ختِ نيك و بد و نيز شناخت عميقش نسبت به اهداف و مقاصد شريعت، آنجا نمايان مي‌گردد كه وحدت و يك‌پارچگي امت و نيز حفاظت جان مسلمانان را بر مصالح شخصي خويش ترجيح مي‌دهد و زمام امور مسلمانان را به معاويه(رض) مي‌سپارد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) منهج الرسول في غرس الروح الجهادية، صص10-16.
2) نگا: صحيح مسلم، شماره‌ي873
3) روايت ابن‌ماجه، شماره‌ي 1111 با سند حسن.
4) نگا: زاد المعاد (1/43).
5) التفسير المنير (13/198)
6) نگا: التفسير المنير (16/197-199).
7) التفسير المنير (16/43).
8) مسند احمد 05/428-429)، با سند حسن.
9) البداية و النهاية (2/242).
10) نگا: السيرة النبوية، از مؤلف همين كتاب، (1/6).
11) الطبقات (1/292)؛ با سند حسن؛ به تحقيق: سلمي
12) الطبقات (1/276)؛ سندش، ضعيف است.
13) التبيين في أنساب القرشيين، ص127.
14) نور الأبصار، از شبلنجي، ص122.
15) من أقوال الصحابة، ص67.
16) مفتاح السعادة، احمد مصطفي (2/82)
17) نصيحة الملوك، ص350 از ماوردي.
18) الكامل في التاريخ (4/132)
19) تاريخ دمشق (14/5)حسن بن علي(رض)، از آن دست افرادي بود كه نهايت توان و تلاش خود را در عبادت و بندگي الله(جل جلاله) به‌كار مي‌گيرند؛ وي، در طول زندگي‌اش، با مفهوم فراگير عبادت زيست و با شير حيات‌بخش عبادت، پرورش يافت و از سرچشمه‌ي گوهربار نبوت، سيراب گشت و به دست زهراي محمد(ص)، تربيت شد؛ همان بانوي بزرگواري كه نزد پيغمبر رحمت(ص) رفت تا از او خادمي درخواست نمايد و نتيجه‌‌ي درخواستش، رهنمودي گرديد كه به مراتب، از هر خادم و خدمت گزاري بهتر بود؛ چنانچه رسول اكرم(ص) براي رسيدگي به درخواست دخترش، به خانه‌ي وي رفت و دختر و دامادش را كه در بستر بودند، به گفتن سبحان‌الله، الحمد لله، لا إله إلا الله و الله اكبر، رهنمون گشت. بدين ترتيب حسن(رض) در خانه اي بزرگ شد كه به زيور زهد و عبادت، تقوا و خداترسي و صبر و شكيبايي، آراسته بود؛ بگونه‌اي كه اين ارزش‌ها و زيرساخت‌هاي پرورشي و عبادي، وجود آن بزرگوار را فرا گرفته و او را زبان‌زد و نمونه‌اي مثال‌زدني براي هر مسلماني كرده بود؛ چنانچه هم‌عصرانش، اعم از صحابه‌(رض) و ساير نيكان آن دوران، به اين ويژگي وي، گواهي داده‌اند.
آري! حسن(رض)، عبادت‌گزاري بود كه خداوند متعال را با شناخت و معرفت، عبادت مي‌نمود و با يقين و باوري راستين، به سوي خدا روي آورده و به دنيا پشت كرده بود. به همين سبب نيز هرگاه وضو مي‌گرفت، رنگ چهره‌اش، دگرگون مي‌شد؛ و چون علتش را از او جويا شدند، فرمود: «سزاوار است رنگ چهره‌ي كسي كه مي‌خواهد در آستان خداوند صاحب عرش، به عبادت بايستد، تغيير نمايد».(1) 
ابن‌سعد، اين سخن را آورده كه: «هيچ كسي ترساتر از حسن بن علي و عمر بن عبدالعزير سراغ ندارم؛ آنان، چنان ترسا بودند كه گويا آتش جهنم، تنها براي آنها آفريده شده است».(2) 
هرچقدر كه بنده، به مولاي خويش نزديك مي‌شود و شناخت و معرفتش، نسبت به اسماء و صفات پروردگارش افزايش مي‌يابد و هرچقدر كه بيشتر به صفات كمال خداوند، پي مي‌برد، به همان نسبت، هيبت و عظمت و ترس از خداوند، در او بيشتر مي‌گردد. خداي متعال، روزگار را در ميان مردم، دست به دست مي‌گرداند؛ چنانچه مي‌فرمايد:
(قُلِ اللَّهُمَّ مَالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِي الْمُلْکَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْکَ مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِيَدِکَ الْخَيْرُ إِنَّکَ عَلَىَ کُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ) (آل‌عمران:26)
«بگو: پروردگارا! اي مالك‌الملك! تو، هر آن‌كس را كه بخواهي، حكومت و دارايي مي‌بخشي و از هر كس كه بخواهي، حكومت و دارايي را مي‌گيري و هر كس را که بخواهي، قدرت و عزت مي‌دهي و هر كس را بخواهي، خوار و زبون مي‌گرداني؛ خوبي، در دست توست و بي گمان تو، بر هر چيزي توانايي».
بدين سان واضح گرديد كه خداي متعال، حكومت‌ها را دگرگون مي‌كند؛ چنانكه حكومتي را سرنگون مي‌نمايد و حكومت ديگري را جايگزينش مي‌كند. عده‌اي از فرشتگان خداوند، با گزارش كار بندگانش، به سوي او بالا مي‌روند و عده‌اي هم از نزد او نازل مي‌شوند؛ و اوامر الهي، به‌نوبت و به دنبال آيات و نشانه‌هايش، نازل مي‌گردد و مطابق خواست و اراده‌اش نافذ مي‌شود؛ از اين‌رو هر آنچه خدا بخواهد، در همان لحظه‌اي كه مشيتش، بدان تعلق گرفته و به همان شكلي كه خواست الهي بوده، بدون هيچ كم و كاست يا زيادتي و يا تقديم و تأخيري، صورت مي‌گيرد؛ و امر و فرمان و قدرت و اراده‌اش، در آسمان‌ها و زمين و در موجودات خشكي و دريا، و نيز در آنچه كه در فضا و در ساير اجزا و ذرات جهان هستي است، نافذ مي‌باشد و خداي متعال، همه‌ي اينها را هرگونه كه بخواهد، اداره مي‌كند و هر رخ‌دادي كه خواست و اراده‌ي او باشد، در جهان هستي، روي مي‌دهد.(3)  الله(جل جلاله) مي‌فرمايد:
(يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ کَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ) (سجده:5)
«خداوند، (تمام جهان هستي) از آسمان گرفته تا زمين را زير پوشش تدبير خود قرار داده است؛ سپس تدبير امور، در روزي كه اندازه‌ي آن، هزار سال از سال‌هايي است كه شما مي‌شماريد، به سوي او باز مي‌گردد».
آري! خداي متعال، امور جهان هستي را زير نظر دارد و هيچ ذره‌اي، نه در آسمان‌ها و نه در زمين، نه در اعماق درياها و نه در زير لايه‌هاي كوه‌ها و كوهسارها، از او پنهان نمي‌ماند. الله(جل جلاله) مي‌فرمايد:
(وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي کِتَابٍ مُّبِينٍ) (انعام:59)
«گنجينه‌هاي غيب و كليد آنها، در دست خداست و كسي جز او، از آن آگاه نيست. و خداوند، از آنچه در خشكي و درياست، آگاه مي‌باشد. و هيچ برگي فرو نمي‌افتد، مگر اينكه از آن، باخبر است و هيچ دانه اي در تاريكي‌هاي زمين، و هيچ تر و يا خشكي نيست كه فرو افتد، مگر اينكه (خداوند، از آن آگاه است و) در لوح محفوظ، ثبت و ضبط مي‌باشد».
احساس عظمت و جلال الله(جل جلاله) و شناخت اسماء و صفاتش، باعث پيدايش و افزايش خوف و خشيت بنده از اين خداي بزرگ و عظيم مي‌گردد كه همه چيز، براي او كرنش مي‌كند:(4) 
(وَلِلّهِ يَسْجُدُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعًا وَکَرْهًا وَظِلالُهُم بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ) (رعد:15)
«آنچه در آسمان‌ها و زمين است، خواه ناخواه، براي خدا كرنش مي‌كند. همچنين سايه‌هاي آنها، بامدادان و شامگاهان در مقابلش به سجده مي‌افتند».
حسن بن علي(رض) پس از اداي نماز صبح در مسجد‌النبي، در محل نمازش مي‌نشست و تا بالا آمدن خورشيد، به ذكر خداي متعال مي‌پرداخت و عده‌اي از بزرگان و ساير نمازگزاران نيز همراه او مي‌نشستند و پيرامون مسايل ديني سخن مي‌گفتند. آن