ss="text" href="w:text:83.txt">5 ـ داوري يك داور در صورت وجود اختلاف</a><a class="text" href="w:text:84.txt">6 ـ سربازان الهي، بر جريان انتخاب خليفه، نظارت مي‌كنند و مسؤليت برقراري نظم و جلوگيري از هرج و مرج را برعهده مي‌گيرند</a><a class="text" href="w:text:85.txt">7ـ جواز توليت شخصي شايسته با وجود فردي كه از او شايسته‌تر است</a><a class="text" href="w:text:86.txt">8 ـ شگرد عمر(رض) در نحوه‌ي تعيين جانشين</a><a class="text" href="w:text:87.txt">9ـ مجلس شورا، بزرگترين تشكل و نهاد سياسي</a></body></html>شش نفر، از سوي عمر(رض) براي تعيين خليفه انتخاب شدند كه عبارت بودند از: علي بن ابي‌طالب، عثمان بن عفان، عبدالرحمن بن عوف، سعدبن ابي‌وقاص، زبير بن عوام و طلحة بن عبيدالله(رض). همه‌ي اينها، جزو عشره‌ي مبشره(1) بودند؛ ولي سعيد بن زيد(رض) كه يكي از عشره‌ي مبشره مي‌باشد، جزو اعضاي اين شورا نبود. ابن كثير مي‌گويد: شايد عمر(رض) از آن جهت سعيد بن زيد(رض) را در شمار شوراي خبرگان قرار نداد كه وي، از طايفه‌ي بني عدي بود(2) و عمر(رض) سعي زيادي مي‌كرد كه نزديكانش به امارت نرسند؛ هرچند در ميان نزديكانش، كساني وجود داشتند كه شايسته‌ي خلافت و امارت بودند. از اين‌رو عمر(رض) سعيد بن زيد(رض) را كه از نزديكانش بود، در شمار اعضاي شوراي تعيين خليفه كه در واقع نامزدهاي انتخاباتي براي احراز مسؤوليت خلافت نيز بودند، قرار نداد.(3) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) عشره‌ي مبشره، ده تن از ياران رسول‌خدا(ص) هستند كه آن حضرت(ص) با ذكر نام آنها، به بهشتي بودن آنان گواهي داده است. (مترجم).
2) البداية و النهاية (7/142).
3) الخلفاء الراشدون، نوشته‌ي خالدي، ص98.او، ابومحمد حسن بن علي بن ابي‌طالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف هاشمي قريشي مدني شهيد(1)  و نوه‌ي رسول‌الله(ص) و گل خوشبوي او در دنيا، و سيد و سرور جوانان بهشت است؛ مادرش، فاطمه بنت رسول‌الله(ص) و پدرش، اميرالمؤمنين علي(رض) بوده‌اند. حسن(رض) نوه‌ي ام‌المؤمنين خديجه رضي الله عنها و پنجمين خليفه‌ي راشد است.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) سير أعلام النبلاء (3/246).عمر(رض) به اعضاي شورا، دستور داد كه در خانه‌ي يكي از خود، جمع شوند و پيرامون انتخاب خليفه، با هم مشورت و رايزني نمايند. عبدالله بن عمر(رض) نيز همراه آنان بود و تنها نقش رايزن و مشاوري را داشت كه نامزد خلافت بشمار نمي‌رفت. صهيب رومي(رض) در مدت رايزني اعضاي شورا، مسؤول اقامه‌ي نماز بود؛ عمر فاروق(رض) به او فرمود: «تو، در اين سه روز، مسؤول اقامه‌ي نماز هستي». اين مسؤوليت، از آن جهت بر عهده‌ي صهيب(رض) نهاده شد كه هيچ يك از شش عضو مجلس انتخاب خليفه، مسؤوليت امامت و اقامه‌ي نماز را بر عهده نگيرد و اين مسؤوليت، حمايتي از سوي عمر(رض) براي به خلافت رسيدن آن شخص قلمداد نگردد.(1)  عمر فاروق(رض) مقداد بن اسود و ابوطلحه‌ي انصاري رضي الله عنهما را به عنوان ناظران انتخاباتي تعيين نمود تا بر نحوه‌ي انتخاب خليفه در شوراي تشكيل شده نظارت كنند.(2)
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الخلافة والخلفاء الراشدون، نوشته‌ي بهنساوي، ص213.
2) أشهر مشاهير الإسلام في الحرب و السياسة، ص648.عمر فاروق(رض) سه روز را براي مشورت و رايزني شوراي خبرگان تعيين نمود كه فرصت كافي و مناسبي براي تعيين خليفه بود و اجازه نداد كه اين مدت را افزايش دهند. چراكه تمديد مهلت مقرر از سوي اعضاي شورا، به معناي بروز اختلاف در ميان آنان بر سر انتخاب خليفه و گسترش دامنه‌ي آن بود. از اينرو عمر فاروق(رض) به آنان فرمود: «حتماً روز چهارم در حالي فرا رسد كه شخصي را به امارت خود تعيين كرده‌ايد».(1)
----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) طبقات ابن سعد (3/364).عمر(رض) به صهيب(رض) دستور داد: «سه روز، براي مردم امامت بده تا اين گروه در خانه به كارشان بپردازند؛ اگر در مورد خلافت يك نفر به اتفاق‌ نظر رسيدند، در اين صورت هر كس كه به مخالفت آنان برخاست، گردنش را بزنيد»(1) . بدين سان عمر(رض) دستور كشتن كسي را صادر كرد كه با نظر شوراي مسلمانان، مخالفت كند و درصدد تفرقه‌افكني در ميان مسلمانان برآيد. عمر(رض) با صدور اين حكم، به دستور رسول‌خدا(ص) عمل كرد كه فرموده است: (من أتاكم و أمركم جميع علي رجل منكم يريد أن يشقّ عصاكم، أو يفرق جماعتكم فاقتلوه).(2)  يعني: «در آن حال كه زمام كارتان به صورت يكپارچه به دست يكي از شما باشد، هر كس نزد شما بيايد و قصد ايجاد اختلاف يا تفرقه‌افكني در ميان جماعت يكپارچه‌ي شما را داشته باشد، او را بكشيد».
در بعضي از كتابهاي تاريخ آمده است: عمر(رض) به اين افراد، دستور داد تا براي مشورت و رايزني يكجا جمع شوند و اين حكم را صادر كرد كه اگر پنج تن از آنها در مورد خلافت يك نفر به توافق‌ نظر برسند و يكي از آنان، از پذيرش نظر جمع امتناع نمايد، او را بكشند؛ همچنين دستور داد در صورتي كه چهار نفر از آ‎نها، يك نظر داشته باشند و دو نفر ديگر، از پذيرش رأي آنها خودداري كنند، گردنش را بزنند.(3)  گفتني است: سند اين روايت، صحيح نيست و از نكات عجيب و بي‌اساسي مي‌باشد كه شخصي به نام ابومخنف، آن را ساخته و پرداخته است. اين روايت خودساخته‌ي ابومخنف، برخلاف روايات صحيح و نيز سيرت درخشان صحابه(رض) مي‌باشد. اين ادعاي ابومخنف كه عمر(رض) به صهيب(رض) چنين دستوري داده است، ادعايي بي‌اساس و بلكه گفتاري ناشايست مي‌باشد. چگونه امكان دارد عمر(رض) در حالي چنين دستوري صادر كرده باشد كه آن شش نفر را از بزرگان و برگزيدگان صحابه(رض) مي‌دانسته و خودش با علم به اينكه آنان، سرآمدان صحابه هستند، مسؤوليت تعيين خليفه را به آنها سپرده است؟(4) 
ابن سعد رحمه‌الله نيز اين روايت را نقل كرده كه عمر(رض) به انصار(رض) گفت: «آنان را داخل يك خانه ببريد و چنانچه در مدت سه روز، به اتفاق نظر نرسيدند، به سراغشان برويد و آنان را گردن بزنيد».(5) اين روايت، منقطع است و يكي از راويان آن، شخصي به نام سماك بن حرب مي‌باشد كه محدثان، او را در نقل روايات، ضعيف دانسته‌اند.(6) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) طبقات ابن سعد (3/364).
2) صحيح مسلم (3/1480).
3) تاريخ طبري (5/226).
4) مرويات أبي‌مخنف في تاريخ الطبري، دكتر يحيي، ص175.
5) طبقات ابن سعد (3/342).
6) مرويات ابي‌مخنف في تاريخ الطبري، ص176.عمر(رض) وصيت كرد كه عبدالله بن عمر(رض) در جلسه‌ي اهل شورا حاضر شود؛ البته بي‌آنكه اختيار يا دخالتي در زمينه‌ي تعيين خليفه داشته باشد. عمر(رض) براي آنها توضيح داد كه چنانچه سه تن از آنان يك نظر داشتند و سه نفر هم، نظر ديگري، در اين صورت عبدالله بن عمر(رض) را حكم (داور) قرار دهند و عبدالله(رض) با هر يك از اين دو گروه كه همراه شد، آن گروه، خليفه را تعيين كنند. وي، همچنين دستور داد كه در صورت عدم راضي شدن به قضاوت عبدالله بن عمر(رض)، با گروهي همراه شوند كه عبدالرحمن بن عو