َّالِمِينَ( (يونس: 37-39).

«اين قرآن دروغ‌پردازي‌هايي نيست که غير خدا آنرا ساخته باشد ليکن تصديق چيزهاييست که پيش از آن بوده و توضيح مکتوب الهي است، ترديد در آن نيست که از سوي خداوند جهانيان است. آيا گويند که او قرآن را بدروغ ساخته؟ بگو سوره‌اي همانند آن بياوريد و جز خدا هر کس را توانيد (به ياري) خوانيد اگر راستگوييد. بلکه چيزي را دروغ شمرده‌اند که علم آنرا فراگير نشده‌اند و تأويلش بديشان نرسيده است پيشينيانِ آنها نيز بدينگونه تکذيب کردند پس بنگر که سرانجام ستمگران چگونه بود»؟.

چنانکه ملاحظه مي‌شود پس از اينکه نزول «آيات تکويني» به آينده موکول گشته بر اهميت و اعجاز «اعجاز تشريعي» تأکيد شده است.

خطاي ديگر حداد در آنجا است که از سر تأمل به سوره‌هاي نازل شده در مدينه ننگريسته تا پاسخِِ: )فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنْ الْمُنْتَظِرِينَ ( را که در مکّه نزول يافته ضمن آنها بيابد و معجزات موعود را بشناسد. آري، در سوره‌هاي مَدَني بنا بر وعده‌اي که در مکّه داده شده با آياتي روبرو مي‌شويم که از رويدادهاي معجزه‌آسا سخن مي‌گويند و آثار تاريخي نيز بر وقوع آنها گواهي مي‌دهند بعنوان نمونه از سورة أنفال که دربارة حوادث «غزوة بدر» سخن مي‌گويد چنين استفاده مي‌شود که پيامبر اسلام -صلى الله عليه وآله وسلم- در جنگ بدر، مشتي خاک و سنگريزه از زمين برگرفت و به سوي دشمن مهاجم ريخت.

بلافاصله طوفان عظيمي به سوي مشرکان برخاست و خاک بر چشمان آنان رفت و مؤمنان بر آنها حمله‌ور شدند و سپاه ايشان را درهم شکستند و اين آيه از قرآن کريم نزول يافت: 

)فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاءً حَسَنًا ( (أنفال: 17).

«شما (مؤمنان) آنها را نکشتيد بلکه خدا ايشان را کشت و تو (اي پيامبر) آن (طوفان خاک و شن) را به راه نيانداختي آندم که (مشتي سنگريزه بسوي دشمن) ريختي بلکه خدا آنرا افکند تا مؤمنان را از سوي خويش نعمت نيکويي (فتح و ظفر) دهد».

طبري در تفسيرش همين معنا را چنين گزارش مي‌کند: 

«لما دنا القوم بعضهم من بعض أخذ رسول الله صلى الله عليه وسلم قبضة من تراب فرمي بها في وجوه القوم وقال: شاهت الوجوه! قدخلت في أعينهم کلهم وأقبل أصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم يقتلونهم ويأسرونهم وکانت هزيمتهم في رمية رسول الله وأنزل الله ﴿وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى...﴾». (جامع‌البيان في تفسير آي. القرآن، سوره الأنفال، ذيل آية 17)

يعني: «چون آن قوم به يکديگر نزديک شدند، رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- مشتي از خاک برگرفت و آنرا در روي ايشان بريخت و گفت: (زشت باد اين چهره‌ها)! و آن خاک در چشمان همة آنان رفت و ياران پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- روي بديشان نهادند وگروهي را کشته و برخي را اسير کردند و شکست آنان در اثر خاک افشاندن رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- بود و خداوند اين آيه را نازل فرمود:)وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى (.

و نيز واحدي در کتاب «أسباب النزول» پيرامون اين آيه مي‌نويسد: 

«نزلت في رمي النبي عليه الصلوة والسلام القبضة من حصباء الوادي يوم بدر حين قال للمشرکين: شاهت الوجوه! ورماهم بتلک القبضة، فلم يبق عين مشرک إلا دخلها منه شيء». (اسباب النزول، چاپ مصر، صفحة 156)

يعني: آيه در اين باره فرود آمده که پيامبر عليه الصّلوه و السّلام مشتي از سنگريزة بيابان را در روز بَدْر برگرفت و مشرکان را گفت: شاهت الوجوه! (زشت باد اين چهره‌ها)! و آن مشت (خاک و سنگريزه را) به سوي ايشان ريخت و هيچ چشمي از ديدگان مشرکان نماند مگر که چيزي از آن به درونش رفت»!.

مولوي از اين حادثه چنين تعبير مي‌کند: 
مارميت إذ رميت فتنه‌اي
صد هزاران خرمن اندر حفنه‌اي[8]
آفتابي در يکي ذرّه نهان
ناگهان آن ذرّه بگشايد دهان
ذرّه ذرّه گردد أفلاک و زمين
پيش آن خورشيد چون جست از کمين

ديگر از رويدادهاي شگفت‌انگيز که در سُوَر مدني ذکر آن رفته و در حقيقت «نصرت آسماني» به شمار مي‌آيد، نزول فرشتگان در جنگهاي صدر اسلام به ياري مسلمانان بوده است! چنانکه در سوره‌هاي آل عمران و أنفال و احزاب به تصريح آمده و در اينجا به ذکر نمونه‌هايي از سورة «أنفال» و «احزاب» بسنده مي‌کنيم: 

)إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنْ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ * وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلاَّ بُشْرَى وَلِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ * إِذْ يُغَشِّيكُمْ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنْ السَّمَاءِ مَاءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَيُذْهِبَ عَنكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الأَقْدَامَ * إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ( (أنفال: 9- 12).

«هنگامي را به ياد آوريد که از خداي خويش ياري مي‌خواستيد و او دعوت شما را پذيرفت، همانا من به هزار فرشتة پياپي شما را ياري مي‌کنم. و خدا آن (نصرت آسماني) را جز براي نويد به شما مقرّر نداشت و تا آنکه دلهايتان به إمداد الهي آرام و استوار شود و (بدانيد که) آن ياري جز از سوي خدا نبود، همانا خداوند (بر هر کس) چيره و (در هر کار) فرزانه است ... و آن هنگام را به ياد آر که خداوندت به فرشتگان وحي نمود که من پشتيبان شما هستم، پس مؤمنان را استوار داريد. ترس را در دلهاي کافران خواهم افکند. پس گردنهاي آنانرا از بالا بزنيد و تمام انگشتانشان را قطع کنيد».

همچنين سورة شريفة «احزاب» مي‌خوانيم: 

)يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا وَجُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا وَكَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرًا( (احزاب: 9).

«اي کساني که ايمان آورده‌ايد نعمت خداي را بر خود به ياد آريد در آن هنگام که سپاهياني بر شما يورش آوردند و ما تُندبادي و سپاهياني که نديدند بر آنان فرستاديم و خدا به هر چه مي‌کنيد بينا است».

چنانکه ملاحظه مي‌شود قرآن مجيد به ظهور پديده‌هاي غيرعادي و معجزه‌آسا در تأييد نهضت پيامبر اسلام -صلى الله عليه وآله وسلم- گواهي مي‌دهد تا آنجا که تصريح مي‌نمايد فرشتگان فرمان يافتند سر و پنجة مشرکان را از بدن و دستها جدا کنند و اگر چنين رويدادهايي در روزگار پيامبر رخ نداده بود، ياران آنحضرت به ترديد و پرسش مي‌افتادند و دشمنان پيامبر از انکار و اعتراض دم فرو نمي‌بستند و از هياهو و غوغا کوتاهي نمي‌ک