 از قلوب نيكان، بيرون مي‌رود. سفيان ثوري رحمه‌الله مي‌گويد: بي‌رغبتي به جاه و مقام را خيلي كم‌تر از بي‌ميلي به خوراكي‌ها، نوشيدني‌ها، مال و ثروت و لباس‌هاي فاخر، يافتم؛ اگر فرد جاه‌طلب، به خواسته‌اش نرسد، آشفته مي‌گردد و براي دستيابي به خواسته‌اش با تب و تاب تمام، تلاش و تكاپو و حتي جنگ و ستيز، مي‌نمايد. از اين‌رو از جاه‌طلبي و محبت رياست، بپرهيز كه محبت جاه و مقام در ميان مردم، خيلي بيشتر از محبت مال و منال است و اين، نكته‌ي پوشيده‌اي است كه تنها علماي بابصيرت و حاذق، آن را درك مي‌كنند و در ورطه‌ي آن، گرفتار نمي‌شوند. بنابراين مراقب خويشتن باش و مخلصانه، عمل نما كه به‌زودي، مردم، گرفتار اموري خواهند شد كه آرزوي مرگ، خواهند نمود.(1) 
بدين‌سان حسن بن علي(رض) به ما آموخت كه بايد براي حفظ مصالح امت اسلامي و وحدت و يك‌پارچگي مسلمانان، از منافع شخصي و پست و مقام دنيا گذشت و خون و جان مسلمانان را پاس داشت. آري! كوتاه كردن آرزوها و دست كشيدن از آرزوهاي دور و دراز، ياد مرگ و زيارت قبور، كمك شاياني به انسان، براي رسيدن به مقام زهد و بي‌رغبتي به دنيا، مي‌نمايد. حسن(رض)، يكي از طلايه‌داران زهد و تقوا، در دوران خويش بود و تمامي پله‌هاي ترقي در زمينه‌ي بي‌رغبتي به مال و مقام دنيا را پيمود. بر انگشتري آن بزرگوار، نوشته شده بود:
قدم لنفسك ما استطعت من التقي
		إن المنية نازل بك يا فتي!

أصبحت ذافرح كأنك لا تري
		أحباب قلبك في المقابر و البلي(2) 

يعني: «اي جوان! تا مي‌تواني راه تقوا و پرهيزگاري در پيش بگير و اعمال نيك و شايسته، براي خويش، ذخيره كن كه هر آن، مرگت مي‌رسد. تو، آن‌گونه بي‌خيالي كه گويا دوستان و عزيزانت را نمي‌بيني كه طعمه‌ي مرگ و مصيبت‌ها گشته و در گورستان‌ها مدفون شده‌اند».
آري! حسن(رض)، يكي از زهدپيشگان دوران خويش به‌شمار مي‌رفت؛ چنانچه دست از دنيا و جاه و مقام دنيا كشيد و با تمام وجود در راستاي دستيابي به رضايت و خشنودي پروردگارش، كوشيد. هرچند حسن(رض) به هيچ عنوان به‌دنبال اين نبود كه در چشم مردم، عزيز شود، اما خداي متعال، محبتش را در دل مردم انداخت و او را از عزت و شرافت فراواني در نگاه مسلمانان، برخوردار گردانيد. حسن(رض)، به‌شدت از اينكه خود را در چشم و دل مردم جاي دهد، پرهيز مي‌نمود؛ زيرا از اين مي‌ترسيد كه اين امر، ميان او و آفريننده‌اش، فاصله بيندازد؛ خداي متعال، مي‌فرمايد:
(إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا) (مريم:96)
«بي‌گمان كساني كه ايمان مي‌آورند و كارهاي شايسته انجام مي‌دهند، خداوند مهربان، آنان را دوست مي‌دارد و محبتشان را به دل‌ها مي‌اندازد».
رسول‌خدا(ص) فرموده است: (إذا أحب الله العبد قال لجبريل: قدأحببت فلاناً فأحبه، فيحبه جبريل(ع) ثم ينادي في أهل السماء: إن الله قد أحب فلاناً فأحبوه، فيحبه أهل السماء ثم يوضع له القبول في الأرض)(3)  يعني: «هرگاه خداوند، بنده‌اي را دوست بدارد، به جبرئيل(ع) مي‌گويد: من، فلاني را دوست دارم؛ تو نيز او را دوست بدار. بدين ترتيب جبرئيل(ع) نيز آن بنده را دوست مي‌دارد و سپس در ميان اهل آسمان، بانگ برمي‌آورد: خداوند، فلاني را دوست دارد؛ شما هم او را دوست بداريد و بدين‌ترتيب اهل آسمان نيز آن بنده را دوست مي‌دارند و آنگاه مقبوليت و محبت وي، در (قلب اهل) زمين، نهاده مي‌شود».
به‌هر حال، كسي كه در پي شرافت اخروي باشد، به عزت و شرافت دنيا نيز دست مي‌يابد؛ هرچند در پي عزت و شرافت دنيا نباشد. جاه‌طلبي، و تلاش و تكاپو براي دستيابي به جاه و مقام دنيا، با عزت و شرافت اخروي، قابل جمع نيست و نمي‌توان آن را با عزت و شرف آخرت، يك‌جا نمود. البته خوشبخت، كسي است كه نعمت‌هاي جاويد و ماندگار آخرت را بر كالاي فناپذير و گذراي دنيا، ترجيح دهد.
ابوالفتح ستي، چنين سروده است:
أمران مفترقان لست تراهما
		يتشوقان لخلطة و تلاقي

طلب المعاد مع الرياسة و العلي
		فدع الذي يفني لما هو باقي(4) 

يعني: «رياست‌طلبي (و محبت جاه و مقام) و نيز طلب آخرت، دو امر متضاد و متناقض‌اند كه هيچ‌گاه قابل جمع، نيستند و يك‌جا نمي‌شوند؛ بنابراين نعمت‌ها و خوشي‌هاي فاني و زودگذر دنيا را به‌خاطر عزت و سعادت جاويدان و هميشگي آخرت، رها كن و آخرت را بر دنيا، ترجيح بده».
حسن بن علي(رض) با كناره‌گيري از خلافت، به ما آموخت كه چگونه به جاه و مقام دنيا، بي‌رغبت باشيم و به‌خاطر رضايت و خشنودي الله(جل جلاله) و در راستاي مصالح مسلمانان‏، از موقعيت‌هاي دنيوي دست بكشيم. آري! بدين‌سان، عزت و منزلت حسن(رض)، افزايش يافت؛ حسن(رض)، راز وارستگي و رهايي از خويشتنِ خويش را نمایان نمود. او، ايثار را معنا كرد و معلم و آموزگارِ ازخودگذشتگي گشت؛ وي، براي همه‌ي نسل‌ها، مدرسه‌ي ايثار را بنا نهاد تا در آن، درس گذشتن از خود و منافع شخصي، تدريس شود و همه، اين را بياموزند كه بايد حفظ جان و خون مسلمانان و نيز وحدت و يك‌پارچگي آنان را بر منافع شخصي خويش، ترجيح دهند. خلاصه اينكه حسن(رض)، معلم و بلكه مدرسه‌ي ايثار شد و مايه‌ي عزت و افتخار امت اسلامي در طول تاريخ گرديد و تحسين همگان را برانگيخت.
حب جاه و مقام، آن‌قدر در دل برخي از مردم، جاي گرفته كه بسياري از آنان، براي رسيدن به پست و مقام دنيوي، با هم رقابت مي‌نمايند و در اين راستا، هر نيرنگ و حيله‌اي را به‌كار مي‌بندند و مال و ثروت فراواني براي نيل به جاه و مقام مورد نظر خويش، هزينه مي‌كنند و بدين‌سان جاه و مقام را بر مال و منال، ترجيح مي‌دهند! راستي چرا اين‌طور است؟ هر يك از موارد ذيل، مي‌تواند خاستگاه چنين رويكردي باشد:
1ـ رسيدن به مال و ثروت از طريق جاه و مقام، آسان‌تر از دستيابي به پست و مقام از طريق مال و ثروت مي‌باشد. به‌عنوان مثال: عالم يا دانشمندي كه شهرت و يا جاه و مقامی دارد، به‌راحتي مي‌تواند هرچقدر مال و ثروت كه بخواهد، از دوستدارانش، مطالبه نمايد و به‌طور قطع، طرفدارانش نیز از بذل و بخشش مال و ثروت به او و یا برآورده ساختن نیازهایش، دریغ نخواهند کرد.
2ـ مال و ثروت دنيا، فناپذير است و در معرض زوال قرار دارد و هر آن، ممكن است از بين برود. در صورتي كه برخورداري از نفوذ اجتماعي، اين امكان را براي شخص، فراهم مي‌سازد كه از حمايت ديگران، برخوردار شود.
3ـ دستيابي به محبت و اقبال عمومي، و به‌تعبيري برخورداري از موقعيت اجتماعي، بسي آسان است و چون مردم، كسي را دوست بدارند، همواره از او، به‌نيكي ياد مي‌كنند و بدين‌سان نام و آوازه‌اش بر سرِ زبان‌ها مي‌افتد و محبوبيتش، در ميان مردم، گسترش مي‌يابد.(5) 
خودخواهي و جاه‌طلبي، نسبت مستقيمي با هم دارند و خاستگاه بسياري از بيماري‌هاي روحي و رواني هستند؛ مانند: ريا، تكبر، برتري‌جويي بر ديگران، خود‌بزرگ‌بيني، بخل، حسادت و ميل و رغبت وافر به اينكه از سوي ديگران، مورد ت