تاب که بگذريم، سورة توبه برخلاف آنچه نويسندة 23 سال ادّعا دارد به عدالت و وفاي به عهد نسبت بت‌پرستان سفارش مي‌کند، بشرط آنکه پيمان‌شکني نکرده سر جنگ با مسلمين نداشته باشند.

جالب توجّه است که بدانيم بهنگام نزول اين سوره، هنوز قبائل بت‌پرست عرب در پيرامون کعبه «برهنه» طواف مي‌‌کردند! و سرود جاهليت مي‌خواندند! و با اينکه مدّتها از فتح مکّه و تسلّط بر آن سپري شده بود، رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- آنان را از ورود به کعبه منع نمي‌فرمود. پس از آنکه اين سوره فرستاده شد، پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- علي -عليه السلام- را مأمور ساخت تا آنرا بر مشرکان بخواند وهمچون پزشکي که بتدريج، بيماري کهنه را درمان مي‌کند فرمود تا از آن پس ايشان رااز «طواف عريان» بازدارند. علي -عليه السلام-، بخشي از اين سوره را بر بت‌پرستان تلاوت کرد و آنان را از ورود به خانة کعبه و برهنه طواف‌کردن منع نمود[10]. امّا پيام اين سورة شرفه در رابطة بامشرکان آن است که ايشان پيمان مسلمانان را شکسته و دشمنان مسلمين را ياري کرده‌اند و از اين رو قرارداد صلح با آنها اعتبار خود را از دست داده است. در اينجا قرآن کريم استثنايي آورده که اهميت فراوان دارد، مي‌فرمايد: 

)إِلاَّ الَّذِينَ عَاهَدتُّمْ مِنْ الْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَمْ يَنقُصُوكُمْ شَيْئًا وَلَمْ يُظَاهِرُوا عَلَيْكُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ( (توبه: 4)

«مگر کساني از مشرکان که با آنها پيمان بسته‌ايد و سپس بر شما هيچ نقصاني وارد نياورده‌اند (کسي از شما را نکشتند) و باهيچکس بر ضدّ شما همپشتي ننموده‌اند، در اين صورت پيمان آنان را تا زماني که مقرّر داشته‌اند تمام کنيد، که خدا متّقيان را دوست مي‌دارد».

شبيه ‌اين مضمون در سوره‌هاي ديگر قرآن هم آمده چنانکه در سورة مدني نساء مي‌خوانيم:

)فَإِنْ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقَاتِلُوكُمْ وَأَلْقَوْا إِلَيْكُمْ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلاً ( (نساء: 90).

«پس اگر (کافران) از شما کناره گرفتند و با شما نجنگيدند و اظهار صلح نمودند در آن صورت خدا بر ضدّ آنها براي شما راهي قرار نداده است»!.

از اين گذشته، قرآن کريم در سورة توبه براي مشرکاني که پيمان‌شکني نمودد چهار ماه مهلت مقرّر داشته تا اگر نخواستند در محيط قدرت وغلبة اسلام زندگي کنند رهسپار سرزميني ديگر شوند و در اين باره مي‌فرمايد: 

)فَسِيحُوا فِي الأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ ( (توبه: 2).

باز درهمين سوره حُکم ديگري بميان مي‌آورد که نشان مي‌دهد به رشد ديني و فرهنگي مشرکان بيشتر عنايت داشته تا به جنگ با آنان چنانکه مي‌فرمايد: 

)وَإِنْ أَحَدٌ مِنْ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَ يَعْلَمُونَ ( (توبه: 6).

«اگر يکي از مشرکان درخواست کرد که زينهارش دهي، او را در پناه گير تا کلام خدا را بشنود سپس وي را به امانگاهش برسان چرا که اين گروه (حقايق دين را) نمي‌دانند».

در اينجا ممکن است پرسيده شود که: پس جنگ قرآن با مشرکان از چه رو آغاز شده و چرا ادامه يافته است؟

قرآن کريم در همين سوره (توبه) به اين پرسش چنين پاسخ مي‌دهد: 

)أَلاَ تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ وَهَمُّوا بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُمْ بَدَءُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ …( (توبه: 13).

«چرا با گروهي نمي‌جنگيد که پيمانهاي خود را شکستند و تصميم به اخراج پيامبر گرفتند و آنان بودند که نخستين‌بار جنگ را با شما آغاز کردند...».

باز مي‌گويد:

)لاَ يَرْقُبُونَ فِي مُؤْمِنٍ إِلاًّ وَلاً ذِمَّةً وَأُوْلَئِكَ هُمْ الْمُعْتَدُونَ ( (توبه: 10).

«آنها دربارة هيچ مؤمني سوگند و پيماني را رعايت نمي‌کنند و آنان سرکش و متجاوزند».

و نتيجه مي‌گيرد: 

)وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ ( (توبه: 36).

«همه با مشرکان بجنگيد چنانکه آنان همگي با شما مي‌جنگند و بدانيد که خدا پشتيبان متّقيان است».

اين آيات با مفهوم روشن و رساي خود، نمايشگر آن است که پيامبر اسلام -صلى الله عليه وآله وسلم- و مسلمانان در معرض ستم و پيمان‌شکني و پيکار دشمن قرار گرفته بودند و جز دفاع از جان و مال و دين خود راهي نمي‌پيمودند، بنابراين پيکار آنان از ديدگاه عقل و شرع پسنديده بود و هيچ تاريخ‌شناسي ايشان را به ستمگري و بي‌انصافي و زورگويي متّهم و محکوم نتواند ساخت مگر آنکه خود، ستمگر و بي‌انصاف و زورگو باشد!.

)أَمْ يَخَافُونَ أَنْ يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَرَسُولُهُ بَلْ أُوْلَئِكَ هُمْ الظَّالِمُونَ ( (نور: 50).

«آيا بيم دارند که خدا و پيامبرشان بر ايشان ستم روا دارند؟ (نه)! بلکه خود ستمگرند»!. 
--------------------------------------------------------------------------------
*-  در نامه‌اي که رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- براي هِرقَل (هراکليوس) فرستاده همين آيه کريمه را آورده است و بخوبي نشان مي‌دهد که پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- روميانِ مهاجم را مصداق کامل و روشن اين آيه شمرده است. در متن نامه مزبور چنين آمده: «مُن محمّدٍ رَسُولِ اللهِ إلي صاحِبِ الرُّوم إني اَدعوکَ إلَي الإِسلامِ فَإِن أَسلَمتَ فَلَکَ ما لِلمُسلِمينَ وَعَلَيکَ ماعَلَيهِم. فَإِن لَم تَدخُل فِي الإِسلامِ فَأعطِ الجِزيةَ فَإِنَّ اللهَ تَبارَکَ وتَعالي يقولُ: )قَاتِلُوا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلا بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَلا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنْ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ( ...». مجموعة الوثائق السّياسية للعهد النّبوي و الخلافة الرّاشدة، چاپ قاهره، صفحه 51.
[1]- سوره توبه چنانکه مورّخان نوشته‌اند در سال نهم هجرت نازل شد و پيامبراکرم -صلى الله عليه وآله وسلم- علي -عليه السلام- رافرمان داد تا آنرا در مراسم حج بر مردم بخواند. (طبقات ابن سعد، الجزء الثّاني، صفحه 121)
[2]- تاريخ گسترش اسلام، اثر توماس آرنولد، ترجمه دکتر ابوالفضل عزّتي، از انتشارات دانشگاه تهران، صفحه 42.
[3]- سيره ابن هشام، القسم الثّاني، صفحه 591 و 592.
[4]- ابويوسف مي‌نويسد: «وَإِنَّما تَجِبُ الجِزيةُ عَلَي الرِّجالِ مِنهُم دوُنَ النِّساءِ والصِّبيانِ، عَلَي المُوسِرِ ثَمانِيةٌ وَاَربَعُونَ دِرهَماً وعَلَي الوَسَطِ اَربَعَةٌ وعِشرونَ وعَلَي المُحتاج الحِراثِ العامِلِ بِيدِهِ اثنا عَشَر دِرهَماً يؤخَذُ ذلِکَ مِنهُم في کُلِّ سَنَةٍ ... ولا تُؤخَذُ الجِزيةَ مِنَ المِسکين الَّذي يتَصَدَّق عَلَيهِ ولا مِنَ الأَعمي لاحرفةَ له ولا عملَ ولا من ذمّي يتَصَدَّق عَلَيهِ ول