 را خيلي بد مي‌دانم كه هنگام خاكسپاري زنان، فقط پارچه‌اي روي آنها مي‌اندازند و بدين ترتيب خوب پوشيده نمي‌شوند و اندام آنها قابل تشخيص مي‌باشد». اسماء گفت: «اي دختر رسول‌خدا! آيا مي‌خواهي چيزي به تو نشان دهم كه در حبشه ديدم؟» آنگاه اسماء رضي الله عنها درخواست كرد تا تعدادي شاخه‌ي تر خرما بياورند و سپس آنها را خم داد و روي آنها پارچه انداخت. فاطمه رضي الله عنها فرمود: «اين، چقدر خوب و زيباست؛ بدين ترتيب زن و مرد از هم تشخيص داده مي‌شوند (و براي ميت زن، پوشش كافي ايجاد مي‌گردد)».(1) 
ابن‌عبدالبر مي‌گويد: «فاطمه رضي الله عنها نخستين زني است كه در اسلام، جنازه‌اش را بدين ترتيب پوشاندند و پس از او، جنازه‌ي زينب بنت جحش رضي الله عنها را نيز به همين صورت پوشاندند».
ابوبكر(رض) همواره از علي(رض) احوال فاطمه رضي الله عنها را مي‌پرسيد و بر خلاف پندار برخي، جوياي حال وي بود. در دوران بيماري فاطمه رضي الله عنها، علي(رض) در مسجد مشغول نماز بود. پس از آنكه نمازش، به پايان رسيد، ابوبكر و عمر رضي الله عنهما نزدش رفتند و گفتند: «حال دختر رسول‌خدا(ص) چطور است؟» علاوه بر اين ابوبكر صديق(رض) از همسرش اسماء رضي الله عنها نيز حال فاطمه‌ي زهراء را مي‌پرسيد؛ پيشتر گفتيم كه اسماء، پرستار فاطمه بود و در دوران بيماريش، با تمام وجود از او پرستاري مي‌نمود. روزي كه فاطمه ي زهراء رضي الله عنها از دنيا رفت، تمام مردان و زنان مدينه گريستند و همچون روز وفات رسول‌خدا(ص) غم و اندوه، فضاي شهر را پر كرد. ابوبكر و عمر رضي الله عنهما براي عرض تسليت نزد علي(رض) رفتند و از او خواستند كه آنها را براي نماز جنازه جلو نكند.(2)  گويا آن دو بزرگوار، تاب چنان مصيبتي را نداشتند و در توان خود نمي‌ديدند كه نماز جنازه‌ي دختر رسول اكرم(ص) را امامت دهند.
فاطمه‌ي زهرا رضي الله عنها شش ماه پس از رحلت رسول اكرم(ص) در شب سه‌شنبه سوم رمضان سال 11 هجري وفات نمود؛ از علي بن حسين رضي الله عنهما چنين روايت شده كه: «فاطمه رضي الله عنها بين نماز مغرب و عشاء وفات نمود؛ ابوبكر، عمر، عثمان، زبير و عبدالرحمن بن عوف(رض) در آن‌جا حضور داشتند. هنگامي كه جنازه‌اش را براي نماز گذاشتند، علي(رض) از ابوبكر(رض) خواست تا براي نماز جنازه جلو شود. ابوبكر(رض) فرمود: «ابوالحسن! تو خود حضور داري.» علي(رض) گفت: «آري؛ ولي به خدا سوگند كه كسي جز تو بر فاطمه رضي الله عنها نماز نمي‌گزارد.» ابوبكر(رض) نماز جنازه‌ي فاطمه رضي الله عنها را امامت داد و فاطمه رضي الله عنها شبانگاه به خاك سپرده شد. در روايتي آمده است: ابوبكر(رض) بر جنازه‌ي فاطمه رضي الله عنها نماز گزارد و چهار تكبير گفت.(3)  البته روايت ارجح همان است كه امام مسلم رحمه الله روايت كرده كه علي بن ابي‌طالب(رض) بر جنازه‌ي فاطمه رضي الله عنها نماز گزارده است.(4) 
[رابطه‌ي ابوبكر صديق(رض) با اهل بيت و خاندان رسول‌خدا(ص)، چنان رابطه‌ي دوستانه و احترام‌آميزي بوده كه هم زيبنده‌ي ابوبكر(رض) مي‌باشد و هم شايسته‌ي اهل بيت. رابطه‌ي دوستانه‌ي علي و ابوبكر رضي الله عنهما دوطرفه بوده و برپايه‌ي همين دوستي، علي(رض) يكي از فرزندانش را ابوبكر ناميده است.(5)  علاوه بر اين علي مرتضي(رض) پس از وفات ابوبكر صديق(رض)، سرپرستي محمد بن ابي‌بكر را بر عهده گرفت و او را همانند فرزندش سرپرستي كرد….](6)  اينكه برخي گفته‌‌اند: فاطمه‌ رضي الله عنها به علي(رض) وصيت نمود كه هيچ يك از كساني كه به او ستم كرده و حقش را خورده‌اند، در خاكسپاريش حضور نداشته باشد، روايت دروغ و بي‌اساسي است.
شعري از اقبال لاهوري در مورد فاطمه‌ي زهرا:
مريم از يك نسبت عيسي عزيز	از سه نسبت حضرت زهرا عزيز
نــور  چشــم رحمـة للعـالمين	آن  امـام اولـيـــن  و آخــرين
آنـكه جـان در پيكر گيتي دميد	روزگــار تــازه آييــن   آفريد
پـادشــاه و كلبـه‌اي، ايـوان او	يك حسام و يك زره سامان او
مــادر آن مـركز پرگـار عشق	مــادر آن كاروان‌سـالار عشـق
آن يـكي شـمـع شبستان حـرم	حــافظ جـمـعـيت خيــر الامـم
تا نـشيـند آتش پيـكار و كيـن	پشـت پا زد بر سـر تاج و نگين
وان دگـر مـولاي ابــرار جهـان	قــوت بازوي احـرار جـهـــان
در نواي زندگي‌ سـوز از حسين	اهـل حـق حريت‌آموز از حسين
سيــرت فــرزندهـا از امهــات	جــوهر صـدق و صـفا از امهات
مـزرع تـسلـيم را حاصـل بتـول	مـادران را اسـوه‌ي كامـل بتـول
بهرمحتاجي دلش آنگونه سوخت	با يهـودي چـادر خود را فروخت
نـوري و هـم آتشي فرمانـبـرش	گم رضايش در رضـاي شوهرش
آن ادب پـرورده‌ي صـبر و رضا	آسيــاگردان و لـب‌ قـرآن‌ســرا
گــريه‌هاي او ز بـالـين نــيـاز	گــوهر افـشاندي بدامـان نمـاز
اشـك او برچيد جبريل از زمين	همچو شبنم ريخت برعرش برين
رشـته‌ي آيين حق زنجيـر پاست	پاس فرمان جناب مصطفي است
ورنــه گــرد تربـتش گرديدمي	سجــده‌ها بر خاك او پاشيدمي!
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الإستيعاب (4/378).
2) الشيعة و أهل البيت، ص77؛ كتاب سليم بن قيس، ص255.
3) المرتضي، نوشته‌ي ندوي، ص94؛ الطبقات الكبري (7/29).
4) مسلم، شماره‌ي1759
5) المرتضي از ندوي، ص98
6) نگاه كنيد به: المرتضي از ندوي، ص98<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:50.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:51.txt">مهر و محبت رسول‌خدا(ص) به حسن(رض)</a><a class="text" href="w:text:52.txt">شباهت حسن بن علي(رض) به رسول‌خدا(ص)</a><a class="text" href="w:text:53.txt">حسن و حسين رضي الله عنهما سرور و آقاي جوانان بهشت</a><a class="text" href="w:text:54.txt">حسن و حسين، دو گل خوشبوي رسول‌خدا(ص)</a><a class="text" href="w:text:55.txt">حسن(رض)، سردار و آقاي دو جهان</a><a class="text" href="w:text:56.txt">دعاي رسول‌خدا(ص) براي حسن و حسين رضي الله عنهما</a><a class="text" href="w:text:57.txt">احاديثي كه حسن بن علي(رض) روايت كرده است</a><a class="folder" href="w:html:58.xml">شمايل و اوصاف زيباي پيامبر(ص) به روايت حسن بن علي(رض)</a><a class="text" href="w:text:62.txt">آثار تربيت خانوادگي بر حسن بن علي(رض)</a><a class="text" href="w:text:63.txt">ويژگي‌ها و شرايط لازم براي يك پدر مربي</a><a class="text" href="w:text:64.txt">تأثير جامعه بر تربيت و شكل‌گيري شخصيت حسن(رض)</a></body></html>بسم الله الرحمن الرحيم

إنّ الحمدَ للهِ نحمَدُهُ و نستعينُهُ و نستهديهِ و نستغفرُهُ و نعوذ باللهِ مِنْ شرور أنفسِنا و مِن سيئاتِ أعمالِنا مَن يهدِهِ اللهُ فلاَ مُضِلَّ لَهُ وَ مَن يُضْلِلْ فلا هاديَ لَهُ و أشهدُ أن لا إله إلاّ اللهُ وحده لا شريكَ لهُ وأشهدُ أنَّ محمّداً عبدُهُ و رسولُهُ
خداوند متعال مي‌فرمايد:
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ) (آل عمران: 102)
«اي اهل ايمان! آن‌چنان كه بايد و شايد، از خدا بترسيد و شما (همواره سعي كنيد، غفلت نكنيد تا اگر مرگتان به ناگاه فرا‌‌رسد،) نميريد مگر كه مسلمان باشيد.»
(يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّکُمُ الَّذِ