.(9) 
در صفحات گذشته، مروري بر روايت عمرو بن اصم داشتيم كه موضع حسن بن علي(رض) را درباره‌ي رجعت بيان مي‌كرد؛ در مسند احمد رحمه‌الله آمده است كه يكي از ياران علي(رض) به نام عاصم بن ضمره به حسن بن علي(رض) گفت: «شيعيان چنين مي‌پندارند كه علي(رض) قبل از قيامت، برانگيخته خواهد شد». فرمود: «به خدا سوگند كه اين دروغ‌گويان، دروغ مي‌گويند؛ اگر ما مي‌دانستيم كه علي(رض)، پيش از رستاخيز، برانگيخته مي‌گردد، اموالش را تقسيم نمي‌كرديم و زنانش نيز ازدواج نمي‌كردند».(10) 
اعتقاد به بازگشت مردگان، قبل از برپايي قيامت براي مجازات بدكاران و پاداش دادن به نيكوكاران، با نهاد و طبيعت دنيا، در تعارض است؛ چراكه دنيا سراي عمل است، نه دار مجازات. چنانچه خداي متعال، مي‌فرمايد:
(وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَکُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَما الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلاَّ مَتَاعُ الْغُرُورِ) (آل‌عمران: 185)
«بي‌گمان، پاداش و سزاي اعمالتان، به تمام و كمال در روز قيامت به شما داده مي‌شود. و هر كس، از آتش جهنم بدور گردد و به بهشت، برده شود، واقعاً سعادت را به‌دست آورده و نجات يافته است. و زندگي دنيا، چيزي جز كالاي فريب نيست».
ابن‌سباي يهودي، اساسي‌ترين نقش را در پيدايش عقيده‌ي رجعت داشته است؛ البته وي، رجعت را مخصوص علي(رض) مي‌دانست و معتقد بود كه علي(رض)، اساساً نمرده است؛ تقريباً چيزي شبيه پندار دوازده‌امامي‌ها درباره‌ي مهدي مورد ادعايشان كه معتقدند در غيبت به‌سر مي‌برد. كاملاً روشن است كه اعتقاد به رجعت، بر خلاف اين عقيده‌ي اسلامي است كه هيچ حشر و نشري قبل از برپايي قيامت وجود ندارد و خداي متعال، هر جا كه به كافر يا ظالمي بيم مي‌دهد، او را به روز رستاخيز، تهديد مي‌كند. عقيده‌ي رجعت، بر خلاف آيات قرآن و احاديث فراواني است كه تصريح مي‌كنند قبل از رستاخيز، هيچ بازگشتي به دنيا وجود ندارد.(11) 
عقيده‌ي رجعت را در پرتو نصوص شرعي مورد ارزيابي قرار داديم و اينك به بررسي آن، از ديدگاه عقل مي‌پردازيم. خداي متعال، دنيا را سراي آزمون و آخرت را دار مجازات قرار داده است؛ از اين‌رو چه دليلي وجود دارد كه انسان‌ها را براي حساب‌رسي و رسيدگي به اعمالشان به دنيا باز گرداند، حال آنكه آخرت، محل رسيدگي به اعمال انسان‌هاست؟! ضمن آنكه همه‌ي ما مي‌دانيم عذاب آخرت، براي كسي كه از راه دين منحرف گردد، به‌مراتب سخت‌تر و شديدتر از عذاب دنياست و بطور كلي در طول تاريخ بشريت سابقه ندارد كه خداي متعال، كسي را از جهان مردگان، براي حساب‌رسي به دنيا باز گردانيده باشد.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) سير أعلام النبلاء (3/263).
2) نگا: روح‌المعاني (5/27)؛ ضحي الإسلام(3/237)، احمد امين
3) نگا: أصول الشيعة الإمامية (2/1105).
4) نگا: تفسير قمي (2/76).
5) أوائل المقالات، ص95.
6) نگا: أصول الشيعة الإمامية (2/1103).
7) الإعتقادات، ص90.
8) نگا: مجمع البيان (5/52)؛ همچنين ر.ك: القاموس (3/28)؛ مجمع البحرين (4/334).
9) نگا: أصول الشيعة الإمامية (2/1124)